شهرنشيني در سه جاي جهان همزمان است و بطور جداگانه رشد

 

كرده است و بعد باهم برخورد پيدا مي كند وفرهنگ  سند بعدها به

 

جمع اينها مي پيوندد( سند 2750 ق م )  و اين تمدن از لحاظ آثار

 

معماري پيشرفته تر از تمدنهاي بين النهرين بوده است

 

(موهنجودارو )

 

شهرنشيني در ايران در شوش ،سيلك چهار وگودين و شهر سوخته

 

و تپه يحيي بوده است .

 

در شوش شخصي ايرلندي بنام لفتوس كه زمين شناس بود در سال

 

1853 حفاري كرد و سپس در سال 1884 فرانسويان به سرپرستي

 

ديولافوا و يعد از آنها مورگان كه يك معدن شناس بود قرار دادي با

 

ايران امضاءنمود كه امتياز تمام تپه هاي را از آن خود كرد .

 

مورگان اولين كسي بود كه شوش را به 5 قسمت تقسيم كرده و

 

ارتفاع تپه شوش 30 متر بوده است و او 5 متر اول را صرف نظر

 

كرده و 25 متر را به 5 قسمت تقسيم كرد بعد از مورگان اولين كسي

 

كه يك طبقه بندي از نظر سفال يا Typology در شوش كرد

 

آقاي پوتيه مي باشد او دو استيل يراي سفال منقوش شوش در نظر

 

گرفت يا سفال منقوش شوش را به دو قسمت تقسيم كرد شوش I

 

وشوش II كه شوشI قديميتر و شوش II جديدتر مي باشد پوتيه از

 

نظر اينكه شوش I قديميتر از شوش II است درست مي گفت ولي

 

اشتباه او اين بود كه فكر مي كرد شوش II بلافاصله بعد از شوش I

 

مي باشد در صورتي كه شوش I و شوش II با هم فاصله دارند

 

شوش I برابربا عبيد IV (چهار)مي باشد(عبيد ابتدا دو دوره بوده

 

است ولي خانم اوتي حفار چغامي عبيد را به چهار دوره تقسيم بندي

 

كرده استكه عبيد چهار جديدتر و عبيد I قديمي تر است و

 

فرانسويان بعداٌثابت كردند عبيد صفر قديمي تر است )

 

عبيد چهار همزمان با كالكولتيك نوين مي باشد كه همزمان با شوش I

  مي اباشد در صورتي كه شوشII همزمان با آغاز سلسله ها مي

 

باشد در سال 1924 فرانكفورت آغاز سلسله ها را تقسيم بندي كرد

 

نظر پوتيه را شديداً مورد انتقاد قرار داد و فرانكفورت سفالهايي كه

 

از اطراف شوش بدست آورده بود به مانند تپه موسيان را دربين

 

شوش I و II قرار داد و نام Bis به I داد يعني I تكراري ونه لايه

 

يك و نه لايه دو بلكه تكراري ،فرانكفورت اشتباه مي كرد چون

 

سفالهاي اطراف شوش يعني موسيان و بندبال و جوي قديمي تر از

 

شوش I بودند و درست آن به ترتيب اول  I Bis وبعد I شوش و

 

بعداً II  شوش بوده است خوبي كار فرانكفورت اين بوده است كه

 

آشكاركرده بود كه ما بين شوش I و II فاصله است در سال 1942

 

مك كان يك باز سازي در طبقه بندي شوش به وجود آورد او

 

سفالهاي موسيان را در اين طبقه بندي قرر نداد بلكه با مطالعه دقيق تر

 

تقريباًطبقه بندي صحيحي ارائه داد ايشان لايه هاي متعددي را بين

 

شوش I و   II قرار داد و او اعداد I و II را با حروف عوض كرد و

 

شوش  I شد شوش A و شوش B كه مربوط به تون اروك قديم و

 

مياني است و آنرا به دو قسمت تقسيم كرد شوش B1  مساوي با

 

اروك قديم و شوش  B2 مساوي با اروك مياني مي داند و بعد از

 

آن شوش C و مساوي با جمدت نصر در بين النهرين و D مساوي با

 

شوش II كه مساوي با آغاز سلسله ها بين النهرين و به D1و D2

 

تقسيم مي شود اشتباه كار آقاي مك كان اين بود كه اروك جديد

 

را در تقسيم بندي قرار نداده است.

 

در سال 1957 لوبرتن اشياء را كه از شوش و بين النهرين بدست

 

آمده بود مقايسه كرد و يك طبقه بندي كه قديمي تر از شوش بود

 

براي دشت خوزستان طبقه بندي مي كند پس لوبرتن براي مختص

 

شوش طبقه بندي نكرد بلكه براي خوزستان بطور كلي تقسيم بندي

 

نمود به اين صورت A-B-C-D-E وA قديميترين لايه و E

 

جديدترين لايه است و لايه E همزمان با شوش  I مي شود چه از

 

نظر زماني و چه از نظر فرهنگي .

 

 

مورگان دو ترانشه در آكروپل شوش زده كه تقسيم بندي خود را

 

بر مبناي همين ترانشه تقسيم بندي كرده است

 

آلبرت 27 لايه در آكروپل شوش تشخيص داده و 27 قديميترين

 

لايه مي باشد و از لايه 14 تا 1 مضطرب شده ولي از لايه 14 تا 27 را

 

به سه دوره تقسيم مي كند 1- شوش I كه از لايه 27 تا 23 2- شوش

 

II از 22 تا 17 3- شوش III از 16 تا 14 مي باشد .

 

لايه هاي I براي شوش A و   IIبراي شوشB و III براي شوش C

 

مي باشد لايه هاي 27 و 26 را فاز اول مي نامند زيرا در 27 و26 فقط

 

سفال منقوش شوش بدست مي آيد و لايه 25 كه به لايه A25و  B

 

25تقسيم مي شود سفال منقوش بعلاوه يك نوع سفال جديد بدست مي

 

آيد در 24 سفال منقوش كم مي شود و در 23 سفال منقوش از بين مي

 

رود در لايه II سفال منقوش  جاي خود را به سفال غير منقوش مي دهد

 

و همين لايه II يا لايه 17 و 18 فازهاي جزيي دارند كه در 18 يك خانه

 

پيدا شده كه چهار بار تغييرداده شده كه به همين علت لايه 18 داراي

 

 

لايه جز مي باشد يعني A18و B18 و C18و  D18 تقسيم مي شود و در

 

لايه 17 دو لايه جزيي ديگر پيدا شده كه A17 و B 17 كه B17 دوباره

 

داراي دو لايه مي باشد 1B17 و2 B 17 تقسيم شده است .

  

 

 

              I

 

                         

 

 

 

 

26 معبد شوش

 

                 A  25 

                   B25

      سفال منقوش كم مي شود

سفال منقوش از بين مي رود 

                  27                                                                                                                                                                               فاز اول       26

 

25

 

24

23

 

 

 

 

 II سفال منقوش جاي خود را به غير منقوش مي دهد

 

                  22

                  21

                 20

                 19

                  18

                  17

 

III

                  16

                  15

                 14

 

باستانشناسان آثاري در شوش بدست نياوردند كه ثابت كند شوش

 

شهر بوده است مثل كاخو براي اينكه بخواهيم ثابت كنيم كه شوش

 

شهر است بايد يك ارگانيزم دولتي و حكومتي پيدا كنيم   ،ولي در

 

لايه 27 يك قبرستان پيدا كردند و در لايه 26 يك معبد بدست آمد

 

و آقاي مورگان درسال  1908 و1907 قبرستان را حفاري نمود 1-

 

مساحت قبرستان 750 متر مربع مي باشد 2- تعداد مرده ها 2تا 3 هزار

 

بوده اند و طرز دفن به پهلو يا روي هم بوده است (كنار هم وروي

 

يكدگر )

 

در قبرستان يك تپه كوچك وجود داشته كه بصورت مخروط بوده

 

است و12 متر طول و 3 متر بلندي داشته است ومورگان  احتما ل مي

 

دهد آن حصار شهر بوده باشد  ولي دومكنم كه مساحت قبرستان

 

را120 متر مربع مي داند ودر مورد  تعداد مردگان نظر مورگان را

 

قبول ندارد و آن بلندي كه آقاي مورگان حصار شهر تصور كرده

 

است رد كرده و معتقد است اين اثر سكوي مخروطي شكلي است

 

كه در قسمت پايين 12 متر قطر دارد و ارتفاع آن سه متر است و

 

معتقد است كه ساكنين شوش مردها را بر روي اين سكو قرار مي

 

دادند تا گوشت آنها از بين برود و سپس استخوانها را تقسيم مي

 

كردند و كله ها را در كاسه هاي كم عمق و استخوانهاي بلند را در

 

ابخورها دفن مي كردند (دفن ثانوي )

 

در لايه 26 يك سكو بدست آمده كه بر روي آن يك سكوي ديگر

 

مي باشد (كل معماري در اين لايه )

 

نفوذ تمدن شوش در ايران

 

سيلك چهار دوره دارد I -II -III  -VI  كه دورهI  پنچ لايه دارد

 

ودوره II سه لايه دارد و  IIIهفت لايه داردكه و دوره چهارم به 

 

 A و B تقسيم مي شود . سيلك III با دوره شوش A  برابر است .

 

در شمال ايران قبرستان حفار دكتر نگهبان و مجيد زاده كه قبرستان

 

چهار لايه دارد  

 

تپه گيان در نهاوند است و گيرشمن حفار آن بوده است و از روي

 

سفال طبقه بندي كرده است و مانند مورگان از روي ضخامت و

 

بصورت متري تقسيم بندي كرده است

 

 

تپه گودين لوين و يانك از ايتاليا و گودين را به يازده لايه جدول

 

بندي كرده اند

 

 

تل ابليس حفار كالدول كه شش لايه دارد از I- II- III- IV -V

 

VI

 

يحيي حفار كارلوسكي از آمريكا كه براي تپه يحيي هفت دوره

 

ارائه داده است و لايه چهار به سه فاز تقسيم مي شود

 

 

شهر سوخته حفار توزي از ايتاليا كه ده لايه دارد و لايه ده

 

قديميترين است

 

حصار دامغان حفار اسميت و سه دوره تقسيم شده A B C  

 

در تپه هاي سيلك و تل ابليس و يحيي معدن مس وجود داشته است

 

شوش براي كنترل راه ابريشم احتياج به ارگانيزم دولتي داشته  پس

 

در نتيجه شوش وارد شهرنشيني شده است

 

در لايه 16 شوش تابلت هاي خط بدست آمده است و در لايه 17

 

تابلتها بصورت بالشتكي است

 

كالكولتيك نوين     دوره اول         شوش   I           27 تا 23

 

كالكولتيك فينال     دوره دوم       شوش    II           22 تا 18

 

 دوره سوم آغاز تمدن ايلام          شوش   III          17تا 14

 

از 17 تا 14 دوره سوم است و شوش II آغاز شهرنشيني

 

كالكولتيك نوين مساوي با دوره اول وشوش I است لايه 27تا 23

در دوره سوم ما ارگانيزم دولتي داريم آغاز تمدن ايلام و در گودين

 

حكومت شوش براي تسلط بر جاده ابريشم و مس حضور دارد

 

سيلك در شمال فلات ايران سفال بدست امده است كه شبيه سفال

 

شوش مي باشد ولي گيرشمن هيچگونه لايه بندي در سفال براي

 

سيلك چهار قيد نكرده است و در آنجا يكسري مهر استوانه اي  و

 

يكسري اثر مهر استوانه اي داريم واين مهر استوانه اي و اثرش

 

شباهت به مهر شوش دارد

 

در لايه 17  تابلت ها  داراي علامت شمارشي هستند و در لايه 16

 

تابلت ها خط دارند

 

سيلك چهار دو فاز دارد  كه فاز اول در ارتباط با شوش II و با

 

تابلتهايي كه داراي علائم شمارشي هستند و فاز دوم كه در ارتباط با

 

شوش III  فقط با مهرهاي استوانه اي كه از شوش بدست آمده

 

است

 

اگر ما بخواهيم سيلك چهار را نسبت به شوش تاريخ نگاري كنيم

 

سيلك 41 ارتباط با اواخر شوش دو وسيلك  42 بيشتر با شوش سه

 

لايه 16  ارتباط دارد.تابلت بر عكس سفال ها براي سيلك جداگانه

 

چاپ شده اند و تابلت هاب لايه 41 تماماً داراي علائم شمارشي

 

هستند سه عدد ْنها داراي علائم نوشتاري هستند در لايه 42 فقط يك

 

تابلت پيدا شده كه داراي علائم نوشتاري مي باشد پس نتيجه مي

 

گيريم كه تفاوتي بين لايه 1 و 2 از ديدگاه مهر وجود دارد اين

 

علائم نوشتاري كه بر روي تابلت داريم بدون هيچگونه شكي علائم

 

آغاز ايلامي است نه سومري .

 

مرگان قوانين حمورابي را كشف كرد واستل نارامسين كه آكدي بودو

 

شوتروك ناخونته پادشاه ايلامي در 1200 ق م از بين النهرين به شوش

 

مي آورد  (استل تكه سنگي است كه وقايع مهم را روي آن ثبت مي

 

كنند مثل ستون فرمان در هند و ستون يادبود ) بعد از مورگان آقاي

 

دومكنم و سپس گيرشمن به ايران مي آيد و فرانسويان در اين مناطق

 

حفاري كردند سيلك و گيان و چغازنبيل وايذه حفار گريشمن ،

 

كنتوردر شوش و دلفوس در جعفرآبادوبندبال وجوي بوهلان و موسيان

 

(زيگورات كلمه اي است ايلامي و 27 زيگورات در بين النهرين بوده

 

است .

 

استروگرافي به معني لايه نگاري است .

 

 

چطور مي فهميم كه سفال چرخ ساز است 1- از روي خطوط

 

انگشتان كه به صورت دايره است در روي سفال 2- توليد سفال در

 

مقياس زياد

 

از اولين لايه استقرار در شوش يعني 2850 ق م انسان با بكار گيري

 

پيام كه بر روي خاك رُس نوشته شده آشنايي دارد آشنايي با مهر

 

دكمه اي اين خاك رس كه درب خمره ها و انبار ها با آن مهر مي

 

 

كنند داراي اثرات مهر مي باشد و تصوير مهري كه نقش شده

 

نمايانگر و نشانه فردي است كه آنرا مهر كرده است و اين اثر مهر

 

موقتي مي باشد زيرا بلافاصله براي اينكه در خمره را باز كنند آنرا

 

مي شكستند .

 

 

در آغاز محتويات خمره ها بوسيله تكه رسي كه بصورت هندسي

 

بود نشان مي دادند مثلاً شكل باتوم نماينگر عدد 1 مي باشد و تيله

 

عدد 10 را نشان مي داد و صفحه نمايانگر عدد 100 بود و مخروط

 

كوچك 300 و مخروط بزرگ شيار دار 3000 را نشان مي داد 32

 

اثر مهر استوانه اي در اين محل بدست آمده كه گوياي نقش هاي

 

گوناگوني هستند  مثل زندگي روزمره و داستان اعتقادي و نقش

 

حيوانات كه بصورت يك رديف يا دورديفي روي هم و در

 

تركيبات يك رديفي، يك نواختي رژه حيوانات بوسيله حيوانات در

 

حال گذر و يا يك حيواني كه بر روي دو پا بلند شده است و صحنه

 

قطع مي شود در صحنه ها معمولاً يك بز و يك خرگوش ايستاده

 

كه سرش بطرف عقب برگشته پنجه هاي جلويي بر روي حيوان

 

جلوتر از آن قرار دارد آويزان شده چنين صحنه هايي را ما در شوش

 

مي توانيم ببينيم ديگر بز نر و يك حيوان افسانه اي گريفون كه بدن

 

و پاهاي عقب به مانند شير و سر و بالاتنه مانند كركس است .

 

 

در اين دوره ظروف داراي در پوشي بوده اند جهت عدم دستبرد به

 

محتويات درون كوزه ها و اعداد كه نشانگر تعداد كالا بوده است

 

مثل گوي و مثلث و باتوم و صفحه كه همه براي شمارش بكار مي

 

رفته اند

 

مرحله اول گلوله + اشياء شمارشي + اثر مهر استوانه اي

 

مرحله دوم گلوله + اشياءشمارشي +علائم شمارشي +اثر مهر استوانه

 

اي

 

مرحله سوم گلوله +علائم شمارشي + اثر مهر استوانه اي

 

مرحله چهارم تابلت + علائم شمارشي +اثر مهر استوانه اي

 

در لايه 17 تابلت بالشتكي +علائم شمارشي +اثر مهر استوانه اي

 

و لايه 16 داراي ويژگيهاي زير مي باشد شكل تابلت منظم مستطيلي

 

شكل +علاوه بر علائم شمارشي براي اولين بار خطوط مشخص مي

 

شود و مهرهاي استوانه اي در لايه 16 از بين مي رود در لايه  16 و

 

17 دولت بوجود آمده است  .

 

مشخصات دوره كالكولتيك 1- فلزكاري بصورت ابزار سازي

 

(ذوب)2- سفالگري در كنار مواد چسبندگي گياهي البته مواد

 

چسبندگي معدني نيز بوده است 3- استفاده از درجه بالابراي سفال

 

1-   معماري پيچيده تر شده 5- كج بيل هاي سنگ چخماقي يا

 

سيلكس و بعد كج بيلهاي صيقلي بوجود مي ايد6- مهرو دوك در

 

دوره نوسنگي كم بود در اين دوره زياد مي شود

+ نوشته شده توسط مرتضی دلاوری در شنبه سی و یکم فروردین ۱۳۸۷ و ساعت 11:59 |