به طرف جنوب غربي جاري است و پنچ شعبه مهم دارد كه به

 

پنجاب مشهور است .

 

زبان : هند داراي چندين زبان و لهجه و گويش است خط و

 

زبان اوليه آنها سانسكريت است كه كتابهاي زيادي به اين زبان

 

وجود دارد. مهمترين زبان عصر حاضر هند زبان اردو است كه

 

تشكيل شده است از لغات فارسي عربي و تركي و انگليسي و

 

لغات محلي .كلمه هند از نام بومي سيندهو كه نام يك رودخانه

 

بومي هند است و ايرانيها سيندهو را به هندو بدل كردند و هند را

 

به نام هندوستان يهني سرزمين رودخانه ها خواندن از اين كلمه

 

يونانيها كلمه اينديا را بكار بردند.

 

 باستانشناسي هند : هنوز در هند حفاريات باستانشناسي به طور

 

نسبي هم انجا م نگرفته است و از آثار دوره پارينه سنگي هند

 

چيز زيادي بدست نيامده و تنها اشياء نادري هست كه در موزه

 

هاي كلكته و بمبئي نگهداري مي شود.

 

 هنر دره سند :هند تمدني به قدمت ايران و مصر و بين النهرين

 

دارد چهار مركز مهم تمدن باستاني هند شامل:1-  موهنجودارو

 

در هزاره سوم ق م 2- هاراپا با فاصله كوتاهي بعد از تمدن

 

موهنجودارو و در هزاره دوم ق م 3- لوتال هزاره دوم ق م 4-

 

چان مودارو هزاره دوم ق م .

تمدن موهنجودارو در شمال غربي هند يعني پاكستان قرار گرفته

 

و هاراپا در پنجاب غربي واقع شده است و اين دو شهر با وجود

 

فاصله زيادي كه از هم دارند تمدن نزديك به همي دارند و اين

 

تمدن ها قبل از ورود آريائيها به هند است.

 

                                    كنده كاري در سنگ از بهارهوت،قرن اول ميلادي

موهنجودارو و هاراپا از نظر معماري براي ساختن خانه هاي خود

 

از خشت پخته و نيز از مصالح چوب براي پلكان و كف و بام

 

خانه ها استفاده كرده اند و در اين دو شهر حمامهاي عمومي

 

،فاضلاب و مغازه هاي متصل به منازل ساخته اند و خيابانهاي 

 

پهن و كوچه هاي بطور عمودي به يكديگر ساخته شده و خانه

 

ها اغلب چهارگوش و اطراف آنرا حياط فرا گرفته و تكدن

 

موهنجودارو بعدها بر اثر طغيان رود گنگ از بين رفته و لايه

 

هايي ازشن و ماسه خانه ها را پرُ كرده است.

 

شير سانچي در گوشه شمال غربي عكس

آثار هنري در سند به پنچ دسته تقسيم مي شود :1- ظرفهاي

 

سفالين يا سفالينه هاي منقوش 2- پيكره هاي سفالين كوچك

 

اندام و بت هاي گلي 3- مهرهاي مسطح چند ضلعي 4-

 

مفرغينها 5- مجسمه هاي سنگي با نقوش برجسته.

 

مجسمه از شمال غربي هند از گانگولي و گواسمي

وسايل و اشياء سفالين شامل سبوها و شكسته هايي از كاسه و

 

ظروف ديگر به رنگ سرخ روشن و نخودي به ابعاد كوچك تا

 

بزرگ، و ظروف بزرگ غالباً براي ذخيره آذوقه بوده است و

 

نقوش روي زمينه هاي سرخ روشن و نخودي غالباً هندسي با

 

رنگ سياه بصورت دواير متقاطع و نقش درخت و گاه پرندگان

 

و جانوران و انسان هم ديده شده اند و بعضي از اين سفالها با

 

چرخ كوزه گري ساخته شده است كه در زمان خودش ممتاز

 

بوده است .پيكرهاي سفالين چند نوع هستند بعضي ها احتمالاً

 

اسباب بازي كودكان بوده مثل گاوهاي كوهان دار كوچك با

 

ارابه هاي گلي و ميمونها كه با ريسماني به زمين كشيده مي

 

شدند.

 

سر ستون سارانات

مجسمه ها : مجسمه ها كه در ابعاد كوچكتر ساخته مي شد و

 

بهترين نمونه اين مجسمه ها مردي است با ريش بلند كه از

 

سنگ آهك ساخته شده و شبيه به مجسمه هاي سومري است و

 

لباس   يكره سنگي منقوش به گل سه پر است.

 

مجسمه شير در جنوب هند متعلق به قرن هشتم و نهم

اهميت تمدن موهنجودارو:

 

تاريخ نشان داده زماني كه خئوپس اولين هرم بزرگ را در مصر

 

مي ساخت موهنجودارو دورة ترقي خود را طي مي كرد و با

 

سومر و بابل روابط بازرگاني و مذهبي و هنري داشته و دليل

 

وجود اين روابط مهره هاي مشابهي است كه در موهنجودارو و

 

سومر پيدا شده و همچنين در خرابهاي بابل مهره هاي گلي

 

بدست آمده كه به نظر" سرجان مارشال "در حدود هزاره دوم

 

ق م از موهنجودارو به بين النهرين آورده شدند بعضي از

 

پژوهشگران عقيده دارند كه اين تمدن شگفت انگيز از تمدن

 

سومري اقتباس شده و برخي ديگر معتقد هستند كه سومريان

 

فرهنگ خودشان را از هند گرفته اند"وولي" هردو تمدن

 

سومري و هند باستان را از يك اصل و يك فرهنگ مي داند به

 

هرحال نتيجه مي گيريم كه در آغاز هزاره سوم ق م تمدن سند

 

از فرهنگ بابلي جلوتر و شكوفاتر بوده است .

 

تمدن هند و تقسيمات آن :

 

هند را به دوره هاي مختلف تقسيم مي كنند1- دوران دراويدها

 

2- دوره ودائي كه 1500 ق م تا 800 ق م  3- دوره برهمن

 

1-    عصر فلسفي كه از 500 تا 100 ق م

 

2-    احياء هندوئيزم و عقيده بر پيدايش مظاهر الهي 100 ق م

 

تا 500 ميلادي  6- دوره اسلامي قرن 16 ميلادي 7- دوره

 

استعمار و مسيحيت.

 

1-   دوره دراويدها : كه ارواح كوه ،درخت و ستاره و سگ

 

ومار واژدها را مي پرستيدند و مار در بين اين مردم مظهر

 

ظهور و نيروي توليد مي دانستند و جنبه الوهيت داشته است.

 

2-   دوران ودائي : قديمي ترين خدايان ودائي نيروها و

 

عناصر موجود در طبيعت بوده مثل آسمان و خورشيد و زمين

 

و آتش و نور وباد و آب و...

 

ودا به معني دانش است و از كلمه ويده مشتق شده است

 

يعني دانش مقدس ،دعاها و وردها و اسطوره ها همه در

 

كتاب ودا معروف است و يكي از معروفترين كتابهاي دنيا

 

است كه به زبان سانسكريت نوشته شده و با كتاب اوستا

 

حالت خواهري دارند و به همين دليل اسطوره ها و خدايان

 

ايراني با هندي فوق العاده نزديك هستند .خدايان در هند

 

حالت طبقاتي دارند و به سه طبقه تقسيم مي شوند

 

1-  فرمانروا 2- جنگجو 3- مظاهر طبيعت.

 

3-   اوپانيشادها (برهمن ) : اوپانيشادها چكيده وداها هستند و

 

به معني نزد استاد نشستن است برهمن خالق كل است و

 

"آتمن" يعني" خود" و روح خود است و در مقابل برهمن

 

است و اول بايد انسان خود را بشناسد و سپس خالق كل را

 

بشناسد و اوپانيشادها مردمي بودند كه در جنگلها و دور از

 

مردم زندگي مي كردند و تزكيه روح و نفس مي شدند و

 

اين منابع به آنها الهام مي شده و يكي از منابع عرفان جهان

 

است .

 

شاگردي از استادش سوال مي كند كه موجودات بعد از

 

مرگ به كجا مي روند و استاد جواب مي دهد كه براي

 

ارواح ود راه وجود دارد 1- راه خدايان 2- راه نياكان .

 

هندوها از همان زمان ودائي اعتقادداشتند كه بعد از مرگ

 

چشم انسان به خورشيد برمي گردد و نفس و دم به باد مي

 

پيونددو كلامش به اتش و بطور كلي اعضاءبدنش به كائنات

 

متصل مي شود ولي در اوپانيشادها مراتب هستي توسعه پيدا

 

كرده است كساني كه راه نياكان را مي پيمايند بعد از مرگ

 

به دود تبديل مي شوند و بعد وارد سياهي شب شده و از

 

آنجا مرحله اي را طي مي كنند تا به ماه برسند و اين روح كه

 

بالا آمده در ماه مستقرمي شود و به اندازه كارهاي نيكي كه

 

انجام داده در آنجا بهره مي برد و وقتي فضايل او به اتمام

 

رسيد با همان شرايط از ماه خارج مي شود و وارد هوا مي

 

شود و تبديل به دود مي شود و به صورت ابر و باران به زمين

 

مي رسد و مثل دانه اي در زمين رويش مي كند و تغذيه مي

 

كند و بعد وارد مرحله جديدي مي شود راه نياكان راهي

 

است كه افراد عادي طي مي كنند يعني كساني كه در

 

زندگي دنيوي داراي قيد و بند بودند و به مقام آزادي و

 

نجات نرسيده اند و بعد از مرگ دچار گردونه دنيا مي شوند

 

و ماه يك بهشت موقت است براي آنها.

 

راه خدايان : به نظر اوپانيشادها دانايان و فرزانگان كه بيشتر

 

زندگي خود را صرف تصفيه نفس كرده اند به واقعيت مطلق

 

رسيده اند بعد از مرگ به آتش وارد مي شوند و سپس به

 

روشنايي روز و بعد به ماه مي رسند و بعد به خورشيد و

 

سرانجام به بارگاه برهمن راه پيدا مي كنند و اين راهي است

 

بي بازگشت.

 

4-   عصر فلسفي 500 تا 100 ق م :

 

جين ها : موسس اين مسلك "مهاويرا" بود تولد او را قرن

 

ششم ق م مي دانند .اين مذهب به علت اينكه با سيستم

 

كاست موافقت داشته در هند استمرار پيدا كرده است جين

 

ها پا برهنه راه مي روند و تنها از پوشش يك لنگ استفاده

 

مي كنند و گوشت هيچ موجود زنده را نمي خورند و هنگام

 

عبور از معابر جارو بدست موجودات كوچك را كنار مي

 

زنند و راه رستگاري را در رياضت كشي مي دانند و اعتقاد

 

به اين موضوعات دارند 1- دروغ نگوئيد2- هيچ موجود

 

زنده را نكشيد3- به لذتهاي دنيا توجه نكنيد 4- چيزي را كه

 

به شما نداده اند به زور نگيريد.

 

بودا ::بودا شاهزاده اي بود در بنارس بدنيا آمده و در  زير درخت به

 

روشنگري رسيد و بعد به نيروانا وارد شد.

 

در هند يكي از كساني كه اين مذهب را گسترش داد "آشوكا" بود كه

 

سومين پادشاه از سلسله مورياني هند بود .

 

روحانيون مذهب بودائي لباس بلند مي پوشيدندو برحسب دوره هاي

 

مختلف تحصيلي و كسب علوم ديني رنگ لباسها فرق مي كند مثلاً

 

رنگ زرد نشانه اجتهاد است و مومنين سرهايشان را مي تراشند زن و

 

مرد، وتسبيح بلند نيز دارند.

 

ازجمله تعليمات مهم بودا راه رسيدن به نيروانا كه بنام هشت گدار يا

 

چرخ قانون است اين هشت راه عبارتند از :1- نگذار كسي يك موجود

 

زنده را بكشد2- چيزي كه به تو نداده اند به زور نگير3- دروغ

 

نگوئيد4- مشروب ننوشيد5- تر دامن نباشيد6- نفرت را با نفرت پاسخ

 

ندهيد7- خودخواهي را سركوب كنيد8- با تكامل نفس معرفت پيدا

 

كنيد. بودا در سن هشتاد سالگي به نيروانا رسيد و مذهب او بعد از

 

مرگش گسترش پيدا كرد (البته در كشورهاي چين و ژاپن و خاور دور).

 

هنرهاي بودائي: يك مجسمه از بودا كه در حالت نشستن روي چهار

 

زانو كه اصطلاحاً فرم گل نيلوفر ،بطوريكه پنجه و پشت پنجه پا ،روي

 

رانهاست بطرز ضربدر قالب مجسمه هاي بودائي نشسته هستند و بر روي

 

گل نيلوفر بصورت دايره (گل نيلوفر رمز معرفت و شگفتگي است و

 

يكي ازز سمبلهاي مهم مذهب بودائي است اهميت اين گل در اين است

 

كه با طلوع آفتاب باز مي شود و هنگام غروب بسته مي شود) .

 

 

مجسمه هايي كه روي گل نيلوفر ايستاده اند بودي

 

ساتوها هستند كه در طرفين بودا قرار مي

 

گيرند .چشمان مجسمه هاي بودا فرو افتاده كه

 

علامت بصيرت هست و بينايي كامل ،گوشهاي بزرگ كه تا روي شانه

 

هست كه رمز و علامت دانايي است و خال وسط پيشاني به معني چشم

 

سوم و علامت معرفت است و موهاي روي سر جمع شده و سمبل فوق

 

جنسيت است و گاهي در بين مجسمه ها لبخندي بچشم مي خورد كه

 

مفهوم آن بي اعتنايي به دنيا است.

 

 

 

هنر معماري بودايي :بودا هنگام رحلت از جهان به شاگردانش وصيت

 

كرد كه او را بسوزانند و خاكستر او را بر تقاطع چهار راهي دفن كنند

 

اين چهار راه به معني رمز و علامت است و اين علامتها عبارتند از :

 

1-   مرده سوزي  2- قرار دادن خاكستر مرده درون يك ظرف

 

2-   دادن كفاره 4- نصب يادبود . البته عمل مرده سوزي در آئين

 

هندوئيزمها وجود داشته كه وارد مذهب بودائي شده و در بين بودائي

 

ها گاهي بعد از مرده سوزي خاكستر مرده را يا به آب گنگ مي

 

دهند يا از فراز كوهي به باد مي دهند كه چيزي از آن باقي

 

نماند.بعداز اينكه خاكستر را دفن نمودند بر فراز آن ظرف خاكستر

 

،تلي از خاك انباشته كرده و به همان شكل بنايي سنگي بوجود آمد

 

كه در اصطلاح زبان هندي به آن "استوپا" مي گويند كه بناهاي

 

سنگي هندي هستند يكي از بزرگترين استوپاها در زمان "آشوكا" و

 

بنام" سانچي استوپا" (تل خاك بسيار بزرگ ساخته شد .

 

 

 

ستون فلزي آشوكا كه اكنون در محوطة قطب منار در حومة دهلي نصب شده است

 

 

 استوپا قدیمیترین بنای مذهب بودیسم

استوپاهاي قديمي غالباً يكي از آثار بودا در زير آن دفن است مثل

 

دندان ،تارمو،جارو،و غيره استوپاها داراي چهار دروازه ورودي

 

هستند كه احتمالاً اين دروازه ها چوبي بوده كه بعداً به علت

 

پوسيدگي از دروازه هاي سنگي استفاده كردند و تمام قسمتهاي اين

 

دروازه ها پر از نقوش است كه عمل كنده كاري روي چوب را

 

تداعي مي كند و فضاي خالي بين نقوش وجود ندارد كه از مهمترين

 

خواص هنر شرق است نقوش عبارتند از : نقش فيل درخت بودا

 

ساتوها- گردونه مقدس گل نيلوفر- چتر سلطنت اسب بي سوار

 

تخت خالي جاي پا زنان وسوسه گر.

  

 

نمایی از استوپای دمک (Dhamek) قدیمیترین استوپای شناخته شده

 

 

 

 مراحل تحول اولیه استوپا

 

 

استوپا سانچي : گنبد بسيار بزرگي است كه در روي يك صفه

 

سنگي است كه اين بناي گنبدي شكل را بعضي تشبيه به تخمدان

 

گل نيلوفر مي كنند و بسياري از محققين عقيده دارند اين نوع

 

گنبدها بي تاثير بر روي گنبدهايي كه بعداً در شرق بوجود آمده

 

نيست .دورتادور گنبد داراي نرده است كه سابقاً چوبي بوده كه

 

حالا سنگي است و دور كل بنا نرده بزرگي است كه زوار بتوانند به

 

راحتي اين محل مذهبي را زيارت كنند بالاي گنبد ميله اي قرار دارد

 

كه علامت چرخ سلطنت است.

 

معابد بودايي بطور كلي به دو دسته تقسيم مي شوند:

 

1-   معابدي كه داراي يك سالن بزرگ مركزي و دوتا سالن جناحي

 

هستند كه اين سالن هاي جناحي بوسيله ستونها مشخص مي شوند و

 

در بالاي تالار اصلي يك استوپا قرار دارد.

 

2-    معابد مستطيل شكل كه داراي تالار مركزي كه در اطراف اين

 

تالار حجرهايي قرار دارد كه مربوط به راهبان هندي است.

 

غارهاي آجانتا : مجموعه معابدي هستند كه در دل كوه كنده شده

 

كه اين مجموعه داراي 33 زيارتگاه بوده كه اكنون 29 عدد از آنها

 

سالم مانده است و بقيه به علت نفوذ بيگانگان بخصوص انگليسي ها

 

در هند از بين رفته چرا كه كشف اين غارها بطور تصادفي بوده و

 

بيگانگان با عجله آثار هنري داخل آنها را به تاراج برده اند و

 

نقاشيهاي داخل غارها در اثر بي توجه اي از بين رفته است (معابد

 

بودايي بطور كلي جهت زيارت مطلق نيست بلكه بيشتر براي

 

رياضت كشي است )

 

آثار درون غارهاي آجانتا مربوط مي شود به قرن دوم ق م تا قرن

 

ششم ميلادي و  بيشتر  آثار مربوط به بودائيان است طرز كشيدن

 

نقشها به اين شرح است: ابتداء ديوار غار را صاف مي كردند و بعد

 

چند لايه مخلوطي از شن و پودر صدف و گرد آجر و يك نوع

 

سريشم مخصوص با لعاب سبوس برنج كه چندين بار اين لايه ها

 

روي ديوار كشيده شده بود و آخرين بار پوشش از موم و پودر

 

سنگ خارا به ديوار اضافه مي كردند ورنگهاي بكار رفته در نقوش

 

سفيد- سياه آبي قرمز و زرد است كه همه از مواد طبيعي گرفته

 

مي شد و طرح هاي اوليه با ذغال مشخص مي شده و بعد از اتمام

 

نقاشي رنگ ذغال را پاك مي كردند و طرز طراحي به طريق

 

خطوط تند و كند بوده است (ظريف و ضخيم )اطراف بيني و

 

چشمها را بسيار ظريف قلم گيري مي كردند و بطور كلي مجموعه

 

نقاشي در مركز صحنه، خود بودا قرار داشت و جاي خالي ديده نمي

 

شود.

 

نفوذ هنر هخامنشي در هند در دوران آشوكا: بعضي از محققين

 

اعتقاد دارند كه وارث تمدن هخامنشي در هند اسكندر و سردارانش

 

بوده اند در حالي كه وارث حقيقي اين تمدن سلسله مورياني هند

 

بوده است بسياري از بناهايي كه در اين دوران در هند ساخته شده

 

كاملاً تحت نقوذ هنر هخامنشي بوده و احتمالاً سلسله مورياني از نژاد

 

ايرانيان مي باشند.ستونهاي فرمان يا منفرد كه در سراسر هند نظير

 

آنها پيدا مي شود مربوط به آشوكا است كه تعليمات بودا و گفته

 

هاي آشوكا روي آنها نوشته شده كه اين ستونها الهام گرفته از

 

ستونهاي ايراني است (دوران هخامنشي داريوش )

 

 

 

ونهاي هخامنشي (پرس پليس) تخت جمشيد آپادانا از هر تسفلد

4- سرستون پاتالي پوترا

3- مدخل لومارساريشي نخستين نمونه سنگ نگاري هند از سالنامه باستان شناسي هند    

                         

       

8- سرستون چوبي طاق بستان

                                                                              7- سرستون چوبي سبزوار

- سرستون راهپوروا – موزه كلكته   

مقايسه ستونهاي دوران آشوكا و ستونهاي هخامنشي:

 

پايه ستونهاي تخت جمشيد به صورت زنگ برگشته و بدنه ستون

 

داراي تراش قاشقي شكل است و سرستون هخامنشي دو گاو يا

 

عقاب يا شير پشت به هم داده است ولي در هند پايه ستونها مربع

 

شكل است و بدنه ستون بدون تراش و بر روي آن تختك قرار دارد

 

و در روي تختك سه شير پشت بهم داده شده است و در چهار

 

طرف تختك چهار نقش برجسته وجود دارد كه نشانگر چهار حيوان

 

مقدس است شيرهاي دوره آشوكا قابل مقايسه با شيرهاي هخامنشي

 

است و اندازه ستونها در هردو كشور قابل مقايسه است تفاوت اين

 

ستونها در اين است كه در تخت جمشيد ستون جزء ساختمان است

 

و حمال سقف است ولي ستونهاي هند منفرد و جنبه فرمان دارد .گل

 

نيلوفر در هردو كشور زياد استفاده شده ولي در مذهب بودا جنبه

 

تقدس دارد ولي در ايران علامت سلطنت است.

 

 

دوره هندوئيزم (برهمنيزم ) در هندوئيزم به سه خداي مهم بر مي

 

خوريم 1- برهما 2- شيوا 3- ويشنو

 

برهما كه خالق كل است و هندي ها اعتقاد زيادي به اين خدا ندارند

 

چرا كه با خلقت ،مردم را به رنج و عذاب انداخته است.

 

3-   شيوا يكي از بزرگترين خايان هند است كه يك حالت پيچيده

 

دارد خداي كشنده و فنا كننده است قهار و جبار است و اگر برگ

 

خشكي از درخت بيفتد معلول قدرت اوست و مردم قديم عقيده

 

داشته اند او در كوهستان زندگي مي كند و از قله كوهها مي آيد و

 

باعث نابودي مي شود و براي اين باعث نابودي مي شود كه زمينه را

 

براي زنده كردن آمده كند و اين دليل آب و هواي هند است و در

 

اين سرزمين نابودي مطلق نيست و اگر چنين فكر را مو شكافي كنيم

 

مي بينيم كه شيوا خداي بدي نيست بلكه نمادي از تولد و تناسل

 

است پيرها بايد بروند تا جوانان بيايند و او را بصورت رقص نشان مي

 

دهند در روي مجسمه شيطان دروغ و او داراي چهار تا بازو است در

 

يكدست طبل كوچك است و در ديگري شعله فروزان و شكل

 

هلالي ماه روي سرش است و چشمي در پيشاني و آب رود گنگ از

 

موهاي او جريان دارد و سرتا پاي وجودش نيروي حيات است و

 

رقص شيوا رمز چرخش زائيدن و مردن است يكي بدنيا مي آيد و با

 

سرعت بسوي مرگ مي رود و چشم پيشاني نشانه قدرت بيشتر

 

اوست و رنگ صورت او كبود است و گردنبندي از مار به گردن

 

دارد و صورت ديگري كه از شيوا نشان مي دهند در حال تفكر

 

است و اطراف او خاكستر است و موهايش پريشان است و به همين

 

دليل او را حامي مرتاض ها مي دانند و براي شيوا چند همسر قائل

 

هستند و حتي پرستش همسرهاي شيوا در هند خودش يك مكتبي را

 

بوجود مي آورد.يكي از فرزندان شيوا سرفيل و پيكر انسان دارد و

 

ديگري بصورت گاو تجسم شده است .

 

رقص شيوا رمز زادن و مردن است بطوريكه رقص در هند جنبه

 

مذهبي دارد و رقاص سعي مي كند با تنظيم حركات بدن خودش را

 

به خدا نزديك كند و شيوا بر طبل مي نوازد و آغاز حيات را اعلام

 

مي كند و آتش كه به دست دارد رمز مردن و تباهي است و همسر

 

شيوا مهمترين رقص مذهبي را انجام مي دهد و بر خاكستر شيوا مي

 

رقصد يكي از سمبلهاي مهم شيوا مار است رقص شيوا با مار كبري

 

به اين ترتيب است كه اگر رقاص از گزند نيش مار رهايي يابد

 

توانسته است با حركات رقص او را سحر كند و به مرتبه خدايي

 

برسد.(رقص همسر شيوا بر روي خاكستر شيوا معروف است )

 

 شیوا

 

 

 

 

بودا- در حال درس دادن (برای درکی از مقیاس به بطری آب یک لیتری توجه کنید) 

 

 

بودا در حال مديتيشن

 

 

 

معماري برهمنيزم : معابد ويشنو پرستان در شمال هند است و

 

مشخصات آن عبارتند از تالار بزرگ به علاوه يك بتكده مربعي

 

شكل با برجي بسيار بلند و بام اغلب اين معابد بصورت نيلوفر است

 

در داخل تالار معبد نقش برجسته خدايان است و ويشنو گاهي

 

بصورت شير و زماني بصورت قهرمان انساني تجسم مي شود

 

مهمترين معبد ويشنو بصورت كالسكه اي بزرگ با چرخ ساخته شده

 

است كه هركدام از چرخها حدود 10 پا بلندي داردو در حقيقت

 

معبد را شبيه به ارابه اي نقش كرده اند كه ويشنو را به آسمان ببرد.

 

معابد شيوا پرستان در جنوب هند قرار گرفته است و داراي حياط

 

وسيع و مستطيل شكل و با پوشش سقف بصورت زيگورات است

 

غالباً خارج معابد داراي تزئينات بي شمار است و هزينه قسمت

 

خارجي معابد از تمام هزينه هاي ساختمان بيشتر است حدود هزارو

 

دويست معبد قديمي در هند است كه همه داراي نقشهاي برجسته

 

است كه اين نقوش شبيه كنده كاري روي چوب است نقوش زن در

 

بين حجاري ها ديده مي شود كه غالباً به مفهوم مادر مي آيد و

 

نقوش جزئي از معماري است و نقوش فيل وماركبري وافعي زياد

 

است و مجسمه هاي مختلف در داخل معابد است و برهما را گاهي

 

بصورت سه صورت يا چهار صورت نشان مي دهند و شيوا را با سه

 

چشم تجسم مي كنند.

+ نوشته شده توسط مرتضی دلاوری در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 13:8 |