براي بررسي آثار پيش از تاريخ ايران از آغاز تا پايان دوره استقرار در روستاها مي توان ايران را به قسمتهاي مختلف طبيعي فرهنگي زير تقسيم كرد كه عبارتند از :

1-     منطقه ي جنوب غرب و شمال جنوب غرب خوزستان و دهلران

2-     منطقه غرب كرمانشاه

3-     منطقه شمال غرب آذربايجان

4-     منطقه شمال ايران سواحل درياي مازندران و گيلان

5-     منطقه شمال شرق دشت گرگان و خراسان

6-     منطقه فلات مركزي و حاشيه كوير

7-     منطقه جنوب جلگه فارس

8-     منطقه جنوب شرق كرمان و مكران

9-     منطقه شرق سيستان و بلوچستان

آثار فرهنگي پيش از تاريخ ايران را در مناطق محدوده ي طبيعي فرهنگي معين شده ي فوق به اجمال در ادوار

مختلف فرهنگي زير مورد بررسي قرار خواهيم داد .

1-    دوران جمع آوري غذا : كه در اين دوره انسان براي بر آورده كردن نياز غذايي از طريق جمع آوري در حركت دائم بود و آنچه رابدست مي آورد بلا فاصله مصرف مي كرد .

2-    دوران گرد آوري غذا:  طي اين دوره انسان هنوز ازطريق جمع آوري غذا نيازهاي غذايي خود را برآورده مي كرد ولي مقداري از غذاي تهيه شده را براي يك مدت محدود و معين ذخيره مي كرد در اين دوره انسان مفهوم ذخيره كردن را دريافته بود و آن را بكار مي بست .

3-    دوران استقرار موقت و فصلي :گاهي با كوچ از نقطه اي به نقطه ديگر و بطور مرتب طي سال همراه بودكه علاوه بر گرد اوري خوراك درصد محدودي از مواد غذايي مورد نياز نيز توليد مي شد ولي توليد غذا مراحل اوليه را طي مي كرد .

4-    دوران استقرار كامل در روستاها : در اين دوره اجتماعات دريك محل و در تمام طول سال مستقر مي شدند و علاوه بر تهيه ي غذا از طريق مختلف قسمت اعظم نيازهاي غذايي را از طريق كشاورزي و دامداري توليد مي كرد و در امر شناسايي منابع جديد غذايي به تجربيات خود مي افزودند .

از آنجا كه "داشت" نقش عمده اي را در توليد غذا از طريق كشاورزي به عهده دارد شايد بي مناسب نباشد چنانچه استقرار در يك محل را كه منجر به ايجاد روستا ها شد نتيجه مستقيم توليد غذا از طريق كشاورزي (يا حداقل توليد قسمت اعظم مواد غذايي مورد نياز را از طريق كشاورزي ) تصور كنيم .

+ نوشته شده توسط مرتضی دلاوری در شنبه هشتم آذر ۱۳۹۳ و ساعت 9:45 |

سابقه آشنايي ايرانيان با دانش باستان شناسي به زحمت از حدود يك قرن تجاوز مي نمايد ولي عتيقه خري و عتيقه فروشي و جمع آوري اشياء عتيقه از دير باز ميان ايرانيان مانند ساير نقاط جهان در ميان درباريان و طبقه اشراف و زماني نيز به ندرت در بين ساير طبقات معمولي و متوسط الحال اجتماع رايج و متدوال بوده است .در گذشته جمع آوري و نگهداري اشياء باستاني و قديمي ,گذشته از اينكه مايه فخرو مباهات بوده است فقط بصورت يك سرگرمي ساده و يك هوس كودكانه و زود گذر بوده است در اين باره محمد حسنخان اعتماد السلطنه مي نويسد : "..... بعد از ناهار خانه آمدم .تا عصر مشغول خواندن مسكوكات كهنه شدم .تازه باين خيال افتادم سكه كهنه جمع كنم ..." شخص علاقمند به جمع آوري و نگهداري اشياء قديمي و باستاني معمولا تا زماني به سرگرمي خود ادامه مي داد كه هنوز هوس انرا در سر داشت و همينكه از آن زده م سير مي شد ديگر پيگيري نمي نمود و بعد از مدتي درزمان حيات خودش يا در اكثر موارد پس از فوتش اجزا مجموعه اش راهي ساير مجموعه ها مي شد و در اين بين تعدادي از آنها نيز بكلي از بين مي رفتند .

تاثير اقدانات ويرانگر طبقه حاكمه ايرانيان با اثار باستاني و ميراثهاي فرهنگي ايران سبب پيدايش صنفي غير رسمي و بسيار فعال و خرابكار بنام گنج ياب و رمال در بين طبقه عادي مردم گرديد و كتابهايي بتوسط اين اشخاص بنام گنج نامه با خطوط غير معمول حفر و شجري نوشته شد گنج يابي چنان رواج پيدا كرده بود كه نام محلهايي را كه در آنها براي يافتن گنج خاك برداربراي مدتي مديد ادامه داده مي شد تغيير پيدا مي كرد و به گنج تپه و گنج آباد و نظاير آن تبديل مي شد .اعتماد السلطنه يك مورد را چنين ذكر مي كند" ... بعد از ناهار شاه خانه آمدم .سكه اي آقا محمد خان خواجه از خرابه كه حالا مشهور به گنج آباد است پيدا كرده شاه فرمود كه من بخوانم ..."

اين اقدام ويرانگر گنج يابي چه موقع متوقف خواهد گرديد شايد كسي نداند .هنگاميكه در تير ماه سال 1349 هيئت باستان شناسي دانشگاه تهران تپه سگزآباد واقع در دشت قزوين را براي انجام كاوشهاي علمي انتخاب نمود منطقه اي به وسعت حتي 2 در 2 باقي نمانده بود كه از دستبرد گنج يابان مصون مانده باشد .

+ نوشته شده توسط مرتضی دلاوری در شنبه هشتم آذر ۱۳۹۳ و ساعت 9:42 |

اندازه گيري زمان در باستان شناسي

زمان كميتي پيوسته است كه در حواس انسان به صورت رشته وقايع به هم پيوسته احساس مي شود . محدوده زماني بين وقايع يا بين يك واقعه تا زمان حال بر حسب تعداد سالهايي كه بين اين وقايع سپري شده ,اندازه گيري مي شود.

تغيير ,يك نشانة تاريخگذاري براي باستانشناسي است .تغييرات امكان تقسيم اين كميت پيوسته را به قطعات مادي مجزا يا دوره ها فراهم مي آورند .

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مرتضی دلاوری در شنبه هشتم آذر ۱۳۹۳ و ساعت 9:29 |


مردمان ناحیه لرستان امروزی ایران در نیمه نخست هزاره اول پ م پادشاهی کما بیش  

 

 مستحکمی به نام ال پی تاسیس کردند که شاهک نشینهای متعددی آنرا تشکیل  

 

میداد.این  پادشاهی در زاگرس به نام الی مایی تا دوره ساسانیان تداوم داشت.متنهای  

 

آشوری دو شهر این پادشاهی به نام مرئوبیشتو و اکودو را ثبت کرده اند که اولی در خرم  

 

 

آباد و دومی در کوهدشت هستند.سرخدم لری نیایشگاه شهر اکودو و سرخدم لکی  

 

 

بناهای  کنار نیایشگاه است.
 


 

+ نوشته شده توسط مرتضی دلاوری در چهارشنبه پنجم آذر ۱۳۹۳ و ساعت 7:55 |


هرچند که بی گمان این پوشش از فرانسه به جاهای دیگر جهان رفت و فرانسویان نیز آن را در سال

1656 ، در زمان لویی چهاردهم از کروات ها گرفته اند .اما جالب است بدانیم کرواتها (کرواسی)  

 

 

در جنوب شرق اروپا در اصل گروهی از ایرانیان خراسان کهن بودند به نام خروات(خور آوات )  

 

 

یا  ( خور آباد) که به دلایلی به شبه جزیره ی بالکان کوچ کرده اند .-کروات ها به ریشه ایرانی  

 

 

خود امروزه افتخار می کنند . 


اینان در گذشته پارچه ی زیبایی را به گردن خود برای زیبایی می آویختند و این جامه به نام   

 

خودشان  



نوئل مالکوم پ‍ژوهشگر نامی معنی این واژه را (دوستانه) گرفته است .اما بنده گمان می کنم ریشه آن

همان (خورآباد) است . در حاشیه می نویسم حتی واژه ی خرابات در اشعار فارسی نیز شاید همین

خورآباد است . این واژه هنوز در میان مردم کرد کرمانشاه و ایلام به صورت خـوَرآوا کاربرد دارد .


 

نامیده شد و امروزه در سراسر جهان پوشیده می شود .
+ نوشته شده توسط مرتضی دلاوری در سه شنبه چهارم آذر ۱۳۹۳ و ساعت 14:36 |

+ نوشته شده توسط مرتضی دلاوری در سه شنبه چهارم آذر ۱۳۹۳ و ساعت 14:17 |