معماري:   

 

باوجود اين كه در طول صدها سال

 

بر اثر زمين لرزها و جنگها و ساير

 

عوامل طبيعي آثار معماري ،بناهاي

 

باستاني يونان ويران شده و

 

تعدادزيادي از آنها نيز به كلي از بين

 

رفته اند ولي در حال حاضر جهت

 

مطالعه و بررسيآثار معماري زيادي

 

از يونان قديم ،چه در يونان امروزي

 

و چه در آسياي صغير موجوديت

 

خود را بخوبي حفظ كرده است كه

 

مي توان ويژگيهاي چشم گير و سير

تكاملي آنها را از نظر شيوةمعماري

 

از نزديك بخوبي مشاهده كرد.

 

درمعماري يونان معبد جهت پرستش

 

خدايان از اهميت خاصي برخوردار

 

بوده روي همين اصل معماران

 

يوناني بيشتر سعي و كوشش خود را

 

در راستاي معابد متعددي بكار برده

 

و شاهكارهاي زيادي را بوجود

 

آوردند. در نظام معماري يونان

 

باستان درراس بناهاي رسمي

 

،ساختمانهائي قرارمي گرفت كه

 

معمولاًجهت پرستش خدايان با

 

ويژگي خاص ساخته مي شد كه به

 

آنها "نائوس "Naos مي گفتند.

 

معابد عموماً در داخل مكانهاي

 

مقدس از پيش تعيين شده ساخته مي

 

شد كه دربارةاماكن فوق

 

واژة"تمنوس "Temenos را بكار

 

مي بردند.

 

اماكن مقدس عليرغم دارا بودن

 

تعدادمعابد كه هر يك نيز داراي

 

نيايشگاهي بود ودر عين حال

 

مجتمعي از بناها از جمله "گنج

 

خانه" يا "تسائوروس"Tesauros

 

- هليزهاي ستوندار ويا

 

"استوا"Stoa- ياد بودهاي

 

مقدس يا "آناتماتا"Anatemata و

 

بناهاي مقدس كه داراي تزئينات داخلي

 

بود و يا "پروپي لاايون"Propilaion

 

كل ساختمان را تشكيل مي داد.جهت

 

فعاليهاي ورزشي و استراحت اماكني

 

مانند "جيمنازيون"Gimnasion

 

"استاديون"Stadion

 

"تئاترون"Teatron و مكاني براي

 

اجراي كنسرت بنام

 

"اودئيون"Odeion ساخته شده بود

 

كه بعضي مواقع اينها نيز جزءاماكن

مقدس و يا تمنوس بحساب مي آمدند.

 

در يونان باستان به غير از محلهاي

 

مسكوني،محوطه هاي بسياروسيعي نيز

 

بنام "آگورا"Agora يعني بازاركه

 

داراي دهليزهاي ستونداروحياط بزرگ

 

و چشمه هائي بود جهت ازدحام و

 

اجتماع مردم ساخته مي شد كه اين نوع

 

آگوراها غير از شهرهاي باستاني يونان

 

در شهرهاي يونان نشين آسياي صغير

 

ازجمله" افسوس "Ephesos-

 

"پرگاما"Pergama "سيد"Side

 

نيز شناسائي شده است.

 

از آنجايي كه هر يك از شهرهاي يونان

 

باستان جهت حفظ و استقلال و آزادي

 

خود پيوسته در برابريورش دشمنان

 

خارجي مقاومت از خود نشان مي دادند

 

روي همين اصل اهالي هر شهر

 

حصارهاي بسيار مستحكمي نيز در

 

گرداگرد شهرهاي خود ايجاد مي

 

نمودند كه نمونه هاي اين حصار هاي

 

سنگي را مي توان امروزه در شهرهاي

 

از زير خاك در آمدة افسوس و سيد از

 

نزديك مشاهده نمود.در بعضي از

 

اماكن تعدادبناهاي كوچك نيز به

 

ساختمان اصلي اضافه مي شد،به اين

 

ترتيب كه در شهر آتن در داخل يك

 

تئاتر بعد از آن كه يك برنامه كنسرت

 

كُر با موفقيت انجام مي پذيرفت جهت

 

قدرداني و تجليل از آن مراسم و

 

مجريان آن،بناءكوچك ياد بود

 

دربارةآ‹ كنسرت بنام

 

"اپيدائوروس"Epidaurosساخته مي

 

شد.همچنين در پيرامون مراسم فوق

 

يك بناءكوچك ديگري با پلان گرد و

 

با سقف گنبدي بنام "تولوس"Tholos

 

بناءميگرديدكه از نظر معماري بسيار

 

جالب توجه مي باشد.

 

مصالح معماري و روش كاربرد

 

آنها

 

مصالح معماري كه يوناني ها در بناهاي

 

خود آنهارا مورد استفاده قرار مي دادند

 

عبارت بودنداز:

 

1-  خشت هائي كه بوسيله قالب

 

2-  ساخته شده ودر آفتاب خشك

 

مي شدند.

 

3-  "تراكوتا"Terracottaو يا

 

4-  لوحه هاي چهارگوش كه

 

حرارت ديده بودند.

5-  سنگ

 

6-  چوب

 

از اسناد تاريخي چنين بر مي آيد كه در

 

يونان باستان مصالح ساختماني بكار

 

برده شده در بناهاابتداءاز خشت و

 

چوب و تراكوتابوده است زيرا عناصر

 

معماري كه از قديمي ترين معابد يوناني

 

بجاي مانده است اين نظريه را بخوبي

 

روشن مي سازد كه بعدها سنگ در

 

انواع مختلف بعنوان بهترين و مهمترين

 

عنصر معماري در بناءساختمانها مورد

 

استفاده قرارگرفته است كه بهترين نوع

 

آنها عبارت بودند از :سنگ آهك

 

سنگ مرمر بويژه برنگ سفيد سنگ

 

كونگلومراKonglomera(نوعي

 

سنگ مرمر كه تقريباًبرنگ خاكستري

 

روشن مي باشد)بدنه سنگهاي

 

كونگلومرا آهكي بعداز حجاري شدن

 

با گچ اندود شده و سپس مورد استفاده

 

قرار مي گرفت.درمعماري يونان باستان

 

سنگ مرمر،به ويژه از قرن ششم ق.م

 

مورد استفاده قرار گرفته و در تمام

 

شهرهاي هلني خصوصاًسنگ مرمر

 

سفيد به عنوان بهترين عنصر تزئيني در

 

بناها شناخته شده است .از طرفي بيشتر

 

مجسمه هاي سنگي نيز كه از يوناني ها

 

تا به امروزباقيمانده است از سنگ

 

مرمرسفيد ساخته شده و از نظر ارزش

 

هنري خيلي جالب و شايان توجه مي

 

باشند.

 

در معماري يونان باستان سنگهائي كه

 

بصورت تراشيده شده و بشكل

 

چهارگوش منظم مورد استفاده قرار مي

 

گرفت ،ابتداءبه صورت تخته سنگهاي

 

بزرگ توسط هزاران برده از

 

كوههاكنده شده و سپس با ارابه ها به

 

محوطةساختماني حمل مي گرديدو

 

بعداز آن توسط حجاران جهت به

 

كارگيري در بناها در اشكال مختلف و

 

منظم آماده مي گرديد.

 

جهت بكاربردن تخته سنگهاي چهار

 

گوش منظم حجاري شده در

 

ديوارها،ابتداءسوراخهائي در سنگهاي

 

آماده شده ايجاد نموده و با جاسازي

 

لوله هاي آهني در سوراخها آنهارا با

 

طنابهاي ضخيمي كه بدسته هاي آهني

 

گره مي خورد و يا با كمك زنجيرهابه

 

بالا مي كشيدندو براي قفل كردن تخته

 

سنگها در روي ديوار،ازبستهاي آهني و

 

مفرغي استفاده مي كردند.بيشتر مواقع

 

جهت قفل نمودن سنگهاي حجاري

 

شده سرب گداخته را بداخل

 

سوراخهائي كه در سنگها ايجاد شده

 

بودريخته وبا سرد شدن سرب آنچنان

 

بستهايي سربي بوجود مي آمد كه جدا

 

كردن دو سنگ بهم قفل شده حتي غبر

 

ممكن مي رسيد.بستها فلزي كه در قفل

 

نمودن سنگها مورد استفاده قرار مي

 

گرفت .شكل آنها در زمانهاي مختلف

 

تغيير مي يافت مثلاًبستهاي آهني كه سر

 

آنها بطور عمودي خم شده و يك

 

زاويه 90درجه را بوجود مي آورد در

 

قرن ششم و آغاز قرن پنچم ق. م بكار

 

برده شده و بستهائي كه سر آنها

 

بصورت تي Tيا بستهائي كه تقريباًشبيه

 

Hانگليسي قالب گيري گرديده بود از

 

ابتداي قرن ششم ق.م در معماري مورد

 

استفاده قرار مي گرفت و بتدريج سر

 

پاره اي از اين بستهاي فلزي از حالت

 

اوليه خود خارج شده و تقريباًشگل

 

چنگال بخود مي گرفت و به احتمال

 

زياد علت مورد استفاده قرار گرفتن

 

بستهاي فلزي در قرون متمادي در

 

معماري يونان باستان بيشتر بخاطر اين

 

بوده است كه پارةاوقات در آن

 

سرزمين،زمين لرزهائي شديد رخ مي

 

داده است.

 

يوناني ها تخته سنگهاي حجاري شده و

 

چهارگوش را بصورت افقي و با نظم و

 

ترتيب خاصي روي هم قرارداده و به

 

اين ترتيب يك ديوار بسيار منظمي كه

 

هردو طرفش صاف و يك نواخت بود

 

ساخته مي شد(با توجه به آثارمعماري

 

بدست آمده چنين معلوم مي شود كه

 

يوناني ها در بناءساختمانها از ملاط

 

استفاده نكرده اند)كه به اين نوع ديوار

 

"ايزودو موس"Isodomos مي گفتند

 

و يوناني ها جهت پرداخت و صيقل

 

دادن سنگهاي ديوارايزودوموس

 

معمولاًاز سنگهاي سخت كه جهت اين

 

كار تهيه مي شد استفاده مي كردند.در

 

معماري يونان براي اين كه

 

بتوانندقطعات شيار دارستونهارا به

 

صورت منظم و با ترتيب خاص روي

 

هم قرار بدهند،در اين مورد جديت و

 

كوشش لازم به عمل آمده و روش

 

خاصي را به كار مي بردند.به اين ترتيب

 

كه بعد از آماده شدن قطعه ستون شيار

 

دار،درست از نقطةوسط آن يك

 

سوراخي به عمق 15 سانتيمتر باز نموده

 

وسپس يك تختةگرد آماده شده را كه

 

بيش از 30 سانتيمتر بلندي نداشت در

 

سوراخ ايجاد شده قرار داده و قطعه

 

ستون شيار داربعدي را كه آن نيز داراي

 

سوراخي بودروي آن طوري مي

 

نشاندندكه شيار هاي قطعه ستونها به

 

راحتي روي هم افتاده و يا با كمي

 

حركت در جاي خود قرار مي گرفتند و

 

به اين ترتيب ستونها آماده بهره برداري

 

مي گرديد.

 

معماران يوناني در روي هم نشاندن

 

قطعه ستونهاي شيار دار آنچنان مهارتي

 

از خود نشان مي دادند كه كمتر بيننده

 

اي از چند متري مي توانست جاي روي

 

هم قرار گرفتن شيارها را تشخيص

 

بدهد. بعضي مواقع شيارهاي بخش

 

پائيني و بالائي ستونها در زمين حجاري

 

مي شد و بقيه قسمتهاي آن بعد از اين

 

كه قطعه ستونها بصورت عمودي در

 

جاي خود قرار مي گرفت حجاري مي

 

گرديد در ضمن قطعه ستونهاي

 

شياردارآماده شده بخاطر اين كه به

 

آساني و بدون صرف وقت در جاي

 

خود قراربگيرند بيشتر اوقات آنها را با

 

حروف علامت گذاري مي كردند.

 

معابد در هنر معماري يونان

باستان:

 

قبل از آن كه يوناني ها به صورت

 

ساختمان،معبدي را بسازند در مراحل

 

اوليه جهت نيايش و دعا از سنگ

 

چهارگوش مقدس كه در فضاي باز

 

قرار داده و گاهي نيز براي آن قرباني

 

مي نمودند به عنوان نيايشگاه از آن

 

استفاده مي كردند ولي بر اثر مرور زمان

 

و با اعتقاد به اين كه تصور و تجسم

 

خدايان در يك مكان سرپوشيده بهتر

 

ميسر خواهد شد و يا اين كه سمبل

 

خدايان جهت پرستش در يك اتاق

 

مخصوص بهتر مي تواند از گزند

 

روحهاي پليد در امان باشد به اين

 

ترتيب فكر ايجادمعبد بصورت يك

 

مكان سرپوشيده در ذهن آنها شكل

 

گرفت.

 

براي بهتر شناختن معابد يوناني شكل

 

ظاهري يك معبد يوناني را اجمالاًمورد

 

بررسي قرار ميدهيم:

 

پلان معبدمورد بحث بصورت يك

 

مستطيل بوده و درست در وسط آن

 

بخش اصلي معبد بصورت يك سالن

 

مستطيل شكل ساخته شده كه صلّاو يا

 

Naosمقصوره)نام دارد.در آغاز

 

صلّابدون ستون بوده ولي به تدريج يك

 

رديف ستون جهت كمك نمودن به

 

سقف معبد در دو طرف در

 

امتداديكديگر كار گذارده شده

 

اند.معبد داراي يك ايوان ستوندار مي

 

باشد كه در معماري يونان به چنين

 

ايواني كه با دو عدد ستون حمالي مي

 

شود "پرونااوس"Pronaos مي گويند

 

كه معادل فارسي آن رواق قدامي مي

 

باشد در بيشتر معابد در پشت صلّا نيز دو

 

عدد ستون به انتهاي آن اضافه مي گردد

 

وبه اين ترتيب يك ايوان دومي و يا

 

رواق خلفي بوجود مي آيد كه يوناني

 

ها در باره آن واژه ،واژه

 

"اوپيستودوموس"Opistodomosرا

 

بكار مي بردند. انتهاي ديوارهاي صلّابا

 

پايه هاي مربع شكل پايان مي پذيرد كه

 

"آنتا"Anta ناميده مي شود و بعضي

 

مواقع قسمت پايين آنتا و بخش تحتاني

 

ديوار صلّا از طرف بيرون با نقوش

 

برجسته حجاري شده تزئين مي يابد.

 

چهار طرف صلّا در بيشتر معابد بويژه در

 

معبدهائي كه از ابعاد بيشتري برخوردار

مي باشند با يك رديف ستون در بر

 

گرفته كه به آن"

 

پريستيليون"Peristylion گويند در

 

بعضي از معابد بجاي يك رديف

 

پريستيليون دورديف پريستيليون

 

كارگذارده مي شود كه به عنوان مثال

 

مي توان از معبد افسوس آرتميس واقع

 

در بخش غربي آسياي صغير به ميان

 

آورد.

 

صلّامعمولاًيك بناءسرپوشيده بوده و

 

ديوارهاي آن عموماًبا سنگهاي تراشيده

 

شدةمنظم ساخته شده ودر روي هم

چيدن سنگهاي آماده شده هيچگونه

 

ملاطي به كار برده نمي شود.در مواقع

 

عادي ايوان جلوپشت صلّا و همچنين در

 

چهار طرف معبد ودر كمتر موردي

 

دورديف ستون آزادقرارداده مي شود.

 

داخل صلّامعمولاًازدري كه درست در

 

وسط ايوان ستوندار ساخته مي شود

 

وارد مي گردندودر بيشتر صلّاها تنها اين

 

در ورودي است كه بداخل روشنائي

 

مي بخشد. پنجره بندرت و در كمتر

 

مواردي در صلّاساخته مي شود.ودر

 

مورداستثنائي در سطح جانبي

 

ديوارداخل صلّا نقاشي هاي بسي زنده و

 

متحركي به معرض نمايش قرارداده مي

 

شود. مجسمه مورد نيايش معمولاًدر

 

انتهاي صلّا ودرست در روبروي در

 

ورودي قرارمي گيرد. بعضي از صلّاها

 

دو طبقه ساخته شده اندكه براي ورود

 

بسالن ستونداركه در طبقه فوقاني بناءمي

 

گردد از پله هئي كه جهت اين كار

 

ساخته شده استفاده مي شودپوشش

 

سقف معابد در آغاز بوسيله تيرهاي

 

چوبي و تخته و سپس آنهارا با تخته

 

سنگهاي بريده شدةبسيار نازك مي

 

پوشاندند.

 

تزئينات كه در معابد بچشم مي خورد

 

در بدنه ستونها بصورت شيارهاي قاشقي

 

ودرسرستونها به ويژه در نظام معماري"

 

ايونيك"Ionic و كرنيت بوسيله

 

برگهاي پالمت و لوتوس بصورت نقش

 

برجسته به معرض نمايش گذارده مي

 

شود جالب ترين تزئينات در معابد

 

بصورت نقش برجسته ها معمولاًدر

 

نماي مثلث شكل بالاي ايوانهاي

 

ستوندارو در متوپهاي مستطيل شكل

 

 

بچشم مي خورد كه اين نقش برجسته

 

ها در عين حال بازگو كنندةموضوعهاي

 

مختلف در پيرامون اساطير يونان باستان

 

مي باشد.ستونهائي كه در معابد يونان به

 

كار برده مي شوند برخلاف ستونهاي

 

مصر باستان كه معمولاًبدنةستونهابا نقش

 

برجسته و يا نقوش كندهدر معرض ديد

 

قرارمي گيرند،فقط شيارهاي عمودي

 

قاشقي بدنه ستونها را تزئين مي بخشد

 

كه فقط بخشي پائيني ستونهاي معبد

 

افسوس آرتميس از اين قاعده مستثني

 

بوده و داراي نقش برجسته هائي از

 

انسانها مي باشد.

 

سبك ستونها در معماري يونان

 

باستان

 

با توجه به نظم و ترتيب سر ستونها در

 

معماري يونان ،مي توان سه شيوه ويا

 

نظام جداگانه را از هم تفكيك نمود.

 

1- شيوة   دوريك               Doric

 

2- شيوة   ايونيك                 Ionic

 

3-  شيوة  كرنيت     Corinthian

 

در معماري يونان ستون عنصر اصلي

 

شمرده مي شد و چون واحد

 

محاسبةمعماري ، اندازه و معياري بود

 

كه همةاجزاءو عناصر ديگر ساختمان

 

براساس آن تدارك و تعبيه مي شد و

 

به اين ترتيب درمعمارييونان كل

 

ساختمان ،ستون نيز همان اصالت و

 

اهميت را دارا بود.وبه همين سبب

 

كلمة"نظام "يا شيوهمعماري از سويي

 

دلالت بر تمامي خصوصيات و اصول

 

معماري و از سويديگر دلالت بر

 

ويژگيهاواجزاي سازندةهريك از انواع

 

ستونها و سر ستونهاي معمول در يونان

 

 

ميكرد.بر اين اساس از حدود 600 ق.م

 

تا پايان دورةيونان مآبي يعني 27 سال

 

ق.م چهار نوع ستون و سرستون و يا

 

بهتر است بگوييم چهار نظام معماري در

 

يونان متداول شد كه هريك بعنوان

 

شيوه اي مشخص شناسائي و نامگذاري

 

شده اند.از اين چهار نظام يكي التقاطي

 

و فرعي به شمارآمده و به كلي متروك

 

مانده وسه نظام ديگر اصيل و رسمي

 

بوده و تا حال حاضر در همه جاي

 

جهان به كار رفته است.

 

1-  شيوةدوريك: ستون

شيوةدوريك كه از سال 630ق.م

 

درناحيهاي بنام دوريس واقع در

 

مركز خاك يونان معمول بود و

 

خاستگاه آن نامعلوم است گر چه

 

پارهاي جزئيات نشانگر اثر پذيري

 

آن از معماري ميسني است از

 

ويژگيهاي بارز شيوةدوريك بايد

 

سادگي و صلابت ساختماني

 

مستطيل شكل و نيز ستونهاي ساده با

 

تنةنسبتاًكوتاه وكلفت را ذكر نمود.

 

در نظام معماري دوريك ستونها بدون

 

 

پاستون بوده و بدنةستون مستقيماًروي

 

صَُفة از تخته سنگ تراشيده شده

 

مستطيل شكل بنام

 

"استيلوبات"Stilobatقرارمگيرد كه

 

در زير آن دورديف سنگ مستطيل

 

شكل حجاري شده بصورت پلكان

 

ديده مي شودكه مي توان از آن بعنوان

 

پلكان زير صُفةياد نمود. در معماري

 

يونان به اين نوع پله ها

 

"كرپيس"Krepis  گويند.دراين نظام

 

تنه ستوني كه از پايين به بالا باريكتر مي

 

شود با شيارهاي قاشقي تزئين يافته

 

است.ستون دوريك از كمر به بالا با

 

انحنايي خفيف به سر ستوني مدّور

 

بشقابي شكل بنام بالشتكي مي پيونددكه

 

"اچينوس "Echinus نام دارد و

 

برروي آننيز يك لوحةسنگي مربع

 

شكل به اسم "آباكوس "Abukus

 

اضافه مي گردد.روي آباكوسيك

 

رديف قالب سنگي افقي مستطيل شكل

 

كه در معماري اصطلاح

 

"آرچيتراو"Architrave در بارةآن

 

بكار برده مي شود قرار مي گيرد كه در

 

فارسي مي توان از آن به عنوان

 

حاشيةحمال ياد نمود در بخش بالائي

 

حاشيةحمال و درست در امتدادسرستون

 

ها تزئينات چهار گوش كوچك

 

برجسته ديده مي شود كه با فاصله هاي

 

معيني بصورت آبچكان تكرارشده كه

 

در بعضي مواقع اين آبچكانها بطور

 

يكپارچه و بصورت يك خط كش

 

برجسته خودنمائي مي كند بالاي

 

آرچيتراو مجدداًيك رديف فالب سنگ

 

افقي منظم قرارمي گيرد كه در سطح

 

جانبي اين قالب سنگ سه تركي هاي

 

عمودي با فاصله معين در چهار رديف

 

درست در امتدادسرستونها تكرار مي

 

شوند كه به آنها"تريگليف" هاي

 

Triglif تزئيني مي گويند. در ميان

 

تريگليف ها يك فضاي چها گوش

 

جهت تصوير نقش برجسته ها آماده مي

 

شود كه به اين فضاي چها گوش

 

عموماًبا تصويرهايي بر جسته پر مي

 

گردد "متوپ"Metop گويند. بالي

 

سه تركي ها ،ابچكانهائي نيز ديده مي

 

شود كه در بخش بالئي آنها جهت

 

حفظ بناءاز ريزش برف و باران

 

قرنيزهائي ايجاد گرديده كه اين قرنيزها

 

با كمي انحناءبطرف پائين بصورت

 

سايبان گرداگرد ساختمان را در برمي

 

گيرد كه به اين قرنيزها "گي سون

 

"Geison گفته مي شود جهت آبريز

 

پشت شيرواني عموماًناودانهائي از سنگ

 

مرمر بشكل سر شير بالاي قرنيز ها

 

قرارمي گيرد كه به اين نوع آبريزها

 

"سيما"Sima گويند نماي بالاي ايوان

 

كه بصورت مثلث تدارك و تعبيه شده

 

 

در بيشتر مواقع جهت حفظ معبد از

 

روحهاي پليد در سه گوشةمثلث سه

 

عددمجسمه انسان و يا حيوان و يا

 

درخت پالمت قرار داده مي شد كه

 

يوناني ها در رابطه با آنها واژه "آكروتر

 

"Acroter را بكار مي بردند.دو نماي

 

مثلث شكل معبد را يوناني ها

 

"آئتوس"Aetos مي گفتند.همانطوري

 

 

كه قبلاًنيز اشاره شد بدنه ستونها در نظام

 

دوريك استوانه كامل نبوده بلكه قسمت

 

 

بالي آن بطور نا محسوس باريكتر از

 

قسمت پايين مي باشد.ميان ستون

 

دوريك در قرن ششم ق.م براي هريك

 

متر 3 سانتيمتر و در قرن پنچم ق. م براي

 

هريك متر 2 سانتيمتر از پايين به طرف

 

بالا نازكتر مي شود در اين نظام در آغاز

 

تعدادشيارهاي قاشقي بدنةستونها نا

 

مشخص بوده ولي از ابتداءقرن ششم

 

ق.م تعدادشيارها بين 16 الي 24

 

مشخص شده است كه در دوره هاي

 

بعدي تعدادشيارها فقط 20 عدد تثبيت

 

گرديده اند.

 

 

در ضمن ستونهاي نظام دوريك را در

 

مراحل ابتدائي چوبي مي دانندو قديمي

 

ترين معبدي كه از اين نظام معرفي شده

 

است معبد" هرا"Hera در

 

اليمپOlymp كشف شده كه بسيار

 

جالب توجه مي باشد. البته جهت

 

جلوگيري از لغزش قطعات شياردار

 

ستونهاابتداءاز بستهاي چوبي كه

 

معمولاًاز درخت شمشاد ويا زيتون

 

ساخته مي شد استفاده مي كردندكه

 

بتدريج بستهاي فلزي جايگزين آنها

 

شده است.

 

اين شيوةمعماري به علت اين كه در

 

قلمرو قوم دور رشد كرده است بدين

 

جهت به اين نام معروف شده است.به

 

عبارت ديگر احتمالاًدر ايجاداين نظام

 

معماري قوم دور نقش عمده را داشته

 

اند.

 

2- شيوةايونيك:

 

اين سيوةمعماريبه سرزمين

 

"ايونيا"Ionia واقع در ساحل غربي

 

آسياي صغير منسوب بوده و كمتر از

 

شيوةدوريك خاصيت صلابت و بي

 

پيرايگي و رسميت دارد.و خاستگاه آن

 

نيز همچون شيوةدوريك ناشناخته مانده

 

است. نخستين بقاياي معماري نظام

 

ايونيك از پرستشگاههايي متعلق به قرن

 

ششم ق.م بدست آمده است . از

 

ويژگيهاي اين نظام ستوني باريكتر

 

وبلندتر از ستون شيوةدوريك با سر

 

ستوني پيچ خوردةحلزوني شكل جلب

 

توجه مي كند.در ضمن مهمترين

 

عنصري كه از نظر شيوة معماري نظام

 

ايونيك را از نظام دوريك جدا مي كند

 

تغير شكل سرستونها مي باشد. پاستون

 

سنگي در نظام ايونيك بجاي اين كه

 

مستقيماًروي "استيلوبات "Stilobat

 

قرارگيرد روي چند برآمدگي دايره

 

شكل گذاشته مي شود كه اين

 

برآمدگيهاي دايره شكل از سنگ يك

 

پارچه تراشيده شده و داراي تو

 

رفتگيهائي نيز مي باشد اين سنگ

 

گردحجاري شده روي يك لوحه

 

سنگ مربع شكل قرار مي گيردكه به

 

اين نوع پاستون گرد در نظام معماري

 

ايونيك "توروس"Torus گويند.

 

سطح جانبي شيارهاي قاشقي در اين

 

نظام در بيشتر موارد به صورت صاف و

 

مسطح تراشيده شده و فاقد گوشه مي

 

باشد. در صورتيكه بعضي مواقع در

 

شيوةمعماري دوريك خلاف اين عمل

 

مي شود به اين ترتيب كه سطح جانبي

 

شيارهاي قاشقي حالت تيزي به خود مي

 

گيرد.

 

سرستون در نظام معماري ايونيك از

 

حالت "اچينوس"Echinus كه

 

متشكل از دو عنصر بشقابي و مربع

 

شكل مي باشدخارج شده و از دو

 

سرستون پيچ خورده حلزوني شكل و يا

 

بالشتكهاي ماپيچ تشكيل      مي يابد كه

 

اين سرستونهاي ماپيچ يكي در جلو و

 

ديگري در پشت قرارمي گيرد.حد

 

فاصل حلزونهاي معمولاًبوسيله تزئينات

 

كوچك نيم بيضي و برگهاي خرما و

 

لوتوس و پالمت بصورت برجسته دكور

 

بندي مي شود.روي سر ستون مارپيچ

 

يك لوحةسنگي چهارگوش قرار مي

 

گيرد و بعد ار آن حاشيه حمال و يا

 

آرچيتراو از سه رديف قالب سنگهاي

 

افقي كاملاًحجاري شده بچشم مي

 

خورد كه اين قسمت بر خلاف نظام

 

دوريك كه در بيشتر مواقع ساده و

 

بدون نقش رها شده و از يك قالب

 

سنگ بزرگ مستطيل شكل به وجود

 

مي آيد،ازسه رديف سنگ كه يكي

 

نسبت به ديگري كمي بيرون آمده است

 

تشكيل مي گردد. در اينجا نيز مانند

 

نظام دوريك ،متوپها را نقش برجسته

 

هاي حجاري شده با موضوعهاي

 

مختلف پر مي كند بااين تفاوت كه در

 

اينجا تصويرها نسبت به سبك دوريك

كوچكتر و ظريف تر به معرض نمايش

 

گذارده شده اند.

 

تعدادشيارهاي قاشقي در ميان ستون

 

ايونيك در آغاز تا 44 عددميرسيدولي

 

بعدها فقط تعداد24 عددشياردر آن

 

تثبيت گرديده است.در ضمن

 

تعدادشيارهاي قاشقي بدون گوشه

 

سبك ايونيك 4 عددبيشتر از

 

تعدادشيارهاي گوشه دار سبك

 

دوريك مي باشد. در نظام ايونيك

 

بخش پائين "آنتا"كه بشكل مربع در

 

انتهاي ديوارهاي صلّاساخته مي شود بر

 

خلاف نظام دوريك كه ساده رها مي

 

شوند از پائين به بالا با تصاويرپر تحرك

 

به صورت برجسته تزئين مي يابد.

 

2- شيوةكرنيت:

 

ستون يا نظام "كرينتي "در اواخر

 

سدةپنجم توسطمعماري به اسم

 

"كاليماخوس"ابداع و به كارگرفته شده

 

و منسوب به ناحيةكرنيت واقع در

 

جنوب شرقي بخش مركزي يونان

 

است.

 

سرستون در شيوةكرينتي عليرغم اين كه

 

با سرستون نظام ايونيك شباهت پيدا مي

 

كند ولي در اينجا سرستون تقريباًحالت

 

يك دسته گل بخود گرفته و حلزونها با

 

شكل خاصي از ميان آن بيرون مي آيند

 

كه وسط حلزونهارا معمولاًبرگهاي"

 

آكانتوس"Akanthos پر مي كند.

 

بخش پائين سر ستون نيز با برگهاي

 

پالمت و كانتوس تزئين مي يابد. اين

 

نوع سرستون كه به سرستون

 

"آاوليا"Aeolya نيز معروف است

 

عليرغم اين كه سرستون كرينتي در

 

اواخر قرن پنجم ابداع و بكار گرفته

 

شده ولي بعضي از باستان شناسان قدمت

 

تاريخي آن را تا ربع اوليه قرن ششم ق.

 

م مي دانند.غير از سرزمين يونان بهترين

 

نمونهاين گونه سرستون از شهر

 

"ناندريا"Neandria واقع در غرب

 

تركيه و در حوالي شهر" ازمير"Izmir

 

بدست آمده است.

 

بعضي از نمنه هاي سرستون كرينتي

 

بشكل كاسه زنگ رو به بالا با آرايش

 

برگهاي آكانتوس به اطراف آن شايان

 

توجه مي باشد.اين نوع سرستون

 

ابتداءدر دورنخانة پرستشگاههايا بناهاي

 

عمومي بكار ميرفت . ولي از حدود300

 

ق. م به بعد در ستونكاري بيروني

 

ساختمان نيز مورد استفاده قرار گرفت.

 

تنه ستون كرينتي از تنة ستون ايونيك

 

هم باريكتر وهم بلندتر است ملي قطر

 

آن بعضي مواقع از روي پايةستون تا زير

 

سرستون به يك اندازه بالامي رود.

 

بهترين نوع اين سر ستون در يونان از

 

شهر آتن در معبد زئوس كه متعلق به

 

قرن دوم ق.م مي باشد بدست آمده

 

است.

 

در آسياي صغير غير از شهر ناندريا

 

زيباترين نمونه هاي سرستون كرينتي از

 

شهرهاي "لارسيا"Larisa

 

"لسبوس"Lesbosو

 

"پرگاما"Pergama واقع در بخش

 

غربي اين كشور در تصرف يوناني ها

 

بود يافت شده كه بسيار شايان توجه مي

 

باشند.

 

نقش برجسته هاي تزئيني كه عموماًدر

 

معماري و معابد يونان باستان حجاري

 

شده و بكار برده مي شد به قرار زير مي

 

باشد:1- بشكل دانه هاي تسبيح 2-

 

بشكل قرقره و حلزون 3- بشكل زبان

 

4- بشكل برگ 5- بشكل ني 6- بشكل

 

برگهاي لوتوس 7- بشكل برگهاي

 

پالمت8- بشكل تخم مرغ 9- بشكل

 

برگهاي آكانتوس 10- تزئينهاي

 

موجدار 11- گلها و گياهان

 

گوناگون12- تصويرهاي انسان

 

وحيواناتمختلف و تخيّلي 13 بشكل

 

سر شير كه به عنوان ناودان مورد

 

استفاده قرار مي گرفت.

 

ازآثارباقيماندةرنگهاي بكار برده شده

 

چنين برمي آيد كه يونان ها بخشهائي از

 

معابد خودشان را بادقت و با نظم

 

خاصي رنگ آميزي مي كردند. به

 

عنوان مثال بخش فوقاني سرستونها كه

 

نماي معبد را تشكيل مي داد و تصاوير

 

برجسته ايكه به ويژه درمتوپهاحجاري

 

مي شد. معمولاًبارنگ سفيد رنگ

 

آميزي مي نمودند. اين شيوه در مجسمه

 

هانيزرعايت مي شدو جهت رنگ

 

آميزي و نقاشي از رنگهاي گوناگون

 

استفاده مي گرديد. بعضي مواقع

 

بدنةستونها و سطح ديوارهاي معابد و

 

سرستونها خصوصاًدر مراحل ابتدائي

 

عموماًبارنگ سفيد و گچ نقاشي مي

 

شدبااين كه در نقاشي معابد رنگهاي

 

متنوع مورد استفاده قرار مي گرفت ولي

 

هنرمندان آنچنان رنگهائي را انتخاب

 

مي نمودند كه همةآنها باتناسب خاصي

 

به معابد عظمت و شكوه ويژه اي مي

 

بخشيد در معماري يونان اكثر معابدكه

 

از نظر پلان و شكل ساختمان در دوره

 

هاي قبل سنگين و بزرگ به نظر

 

ميرسيد.بتدريج از شكل و خصوصيات

 

اوليه خود خارج شده ظاهر سبك

 

وظريف بخود مي گيرد.سر ستونهاي

 

سنگين كه در آغازبا بدنةكوتاه و

 

ضخيم و قطر بيشتر،سنگيني سقف را

 

حمالي مي كردند.به تدريج در دورهاي

 

بعدي جاي آنهاراستونهائي كه داراي

 

سرستون سبك و ظريف تر و ميان

 

ستون باريكتر و بلندتر بود مي گيرد.در

 

ضمن براثر مرور زمان حد فاصل

 

ستونهانيز بيشتر شده و نماي بالاي

 

ستونها(آرچيتراو و بخش بالاي آن) از

 

نظر ارتفاع بتدريج كاسته مي شود.

 

 

در پرستشگاههاي اوليه متوپها كه در

 

ابعاد مختلف ساخته مي شد

 

بعداًتماماًحالت چهاگوش بخود گرفته

 

است تغيير اين جزئيات در نماي

 

پرستشگاه از نظر تاريخ گذاري و

 

زمانبندي معابد در معماري يونان

 

،كمك زيادي براي محققين نموده

 

است.پس از اين آشنايي مختصر با

 

كليات هنر يونان اكنون بشرح اجمالي

 

سير تدريجي هنرهاي اصلي يونان و

 

آثار هنري آن سرزمين را از آغاز

 

سدةهفتم ق.م به بعد مي پردازيم يعني

 

زماني كه قوم دوريك در سرتاسر يونان

 

استقراريافته و به تمدن پيشرفته دست

 

يافته اند.از آغازسدةهفتم ق.م شيوةكهن

 

وش نفوذ هنر مينوسي وميسني را به

 

كنار رانده وبا ماهيتي يوناني و سرزنده

 

جانشين هنر انحطاطيافته و واماندة            

 

يا شيوة هندسي شد.از آن پس نخستين

 

پرستشگاههاي بزرگ و ورزشگاههاي

 

وابسته به آنها،بويژه در شهرهاي المپ

 

وكرينت ساخته شد.چندي بعد در قرن

 

ششم ق.م فرمانروايان به قدرت

 

رسيدةدولت شهرهاي يونان چون

 

"پوليكرات"Polycrates در

 

سامسوس و پيسيستراتوسPisistratus

 

در آتن و ديگران در ديگر مراكز دولت

 

شهرها ،همت به زيبا ساختن پايتخت

 

خودو حمايت از هنرمندان و مبتكران

 

گماشتند.

 

در دورةآركائيك و يا عصر كهن وش

 

دو مسير هنري در شهرهاي تحت نفوذ

 

يونانيان برقراربود،يكي هنر دوريك در

 

خاك مركزي يونان و مشخص به

 

رسميت ،صلابت،وقارو بي پيرايگي و

 

ديگري هنر ايونيك در ناحيةآتيكا با

 

پايتخت آتن در كنارةجنوب شرقي

 

خاك مركزي يونان و جزاير اطراف آن

 

در درياي اژه و همچنين بخش غربي

 

خاك آسياي صغير،ظرافتو تابناكي ،و

 

زينتكاري و با خاصيتي تخيل انگيزو

 

گهگاه تصنعّي. اين دو مسير هنري كه

 

در آغاز از يكديگر مجزا بودندپس از

 

چندي بهم پيوستندو شيوةكلاسيك را

 

بوجود آوردند.

+ نوشته شده توسط مرتضی دلاوری در دوشنبه دهم دی ۱۳۸۶ و ساعت 12:47 |