ويژگيهاي جغرافيايي ايتالياي
باستان
ايتاليا از نظر موقعيت جغرافيايي
ماننديونان شبه جزيره اي است كه در
كنار درياي مديترانه واقع شده و داراي
يك موقعيت مركزيست و منابع زراعتي
آن فراوان است. در شمال كوهستانهاي
سخت گذر آلپ،اين سرزمين را از
بقيةاروپا جدا ساخته و سلسله كوههاي
فوق تا جنوب اين كشور ادامه پيدا مي
كند.
استرابون strabon جغرافي دان جهان
باستان در اين باره بحق خاطر نشان مي
ساخت كه آلپ و دريا براي ايتاليا در
برابر تهاجمات سنگري مطمئن بوجود
مي آورد.
ولي در همان زمان نيز دريا راه گشاده
اي را در تمام جهات تشكيل مي دادكه
از قديم ترين ايام به ايتاليا ئي ها اجازه
مي داد تا با ساير اقوام حوضةمديترانه
در ارتباط باشند و فرهنگ آنها را
جذب كنند . مهمترين بخش ايتاليادر
ساحل غربي شبه جزيره در كنار درياي
تيرنينTyrrhenienne قرار گرفته و
شهر روم پايتخت دنياي باستان در قلب
ايتالي بر فراز تپه هاي مشرف به
رودخانه تيبرTibre بناءشده است . در
حقيقت ايتاليا در شبه جزيرةآپه نين
Apennin كه درياهاي آدرياتيك و
ايوني وتيرنين را فرا گرفته واقع شده
است وشباهت كامل به يك چكمه دارد
و اين شبه جزيره در مركز درياي
مديترانه قرار گرفته و آن را بدو ناحيه
يعني مديترانه غربي و شرقي تقسيم مي
كند. و از طرف ديگر بواسطةشكل
طويل كه دارد در شمال با اروپاي
مركزي در مشرق با يونان و در جنوب
با افريقا مجاور مي شود.
ايتاليا شامل دو منطقه است كه بكلي
مختلف و متمايز از يكديگر،ايتالياي
بري و بحري. ايتاليا بري دشت وسيعي
مي باشد كه از طرف مغرب و شمال
بجبال آلپ واز طرف جنوب به آپنين
محدود است هر قدر بطرف مشرق پيش
رويم صحرا وسيع تر شده و در كنار
آدرياتيك بساحل غير قابل آبادي كه
در طول آن خليج هاي چندي واقع شده
منتهي مي گردد.رودخانه پو po از
مغرب تا مشرق اين دشت جاريست و
شعب متعددي مثل تسين Tessin و
آدّا Adda كه از آلپ سرازير مي
شوند و رودخانه تربي Trebbie كه از
آپنن مي آيد به آن اصافه مي گردد.اين
صحرا در زمستان خيلي سرد و در
تابستان طوفاني و گرم است ليكن
هميشه كشور فلاحتي خيلي مهم بوده
كه از زمان قديم در آنجادرخت مو
حبوبات مي كاشته اندو جنگلهاي
درخت بلوط كه در آن موقع وسعت
داشته گله هاي بزرگ خوك را غذا
مي داده است ولي قدما اين سرزمين را
از حدود ايتالي خارج مي دانستند و
چون بزودي گل ها در آن مسكن
گزيدند به گل سيزآلپين Gaule – Cisalpine
مشهور شد و به عقيدة آنها بعد از عبور
از رودخانة كوچك
روبيكنRubicon كه در جنوب
دشت فوق جاري بوده و در درياي
آدرياتيك مي ريزد ايتاليا واقعي
شروع مي گردد.
ايتالياي بحري با سرزمين فوق تفاوت
زيادي دارد و نسبت به آن خيلي طويل
و باريك و كوهستاني مي باشد. سلسله
جبال آپنن كه ستون فقرات اين ناحيه
محسوب و از شمال به جنوب تا تنگة
مسين Messine ممتداست، يك
سلسله تنها نبوده بلكه از سلسله هاي
كوچك متوازي تشكيل يافته كه
بواسطةدره هاي تنگي كه رودخانه هاي
نامنظمي در آن جاري است از يكديگر
مجزي مي باشدليكن در بعضي نقاط
مخصوصاً قسمت آبروزAbruzzes
قله هاي پوشيده از برف و به ارتفاع
3000 متريافت مي شود.اما در پيشاپيش
شباهت هايي كه از نظر شرايط طبيعي
ميان ايتاليا و يونان وجود دارد،سرزمين
ايتاليادست كم پنج برابرو سعت خاك
يونان بوده كه باين ترتيب تفاوتهاي
ساختمان جغرافيايي اين دو سرزمين
روشن مي گرددو با توجه باين كه
مساحت سرزمين ايتاليا پنج برابر وسعت
خاك يونان مي باشد و در نتيجه
جمعيت آن نيز بنحو قابل ملاحظه اي از
جمعيت يونان بيشتر است .
فرهنگهاي پيش از تاريخ در ايتاليا
تحقيات و بررسي هاي باستان شناسي
نشان مي دهد كه شبه جزيرةآپه نين
خيلي پيش تر از بالكان مسكون بوده
است ،اين شبه جزيره با عصر كهن
سنگي (غارهائي با نقاشي هاي كهن
سنگ در كوهستانهاي
ليگوريligurie)آشنا بوده است و
حال آن كه وجود كهن سنگي تا امروز
در بالكان شناخته نشده است.
عصر نوسنگي نيز در سراسر شبه جزيره
،سيسيل و در ساردني شناخته شده
است(از هزاره چهارم ق م )توده هاي
فراوان استخوان جانوران وحشي و
قشرهاي صدف در محل قرارگاههاي
عصر نوسنگي گواه بر اهميت قاطع
شكار و ماهيگيري در اين دوران مي
باشد.
البته رومي ها نيز مانند يوناني ها از اوايل
تاريخ و نژاد خود چيزي نمي دانستند
فقط از روي يافته هاي باستاني و
كاوشهاي علمي ،امروزه مي توان از
اوضاع اقوام اوليه كه در ايتاليا بسر مي
بردند كمي اطلاع حاصل نمود.با توجه
به آلات و ابزار ساخته شده از سنگ و
استخوان كه كاملاًبراق و صيقل يافته
مي باشند و بقاياي آثار معماري اين
مهّم بخوبي روشن مي شود كه مردم در
عصر نوسنگي در كلبه هاي گردو بيضي
شكل زندگي مي كردندكه فقط درب
و يك روزنه براي خروج دود و وارد
شدن هوا داشته است.مردمان عصر
نوسنگي مردگان خود را غالباًكنار اجاق
و يا تنور (بويژه اجساد بچه ها )و داخل
خانه ها دفن مي كردندبدين ترتيب كه
آنها را به پهلو چپ خوابانيده و
پاهايشان را بعقب خم نموده و يا
همانطوريكه در رحم مادر مي باشند
داخل قبر قرار داده و سپس بدن آنها را
با گِل اُخري رنگ آميزي مي كردند.
مردمان اين سرزمين در عصر نوسنگي
كوتاه قد،سياه چرده و جزءطوايفي
محسوب مي شدند كه در ساحل غربي
مديترانه يعني الجزايرو اسپانيا و ايتاليا
مسكن داشتند و چون در ساحل خليج
ژن Genes مقيم بودند به ليگور
Ligures معروفند اين طوايف اوليه را
ليگور خوانند و احتمال مي رود كه اين
طايفه ابتداءتمام شبه جزيره را در
تصرف خود آوردند ليكن ايتاليائي ها
از شمال هجوم آورشده آنها را عقب
نشانده و مطيع خود گردانيدند.
از نظر نژاد مردمان ايتاليا از نژاد هند و
اروپائي و خيلي شبيه به يوناني ها بوده و
در سال هاي بين 2000 تا 1000 ق م
سرزمينهاي آلپهاي مركزي و شرقي را
ترك گفته و به ايتاليا هجوم آوردند.
البته اين مهاجرت در دو مرحله صورت
گرفت و مهاجمين اول استعمال مفرغ را
به ايتاليائي ها آموخته و گروه دوم بكار
بردن آهن را به آنها ياد دادندوالبته در
آن زمان سرزمينهاي ايتاليا مركز انواع
مواد معدني و فلزات بود و اين ثروت
بيكران آماده ،بازرگانان و استخراج
كنندگان فلزات را بداخل شيه جزيره
جلب مي نمودو به اين ترتيب از همان
1200 ق م بازرگانان از ناحيه اژه و
استخراج كنندگان فلزات از سرزمين
اسپانيا خود را بخاك ايتاليا رساندند
ليكن بنظر نمي آيد كه آنها در الگوي
تمدنهاي محلي تاثير زيادي برجاي
گذاشته باشند.
در سرزمين ايتاليا از هزارةسوم ق م در
كنار سنگ ،كاربرد مس نيز آغاز مي
شود در دوران مس وسنگ
كالكولتيك(chalcolithic)مراحل
اوليه دامداري و بويژه پرورش چها پايان
كوچك نيز بچشم مي خورد البته در
اين ميان استخوانهاي بز،گوسفند و
خوك بحد فراوان در كاوشها ديده مي
شود.
عصر مفرغ
در قسمت شرقي صحرائي كه بوسيله
رودخانة "پو" مشروب مي شود بويژه
در بخش جنوبي آن رودخانه بقاياي
دهكده هائي شناسائي شده است كه
خانه هاي اين روستاها برروي پايه هاي
چوبي كه در زمين فرو برده اند ساخته
شده كه اين روستاها را
تِرّامارTerramare ناميده اند.البته هر
ترامار بشكل مربع مستطيل و از يك
گودي عريض به اضافةيك سنگر
احاطه گشته و برروي پايه هاي چوبي
تخته هائي از چوب مستور از خاك
رس و شن قرار داشت كه بوسيله دو
كوچةعمود بريكديگر به چهر قسمت
تقسيم مي شد و برفراز آن كلبه هائي
مستديربا سقفي از پوشال و علف
بناءكرده بودند وسط پايه ها را از زباله
پر نموده و هر وقت زباله و فضولات به
سطح تخته ها مي رسيد پايه هائي
ديگري در آن فرو برده كلبةجديدي در
بالاي آن مي ساختندو اين طبقه ترامار
محسوب مي گشت .در نتيجه كاوشهاو
تحقيقاتي كه در اين زمينه بعمل آمده
معلوم گرديده است كه ساكنين اين
منازل حيوانات اهلي شده را از قبيل
اسب،سگ،گاو،گوسفندو بز را پرورش
مي داده اند. در اين عصر پيرامون
زراعت نيز پيشرفت شاياني بچشم مي
خورد زيرا در محل استقرار بويژه از
داخل كلبه ها بقاياي باقلاو گندم سنگ
آسياو هاونهاي سنگي يافت شده
است.مردمان اين عصر از نظر بافندگي
پيشرفت چشم گيري نموده و از پشم و
كتان پارچه مي بافته اند . هنر فلزكاري
نيز روبه پيشرفت و توسعه نهاده و
انسانهاي عصر مفرغ موفق بساختن مفرغ
شده اند. در كاوشهاي باستاني از داخل
خانه ها مقداري آلات ابزار جنگي
،زينت آلات و هزاران سنجاق مفرغي
بدست آمده است كه اين خود دليل
روشني است بر هنر فلزگري در عصر
فوق .
از نظر تدفين مردگان خود را بر خلاف
اقوام ليگورها كه اموات خود را بخاك
مي سپردند ،آنها را سوزانده و
خاكسترشان را داخل خمره هاي سفالين
ريخته و سپس آنها در بيرون از محل
مسكوني در قبرستان با مراسم خاصي
دفن مي كردند در ايتالياي مركزي و
جنوبي طي هزارةدوم پيش از ميلاد
تمدن عصر مفرغ با تمدن كرت و ميسن
پيوند يافته كه اين همان تمدن" آپه نين
ها" است كه از تمدن و فرهنگ"
ترامارها "تا اندازه اي عالي تر مي باشد.
و ظروف سفالين تزيين يافته و منقوش
كه مشابه سراميك هاي ميسني است از
مشخصات اين تمدن مي باشد . پيرامون
تدفين مردگان ،مردمي كه در ايتالياي
مركزي و جنوبي زندگي مي كرده اند
برخلاف مناطق ديگر بجاي سوزاندن
مردگان آنها را همچون ليگورها در
قبرهاي معمولي با مراسم خاصي بخاك
مي سپردند.
عصر آهن
در حدود هزارسال ق م تقريباًدر همان
زماني كه دُرين ها Doriens در
سرزمين هاي ايتاليا استقرار يافتند دومين
گروه ايتاليائي ها وارد اين سرزمين شده
كه اين گروه آهن را بخوبي شناخته و
در نتيجه بواسطةاسلحةآهني و اماكانات
بيشتر ساكنين ترامّار را از دشت پو
بيرون رانده و سرزمين هاي آنها را
اشغال نمودند.
در نتيجه كاوشهاي باستاني اين مهم
روشن مي شود كه از هزارةاول ق م
نخستين مرحلةعصر آهن بويژه در شبه
جزيرة آپه نين آغاز شده و مراكز اين
عصر خصوصاًدر ايتالياي شمالي و
مركزي كشف شده است.نخستين
مرحلةعصر آهن در ايتالياي مركزي به
تمدن "ويلانُوا"villanova كه ازنام
محلي واقع در نزديكي" بولوني
"Bolony گرفته شده معروف
است.در نزديكي اين محل در سال
1853 يك گورستاني توسط باستان
سناسان كشف گرديدكه از داخل قبور
اشياءآهني و ظروف سفالين بدست
آمده حكايت از يك تمدن جديد مي
كرد اين تمدن كه بطور عمده در"
اومبري "ombrie تكامل يافته بود و
با توجه به اشياءساخته شده از آهن كه
از ويژگيهاي عمدةاين عصر بشمار مي
رود اين مهم بخوبي روشن مي شود كه
با وجود اين كه هنوز مفرغ در مقام اول
است عصر آهن با ويژگيهاي فرهنگي
خود جايگزين فرهنگ عصر مفرغ
گرديده است.در اين عصر مراكز تجمع
به سبك شهري پديدار شده و از نظر
معماري يك پيشرفت چشم گيري
مشاهده مي شود ولي از نظر پلان و
مصالح معماري كماكان ،نقشه و عناصر
ساختماني اواخر عصر مفرغ در اين
دوره نيز تكرار شده و خانه بشكل دايره
و ازتنةدرختان ساخته مي شد،
وديوارةاطاقها از داخل و بيرون با گل
رس اندود مي گرديد البته خانه هاي
فوق با احتياجات هر خانواده كه اقتصاد
خاص خود را داشت مطابقت مي كرد.
از طرفي اقتصاد اين عصر از
مرحلةابتدائي خارج شده و
بمرحلةكشاورزي و دامداري
ارتقاءيافته بود. ايتاليائي ها با وجود
داشتن اسلحه آهنين هنوز بصورت نيمه
وحشي زندگي مي كردند و تا اينكه
اِتروسكها و يوناني ها كه از سوي خاور
فرا رسيده بودند مبادي تمدن را به آنها
آموختند.
