خط تصويري بر تابلتهاي گلي نوشته شده بود بيشتر اين تابلتها

 

مطالب اداري بوده ولي بعضي از آنها فهرست كلماتي بودند كه به

 

عنوان كتاب يا نوشته هاي روز مره براي يادگيري دانش آموزان به

 

كار مي رفتند اين نوشته ها گوياي آن هستند كه به احتمال زياد در

 

هزارةسوم پيش از ميلاد در تمام كشور سومر، مدارس و مكتبخانه

 

هايي براي آموزش وجود داشته است در سال 1903 و 1902  تعداد

 

زيادي گل نوشته بدست آمدكه حاوي مطالب درسي بودند اين

 

تابلتها از وجود مدارس حكايت مي كنند كه در آنجا متخصين

 

تربيت مي شده اند كه بعدها اداره امور مذهبي و كشوري و اقتصادي

 

و لشكري و آموزش و پرورش و درباري را عهده دار مي شدند هر

 

چند كه در دورة سومر و آكد خانمهايي بودند كه باسواد بودند مثل

 

دختر سارگون ولي سواد آموزي خانها بصورت خصوصي بوده و در

 

سومر و آكد دانش آموزان پسر بوده اند و از نظر نظامات مدرسه

 

رئيس مدرسه را Ummia كه معني معلم و و متخصص و او پدر

 

مدرسه و شاگردان پسر مدرسه ناميده مي شدند .

 

 

رئيس مدرسه يك آستيان داشته كه تكاليف شاگردان را كنترل مي

 

كرده اند و تابلتهارا كه دانش آموزان مي بايد بنويسند و حفظ كنند

 

آماده مي كرده است و او برادر بزرگ ناميده مي شده است و علاوه

 

بر برادر بزرگ يك نفر مسئول نقاشي و يك نفر هم  مسئول درس

 

ادبيات بوده است شخصي نيز بعنوان ناظم مسوليت اداره اين مدرسه

 

را در دست داشته است كه حضور و غياب دانش آموزان و تنبيه و

 

فلك كردن راذ نيز بر عهده داشته است در مدارس سومري دروس

 

مذهبي و طبيعي و جانورشناسي و معدن شناسي و جغرافيا و ادبيات و

 

گرامر و رياضيات تدريس مي شده است بطوري كه از متن تابلتها

 

بدست آمده بر مي آيد سومريها در بيشتر علوم بويژه در رياضيات و

 

ستاره شناسي پيشرفت شاياني كرده اند و بطوريكه چهار عمل اصلي

 

را مي دانسته اند و جزر مربع و مكعب را مي دانسته اند و مي

 

توانسته اند مساحت مستطيل و دايره را حساب كنند و بابليها براين 

 

اساس رياضياتي را پايه گذاري كردند كه سيستم شمارشي آنها صفر

 

نداشت و احتمالاً هنگامي كه هخامنشيان وارد بابل شدند اختراع

 

كردند .اساس رياضيات انها بر اساس شصت تايي و عشاري بوده

 

است و رياضيات و ستاره شناسي در دوره بابليها پيشرفت كرد و

 

سومريها فقط عده اي از سيارات را مي شناختند كه در دوره بابليها

 

تكامل پيدا مي كند و از اواخر دوره سوم نوشته ها زياد تر مي شود

 

كسوف و خسوف خورشيد و ماه را بابليها مي دانستند و از اين دوره

 

يك فهرست از صورت فلكي در دست است كه بعضي از آنها بيشتر

 

از 12 درجه زير خط استوا قرار دارند بدنبال پيشرفت ستاره شناسي

 

تقويم كشاورزي از بين مي رود و از سلطنت حمورابي يك نوع

 

تقويم بود كه هر شهر با سيستم مختص خود آنها را به كار مي

 

گرفت و ماهها قمري بوده اند 29 تا 30 روزه بود كه به هفته هاي

 

هفت روزه تقسيم مي شود يك نوع هفته هاي پنچ روزه آشوري نيز

 

وجود داشته كه خيلي زود به هفته هاي بابلي جاي خود را مي دهند

 

و سال از بهار آغاز مي شود و شبانه روز به شش دوره تقسيم شده

 

بود و بعدها اين تقسيم بندي به 12 ساعت كه هر ساعت دو برابر

 

ساعت فعلي بوده و از غروب آفتاب شروع مي شد و ساعت خودش

 

به واحدهايي تبديل مي شده كه هر واحد برابر چهار دقيقه ما بوده

 

است .

 

كتيبه هاي هخامنشي به زبان هاي بابلي و ايلامي و پارسي باستان 

 

نوشته مي شد زيرا زبان مرسوم آن زمان زبان هاي بابلي و ايلامي

 

بودند بعلاوه آن اكثر ايلامي ها نويسندگان تاريخ هخامنشيان بوده

 

اند و زبان ديگر زبان پارسي قديم بوده است يكي از اين كتيبه ها

 

كتيبه بيستون است كه بالاي آن عكس اهورا مزدا است و ساتراپهاي

 

شورشي در مقابل داريوش نشسته و يكي از آنها در زير پاي داريوش

 

قرار دارد .

 

 

اولين كسي كه از خطوط ميخي نسخه برداري كرد در سال 1621 

 

يك جهانگرد ايتاليايي به نام پيترو دلا و با مشاهده خطوط ميخي

 

تخت جمشيد آنرا در يك نامه رونويسي كرد و به ايتاليا فرستاد

 

هرچند او سعي زيادي براي كشف اين خط كرد ولي موفق نشد و

 

كمپفر در سال 1694 نمونه اي از خط ميخي تخت جمشيد را در

 

سفر خود به ايران را رونويسي كرد و او خطوط را خط ميخي نام

 

نهاد زماني كه دانماركي ها هيئتي را به عربستان براي بهره برداري

 

فرستادن بين آنها رياضي داني بود بنام نيبور Neibuhr  او مسافرتي

 

در سال 1765 به تخت جمشيد كرد خطوط ميخي آنرا نقاشي كرد و

 

او اولين كسي بود كه پي برد  اين نوشته ها به سه زبان فارسي باستان

 

و بابلي و ايلامي نوشته شده و بعداً يك آلماني بنام Grotefend   

 

در سال 1802 ميلادي متوجه شد كه در خطوط نيبور يك كلمه زياد

 

تكرار شده او فكر كرد كه بدون شك يكي از كلمه ها بايد كلمه

 

شاه و ديگر كلمه ها اسامي داريوش و خشايارشاه باشد و كار

 

ديگري كه او براي تكميل تحقيقات خود انجام داد زبان فارسي

 

باستان را با زبان اوستا مقايسه كرد ولي از آنجا كه زبان اوستا با زبان

 

پارسي قديم شباهت نداشت پيشرفت زيادي بدست نياورد تا اينكه

 

يك انگليسي بنام راوينسون كتيبه داريوش را كه بر صخره بيستون

 

در كوههاي زاگرس 100 متر بالاتر از زمين حك شده بودند مورد

 

بررسي قرار داد اين كتيبه بر روي تخته سنگهاي زياد و پهن و

 

بزرگ حك شده اند و بربالاي سنگ نوشته اهورا مزدا و پايين تر از

 

او داريوش كه يك پاي خود را بر روي گئوماتاها و در مقابل او 9

 

زنداني ديگر قرار دارند كه با طناب به يكديگر بسته شده اند

 

،سرانجام راوينسون اسرار خط را كشف كرد و در سال 1838

 

راوينسون خواندن الفباي فارسي را تكميل كرد و نوشته يابلي كتيبه

 

معروف داريوش نيز بوسيله او خواندنش كشف شد و اين كتيبه نژاد

 

داريوش از خاندان هخامنشي اشاره كرد .

 

قبلاً شخصي بنام Hinekes كه يك كشيش ايرلندي بود در سال

 

1846 ميلادي تعدادي از علائم خط ميخي را شناسايي و ويژگي

 

سيلابي را ياد آور شد و بالاخره او دريافت كه نوشته سوم كتيبه

 

داريوش يك زبان سامي است و راوينسون با در نظر گرفتن زبان

 

فارسي و ايلامي و بابلي به خواندن خط كه در حدود 100 تا علائم

 

داشت موفق شد .انجمني در لندن در سال 1857 يك نسخه از

 

تيگلات را به چهار شخصي كه ادعا داشتند خط ميخي را مي توانند

 

بخوانند بنامهاي Tolbot  و Hinekes و Opert و بالاخره

 

Rawlnson   بطور محرمانه داد و ترجمه اي كه دريافت كرد با

 

هم مشابه بود و با تمام اين كارها كه پرده از روي خط ميخي و چند

 

زبان قديمي ديگر برداشته شد ولي هنوز هيچ كس بدرستي نمي

 

دانست چه كساني يا كدام افراد اين خط را پايه گذاري نموده اند و

 

حتي نامي از ملتي بنام سومر در ميان نيست سالنامه تيگلات مطالب

 

جديدي را براي مردم روشن كرد و Opert اولين كسي بود كه

 

اعلام داشت اين علايم قراردادي نبوده است بلكه گرفته شده از

 

علائم ابتدايي تر است او چند شكل ابتدايي علائم را بدست آورد

 

كه در آنها تصوير اوليه اشياءبه آساني قابل شناسايي بود براي مثال

 

علامتي كه نماينگر تصوير كوه بود در زبان آشور بايد نوشته مي شد

 

شادو ولي شادو نوشته نشده بود بلكه كورنوشته شده بود او نتيجه

 

گرفت كه كاشفين خط ميخي به زبان آشور حرف نمي زدند بلكه به

 

زبان غير سامي صحبت مي كردند او در سال 1859 ميلادي اين زبان

 

را كاسي ناميد بعدا كه در بين النهرين نوشته هاي زيادي كه به اين

 

زبان ناشناخته بدست آمد نظريه اُپرت را كه مبني بر مخترعين خط

 

ميخي را غير آشور بوده اند تاكيد كرد او اين نژاد را سومري ناميد

 

پس از كشف رمز قسمت زيادي از الفباي فارسي بوسيله راوينسون

 

احساس شد براي شناخت تمدن شرق بايد نهفته هايي در دل خاك

 

را بيرون كشيد و در سال 1842 ميلادي Botto  در نينوا حفاري

 

نمود ولي حفاري را نيمه كاره رها كرد و در خُرس آباد در 16

 

كيلومتري موصول ديوارهاي منقوش را از زير خاك بيرون آورد و

 

در سال 1845 لايارد در نمرود حفاري را آغاز كرد و لي حفاران

 

اين زمان چينه شناسي را نمي دانستند و از حفاري سيستامتيك اطلاع

 

چنداني نداشتن و مانند تونلهايي كار مي كردند و سپس پلاس كاخ

 

سارگون را در شاروكين و لايارد و لفتوس در نينوا حفاري كردند و

 

در آنجا بود كه انگليسي ها كتاب مشهور آشور را كه داراي هزاران

 

كتيبه بود شناسايي كردند لفتوس قبلاً در اروك (واركا )حفاري

 

كرده بود .

 

 

بين النهرين داراي اين سلسله ها بوده است سومريها Sumer در حدود

 

هزاره چهارم ق م آكاد كه سامي نژاد بودند گوتي ها كه ساكنين

 

زاگرس بوده و در سال 2300 ق م حمله كرده و سلسلة آكاد را از بين

 

بردند بابلي ها و سپس سومريهاي نوين كه بعد از بابلي ها روي كار

 

آمدند و بعد از سومريهاي نوين كاسي ها آمدند و در هزاره اول بايلي ها

 

و آشوريها و آشوريها توسط مادها از بين مي روند .

 

 يكي از دولت شهرهاي مهم اوروك بوده است نام اوروك مترادف

 

با دولت شهرنشيني است بين 3500 تا 3000 ق م

 

اروك كه 18 لايه دارد واز  لايه   15تا 18 آن مربوط به عبيد است

 

و حفاران آن آلماني بودند و از سه تا 14 مربوط به اروك مي باشد

 

اروك قديم از لايه 9 تا 14 و اروك ميانه از 8 تا لايه 6 و اروك

 

جديد از لايه 5 تا لايه 4 مي باشد و لايه 4 به دو قسمت A   وB 

 

تقسيم شده و 1 و 2 و 3 مربوط به جمدت نصر است .

 

از لايه 14 تا 4 دوره آغاز شهرنشيني مي باشد و سفال منقوش عبيد

 

در اين دوره از بين مي رود  يك نوع سفال تك رنگ كه ويژه

 

اروك است وبعلاوه مهر و خط پديدار مي گردد .تا اوايل اين فاز

 

يك سفال (از 14 تا 4 تمدن اروك ) غير منقوش در كنار سفال

 

منقوش كالكولتيك عبيد فينال ظاهر مي شود سپس سفال منقوش

 

 

عبيد را از بين مي برد در لايه 14 سفال عبيد در كنار سفال اورك

 

بود و سپس سفال منقوش عبيد را از بين برد سفال اروك چرخ ساز

 

و كمرنگ و گاهي براق و قرمز و يا خاكستري است اين سفال ويژه

 

لايه 14 تا 6 است .دوره اروك مدت زيادي فقط بوسيله محل

 

باستاني اروك شناخته شده بود ولي حال بر روي محلات زيادي از

 

جمله تل قلنج در اطراف حبيبه كبيره و تل قناس در دره مياني فرات

 

(سوريه ) و جمدت نصر يك محل باستاني نزديك بابل كه مربوط

 

به دوره اي كه عبارتند از آخرين فاز دوره پيش از سلسله ها داده

 

شده است و موازي با لايه 3 در اروك مي باشد و بوسيله سفال

 

منقوش ويژگي مي يابد كه داراي دكور تك رنگ يا دو رنگ با

 

باندهاي افقي اكثراً در شانه ظرف قرار دارد و گاهي هم در يك

 

قاب يا تابلو قرار دارند و در بعضي مواقع نقوش طبيعت مثل گل

 

ترسيم مي كنند از طرفي ديگر سفال چند رنگ با دكور منقوش به

 

رنگ سياه و يا سياه و سرخ بر روي پوشش كرم و سرخ است و

 

موضوعات عبارتند از باند و هندسي و مثلث و لوزي و يا گياهي و

 

حيواني بوده است كه تحول پيدا مي كند و در آغاز سلسله هاي اول

 

به يك سفال چند رنگ تبديل مي شود كه احتمالاً منشاء ايراني

 

دارد . سفال جمدت نصر در سومر وجود ندارد اين سفال ويژه ميان

 

رودهاي مركزي است خود جمدت نصر ومنطقه دياله و دره بالايي

 

دياله يعني جبل الحمرين در دره دياله است .

 

از لايه 8 به بالا آغاز ادبيات مي گويند وآقاي  پارو ، محله ماري را

 

حفاري كرد او از لايه شش به بالا را پيش از سلسله ها نام گذاشت

 

ولي دلوكاز كلمه آغاز ادبيات را قبول ندارد .از 2900 آغاز سلسله

 

ها است كه نوعي حكومت كاهني مي باشد تا 2300 ق م و اين آغاز

 

سلسله ها به سه قسمت تقسيم مي شود و هانري و فرانكفورت اين

 

تقسيم بندي را انجام داد ه اند حكومت آكد بعد از سومريها بودند و

 

نژاد سامي داشتند و 2300 آكاد كه پادشاه آنها سارگون بود حكوت

 

مي كرد وسيستم حكومت سومريها دولت شهري بوده كه سال

 

2300 آكد آنرا از بين برد .

 

از لايه 14 تا 4 دوره آغاز شهرنشيني آغاز مي شود و از بين رفتن

 

سفال منقوش عبيد و ظاهر شدن يك نوع سفال يك رنگ كه

 

ويژگي اروك وبعلاوه مهر و خط است

 

اروك 6  آغاز اولين فاز پيش از سلسله ها تا  B 4 و در اين موقع

 

معماري مجلل مي شود و اولين مهر استوانه اي بدست آمده است

 

(در لايه 5 پيش از سلسله ها ) و اين مهر در آغاز شهرنشيني و

 

تجارت زياد شد اروك A4 كه 3100 ق م است فاز دوره پيش از

 

سلسله ها اولين نوشته هايي كه بصورت علائم تصويري است در

 

اروك A4 بدست آمده است .اروك 3 كه دوره جمدت نصر است

 

آخرين فاز دوره پيش از سلسله و از ويژگيهاي آن معبد بر روي

 

سكو است مثل معبد سفيد اروك در واركا  و حكاكي بر روي

 

سنگ و هنر بصورت قرار دادي در مي آيد و سفال منقوش دوباره

 

متداول مي شود . اين سفالها با پوشش سرخ و خاكستري است و بر

 

خلاف دوره عبيد چرخ ساز هستند چون زياد ديده مي شود و همه

 

يكرنگ هستند پس بنابراين مي توان گفت كه چرخ سفالگري

 

اختراع شده است و گروهي بعنوان سفالگران حرفه اي مشغول كار

 

شده اند .يك نوع از اين سفالهاي اروك بنام لبه واريخته است اين

 

سفال آغاز ادبيات بوده است كه احتمالاً چرخ ساز نيست و خشن و

 

سطح انها دون دون است در صورتيكه داخلش خوب كار شده

 

است آقاي دايسون عقيده دازند  كه اين سفال با قالب ساخته شده

 

چون هزاران نوع از اين سفال در بين النهرين و هم در ايران بدست

 

آمده است و آقاي نيسه Nisse  كه در ايران و خوزستان كار كرده

 

است عقيده دارد كه اين سفالها را از دانه پر مي كرده اند و بين

 

كارگرها پخش مي كرده اند و در واقع يكنوع پرداخت دستمزد

 

بوده و نشان پيشرفت جامعه سومر است از لايه 4 اين سفال از بين مي

 

رود

 

ويژگي آغاز دوره سلسله ها

 

فرانكفورت به سه قسمت تقسيم كرد فاز اول وجود تابلتهاي عتيق

 

اور سفالهاي چند رنگ دياله و ظهور برنز

 

 

دوره آغاز سلسله هاي دوم كه برتري سلسله سامي كيش  -  اولين

 

قصر كيش كه نشان حكومت است كه حكومت  از كاهن پادشاهي 

 

به پادشاه مي رسد پيشرفت و گسترش خط ميخي

 

دوره سوم كه به دو دوره  A وB تقسيم مي شود دوره اول سلسله

 

A كه برتري سومريهاي اور (اولين سلسله اور ) آرامگاههاي شاهي

 

اور و هنر به طبيعت گرايي بر مي گردد

 

دوره آغاز سلسله سوم B برتري سلسله هاي لاگاش استل

 

كركسها (استل عبارتند از سنگهايي كه وقايع مهم را روي آن سنگ

 

حك مي كنند .

 

يكي از شهرهاي معروف آن زمان شهر آدب  كه توسط Banks

 

حفاري شد و  بين لاگاش و نيپور بود و نام امروزي آن بيزمايه

 

Bysmaya است در 2400 (اواخر آغاز سلسله هاي دوره

 

سوم )آدب توانسته بر چند دولت شهر سومري مسلط شود ولي بعد

 

از مدتي اهميت خود را از دست داد و آدب در سال 1904 و 1903

 

مورد حفاري قرار گرفت

 

 

تپه گورا در 25 كيلومتري شمال شرقي موصل قرار دارد و در آن 

 

محل باستاني قرار دارد كه نسبتاً خوب آبياري مي شود و مي توان

 

كشاورزي بدون آبياري در آنجا صورت گيرد و حفاري در اين تپه

 

از 1931تا 1938 در هفا فصل انجام شده است و 20 لايه باستاني كه

 

تعداد زيادي از آنها به فاز هايي تقسيم مي شود شناسايي و مشخص

 

شده است 13 لايه اوليه يك چينه شناس عملاً متداول بود و از اواخر

 

دوره حلب تا 3 هزار سال ق م را نشان مي دهد كاوشهاي باستان

 

شناسي حدوداً 800 آرامگاه را با گونه هاي مختلف مورد شناسايي

 

قرار داده اند و لايه اول تا 3 توسط Sppiser و چهار و پنج توسط

 

Baehegca حفاري شد.

 

يكي از مهمترين دولت شهرهاي "لاگاش "است  شهر لاگاش در

 

15 كيلومتري شطراء درعراق قرار دارد در اواخر سوم يكي از مراكز

 

مهم سومريها مي شود لاگاش در دوره سلطنت گودا پادشاه سومري

 

نوين به اوج شكوفايي خود مي رسد اين شهر در هزاره چهارم مورد

 

اسقرار قرار مي گيرد كه به نامهاي Tello يا Girsu  ناميده مي

 

شود شهر در آغاز دوره سلسله ها گشترش پيدا مي كند  2750 تا

 

2225 درست در زماني كه اوج شكوفايي دولت شهرهاي سومري

 

است در اين دوره در لاگاش اولين نوشته هاي تاريخي كنده شده

 

است مانند استل كركسها كه نماينگر پيروزي ارتش لاگاش بر اومما

 

در زير سايه رب النوع شهر Nin- Girsu  نين گير سو در سال

 

2400 شاهزاده لاگاش توسط پادشاه اوممااز تخت بر كنار مي شود

 

و ارتش اومما توسط سارگن آكدي مغلوب مي شود و لاگاش

 

تحت تسلط  آكديها در مي آيد و تا زمانيكه گوتيها به امپراتوري

 

آكد خاتمه مي دهند و در دوره گوتيها دولت شهرهاي سومري

 

استقلال پيدا مي كنند و لاگاش نيز تحت كفايت رئيس خود رو به

 

پيشرفت مي گذارد يك سلسله نوين بوسيله اور باو Ur – Bau   

 

پايه گذار مي شود ولي يكي از سلسله هاي اور يعني گودا حكومت

 

را در لاگاش بدست مي گيرد و گودا و پادشاهان ديگر كه همزمان

 

با گوتيها بودند . در سال 2125 ق م شخصي بنام اوتو هگار

 

Utu- Hegar پادشاه اوروك به حكومت گوتيها در سومر خاتمه

 

داد و سلطنت را بدست گرفت و بعد از او اور نامو Ur- Namu

 

سلطنت اور را تشكيل مي دهد .لاگاش يك مركز قوي در زمان اور

 

نامو مي شود ولي بعدها بتدريج از قدرتش كاسته شده و قرن 17

 

ق .م متروك مي شود

 

تا سال 1947 ميلادي قديمي ترين قانون شناخته جهان قوانين

 

 

حمورابي بود اين قوانين كه در سال 1800 ق م تدوين گرديده بود

 

بخط ميخي و به زبان بابلي بر روي سنگي  نوشته شده است اصل اين

 

سنگ در موزه لوور و مصنوعي آن در موزه ايران باستان است

 

قوانين حمورابي در نمونه هاي متعددي ساخته شده و در شهرها

 

نصب مي گشت كاملترين آنها 225 ارتفاع و 190 سانتيمتر قطر

 

داشته است و از شوش بدست آمده است لوحه بوسيله يك پادشاه

 

ايلامي در قرن 12 ق م بعنوان غنيمت به شوش آورده شده است  در

 

بالاي لوح پادشاه در حال  پرستش در مقابل رب النوعي كه احتمالاً

 

شمش است حجاري شده و در زير سه هزار و پانصد سطر در

 

ستونهاي بسته حجاري شده كه بر عكس خطهاي قديمي كه افقي

 

است عمودي نوشته شده و مواد اين نوشته ها داراي يك مقدمه

 

است و درباره پيروزي و به حكومت رسيدن حمورابي و سپس

 

قوانين اغاز مي شود اين قوانين درباره دزدي و كشاورزي و اجاره

 

خانه و تجارت و فاميل و ازدواج و ارث و بچه و غيره است ،قسمت

 

سوم ختم اين نوشته است كه در آن پادشاه از خدايان طلب امرزش

 

مي كند و به جانشينان نصيحت مي كند كه براي نظم كشور قوانين

 

او را احترام بگذارند در صورتيكه امروزه با حفاريهاي انجام شده ما

 

مي دانيم كه قديمي ترين قوانين مشهور جهان در دوره اور  نامو

 

Ur- Namo   بنيان گذار سوم اور (سومريهاي نوين ) مدون

 

گرديده است اين قانون در 20 سانتيمتر 10 در 20 است و پشت و

 

رويش هر دو به چهار ستون پوشيده از خط ميخي تقسيم شده است

 

اين تابلت متعلق به كلكسيون موزه شرق قديم استانبول مي باشد و

 

در حدود 2100 ق م به رشته تحرير در آمده است و در سال 1952

 

ميلادي بوسيله ساموئل كرامر ترجمه شده است" وقتي كه جهان

 

افريده شد تقدير اور و سومر چنين بود كه ان ليل و نانا ،خداي ماه را

 

به پادشاهي شهر اور برگزيدند و خداي  نانا، اور نامو  را بعنوان

 

جانشين خود در زمين انتخاب كرد تا در سومر و اور سلطنت كند

 

"اور نامو بعد از تامين امنيت سياسي و نظامي كشورش با دولت شهر

 

همسايه لاگاش كه اور را مورد تهديد قرار داده بود وارد جنگ شد

 

و او پيروز و او را يه قتل رساند سپس به ياري نانا از مرزهاي كشور

 

تجديد حدود كرد و پس از فراغت از جنگ تغييراتي در اوضاع

 

اجتماعي و اخلاقي جامعه بوجود آورد براي اين منظور قوانين

 

تدوين شد كه در آن از يتيمان و بيوه زنان در مقابل قدرت مردان و

 

ثروتمندان حمايت شده بود و براي كساني كه گاو و گوسفند مردم

 

را به غارت مب يرند كيفر تعيين كرده و او براي جلوگيري از ظلم

 

در خريد و فروش يك وزن و واحد اندازه گيري ثابتي بوجود آورد

 

در 1850 ق م( سومر نوين ) سه مرد ،مردي را كه از اعضاء معبد

 

بودند به قتل مي رسانند يكي از  قاتلان آرايشگر و ديگري باغبان

 

بوده است به دليلي كه براي ما روشن نيست زن مقتول از ماجرا قتل

 

اگاه مي شود ولي راز قتل را پنهان كرده و عاملان حكومت را در

 

جريان نمي گذارد ولي بعد از مدتي عاملان حكومت از ماجرا با خبر

 

گشته و ماجرا را به اطلاع پادشاه مي رسانند (اور نيورنا )پادشاه

 

پرونده را به دادگاه نيپور مي برد و اعضاء دادگاه 9 نفره از وكلاي

 

مجلس را تشكيل مي داده اند محاكمه آغاز مي شود و اين 9 نفر

 

اعضا دادگاه زن مقتول را به دليل پنهان كاري ماجرا متهم به دست

 

داشتن در ماجرا قتل مي دانن و براي زن و سه نفر قاتل تقاضاي

 

اعدام مي كنند ولي دو نفر از اعضا به دفاع از زن پرداخته و چنين

 

اظهار كرده اند چون شوهر اين زن به گفته خود زن وظايف شوهري

 

خود را به هيچ وجه رعايت نمي كرده است ،زن پرده از ماجراي قتل

 

برنداشته است چون فكر مي كرده اين سه نفر با كشتن شوهرش

 

حساب او را از شوهرش گرفته اند با اين دفاع زن تبرئه و سه مرد

 

اعدام مي شوند.

 

از ديدگاه باستانشناسي دوره اروك و جمدت نصر دوره آغاز

 

شهرنشيني مي دانند ويژگي اين دوره  يك نوع خشت است معروف

 

به خشتهاي يك بر برآمده  و در همين دورهاست كه شهرها با

 

ديوارهايي محصور مي شود نمونه بارز آن مهار حصار اروك است

 

كه به طول 5/9 كيلومتر بوده است و به برج نيم دايره مجهز بوده

 

است احداث آنرا به گيل گمش پهلوان اسطوره اي داستان هاي

 

حماسي مي دهند و اين امر باعث شده كه نام او را در نام نامه شاهي

 

سومريها جزء رب النوع ها ثبت شود مدت باور نكردني سلطنت او

 

موجب شده كه تاريخ نويسان در موجوديت او شك كنند ولي

 

پادشاه همزمانش مباراتزي به نظر مي رسيد كه يك چهره خيالي

 

مانند او باشد تا اينكه تابلتي به نام او كشف كردند و مسئله را قدري

 

درباره اش مبالغه كرده بودند بطوريكه گيل گمش را بصورت يك

 

فرد مافوق انساني تبديل كرده بودند پادشاهاني به مانند گيل گمش

 

و مركار در اين نوشته اسم اين دو نوشته شده و آن دو بعنوان ارباب

 

En نه پادشاه Lugal و بعدها عنوان پادشاه رسم مي شود تا آنجا

 

كه ما اطلاع داريم اولين كسي كه اين عنوان را داشته است پادشاه

 

كيش مباراتزي بوده اين شخصيتها حدوداً در سال 2700 ق م مي

 

زيسته اند درست در اين دوره اولين قصر سلطنتي مستقل از معبد

 

درست مي شود تمام اين اعمال نماينگر ظهور يك سلطنت ارتشي

 

است آنچه كه در نام نامه شاهان آمده نشان دهنده يك مبارزه سلطه

 

جويي است

 

كاخ كيش : كيش در شرق بابل در كنار فرات واقع شده است

 

قديمي ترين اثار كيش به اوايل هزاره سوم يعني آخرين فاز دوره

 

پيش  از دوره سلسله ها مي رسد اوج ترقي كيش در دوره دوم آغاز

 

سلسله هاست يعني بين 2700 تا 2600 است از اين دوره در كيش

 

يك قصر بدست آمده است كه قديمي ترين قصر ساخته شده در

 

ميان رودان تاكنون است اين كاخ داراي يك حصار مستطيل شكل

 

و يك حياط مركزي بوده است و در محور يكي از سالن ها چهار

 

ستون از خشت ، سنگيني تيركهاي سقف را متحمل مي شدند اين

 

يك نمونه از يك ساختمان ستون دار است كه تا آن زمان تنها نمونه

 

بدست آمده در ميان رودان مي باشد و اين ساختمان داراي پلكان ها

 

و اتاقها و ايوانهاي متعدد مي باشد .

 

 

انسان در آغاز بيابانگرد بود و راه شكار تغذيه مي كرد پس از آن در

 

دوره نوسنگي به اهلي كردن حيوانات و كشاورزي و درست كردن

 

كمپ ها پرداخت و بعد از ان تغييرات مهمي بدليل نوسنگي (انقلاب

 

اول ) به دوره شهر نشيني وارد شد نوسنگي داراي خصوصياتي مثل

 

صيقل و كشاورزي و سفال است واين تقسيمات در اروپا وارداتي

 

است و 2000 سال از خاورميانه و آسيا عقب تر است و از راههاي

 

متفاوت وارد شده است ما در ابتداءصيقل داريم ولي كشاورزي و

 

سفال نداريم ولي در اروپا اينها همه با هم ديده مي شود .

 

 

 

شهرنشيني با توليد زياد سفال در دوره اروك و جمدت نصر و علت

 

زياد بودن سفال يك اقتصاد پيشرفته است حال اگر ما ساير داده هاي

 

باستانشناسي را در نظر بگيريم تمام آنها گوياي وجود يك جامعه

 

پيشرفته از نظر اقتصادي نسبت به دوره قبل هستند در اين دوره خط

 

بوجود مي آيد و مهرها تغيير شكل مي دهند بايد گفت كه قبلاً در

 

دوره عبيد نوين (فينال يا كالكولتيك ) مهرها تعداد شان زياد است و

 

دليل اين ازدياد خود مربوط به گسترش زندگي اقتصادي است براي

 

دوره اروك ما آگاهي زيادي درباره مهر نداريم فقط چند مهر كه از

 

نظر لايه نگاري مشخص نيستند ولي در اروك نوين مهرهاي استوانه

 

اي ظاهر مي شوند (لايه پنج )و آثار اين مهرها هم بدست آمده كه

 

بر روي خاك رس بجاي مانده اند اين مهرهاي استوانه اي خيلي

 

راحت تر از مهرمعمولي بوده اند زيرا بوسيله آنها مي توان سريع تر

 

سطح بزرگي از خاك رس را پوشاند اين مهرها براي مهر و موم

 

كردن دهانة خمرها يا پاكتهاي گلين بكار برده شده اند براي دوره 5

 

و 4 اروك تنها مهر استوانه اي شناخته شده و از اروك بدست مي

 

آيد از اروك 3 جمدت نصر در تمام محله هاي باستاني حفاري شده

 

چنين مهرهايي پيدا شد يك عامل ديگر خط است كه ما قديمي

 

ترين آن را در اروك نوين مي شناسيم بنابراين خط بعد از مهر

 

استوانه اي ابداع شد اروك A4 آيا اين گل نوشته ها نشانه دهنده

 

قديمي ترين نمونه خط در ميان رودان است ؟با توجه به بعضي از

 

گل نوشته هاي اروك A4 متوجه شده اند كه اين گل نوشته ها در

 

مرحله پيشرفت قرار دارند چون اين نوشته ها يك حالت خيلي

 

استريزه شده دارد نوشته هايي كه داريم متشكل از تصاوير و اشياء

 

وعلايم عددي است اين علايم رات پيكتو گرافيك مي گوييم زيرا

 

علامت بيان كننده يك شيئي با يك حالت تا اندازه اي

 

واقعي .احتمال داده مي شود كه اين گل نوشته ها در حقيقت اسناد

 

ثبت شده ،داده ههاي اقتصادي يا قراردادهاي تجاري است هرچند

 

كه معناي آنها براي ما مشخص نيست از اروك سه (جمدت

 

نصر )جريانهاي اقتصادي بر روي گل نوشت ثبت شده اند بمانند

 

تقسيم آذوقه بين كارگران و كنترل كارگران و عمليات تجاري و

 

دفاتر حساب رسي و تمام اين كارها به وجود يك بوركراسي عظيم

 

احتياج دارد كه احتمال دارد در اوايل دوره اروك بوجود آمده

 

(لايه 14) اين مراكز اداري به حساب چه كسي  بوجود آمده است

 

؟معماري مذهبي : در اروك در قسمتي كه به الهه بزرگ"اي نانا

 

"محلي بنام Eanna الماني ها حفاري نمودند و حفاران آثار صاف

 

شده يك سري معابد ساخته شده را در لايه 5 و 4 اروك شناسايي

 

نمودند و در لايه 5 معبدي بر روي پاية از آهك ساخته شده كه به

 

همين دليل آن معبد را معبد آهكي مي ناميدند اين معبد 80 متر در

 

30 متر ساخته شده است با درهايي متعدد كه به يك حياط مركزي

 

راه دارد و اين حياط بشكل T است گه بوسيله اتاقهاي جانبي احاطه

 

شده اند اين معبد شباهت زيادي به معبد اريدو كه بر روي سكو يا

 

تراس ساخته شده است دارد .(سومريهاي جديد در سال 2200

 

قديمي ترين معبد كه شناخته شده را بنام معبد اريدو Eridy را

 

ساخته و توسط استون لويد حفاري شده است و داستاني است كه

 

سومريها به آن اعتقاد دارند و آنكه خدايان به مردم شهرنشيني را

 

آموختن و اريدو 20 لايه دارد و در اين لايه ها 20 معبد صاف شده

 

قرار دارد )

 

معبد آهكي يعداًويران گرديده است و در دوره بعديB4  اروك

 

بجايش يك معبد نويني بر پا گرديد كه به معبد قرمز مشهور بود اين

 

معبد داراي يك حياط و يك سالن بزرگ با هشت ستون بزرگ

 

است كه بر روي يك سكو قرار گرفته است سالن و حياط داراي

 

يك دكوراسيون ويژه هستند به اين معني كه بر روي خاك رس كه

 

اندود ديوارها را تشكيل مي دادند وقتي كه نرم بوده هزاران مخروط

 

از خاك پخته در آن فشرده اند (يك نوع معرق كاري ) كه اين

 

مخروط ها سياه رنگ و سفيد يا قرمز بوده اند يا به نوعي ديگر مي

 

توان گفت كه اين مخروطها تشكيل يك موزائيك هندسي شكل را

 

مي دادند تمام اين مجموع ساختمانها را با احتياط خراب كرده اند

 

براي اينكه معبد بزرگتري بر روي آن  بسازند لايه A 4 اين معبد نيز

 

بر روي يك تراس بنا شده است ،دو معبد چسبيده به هم ساخته شده

 

فقط يك قسمت از آن پيدا شده كه شبيه به معبد آهكي است اما

 

خيلي عريض تر و با طاقچه هاي خارجي كه خيلي عميق بوده اند  و

 

ديگري معبد C  كه 56 در 52 متر داراي دو پرستشگاه است و يك

 

سالن و يك حياط صليبي شكل كه به يك پرستشگاه راه پيدا مي

 

كند و اين معابد بتدريج از بين رفته و جاي خود را به معابد با

 

معماري نوين مي دهند در لايه 3 اروك در اين لايه كه اولين معابد

 

بر روي يك سكوي بلند مستطيل شكل قرار دارد كه يكي از آنها

 

50/23 در 18 بوده است اين معبد با يك سري نيم ستونها دكور

 

بندي شده است در كف آن يك حياط قرار داشت كه بوسيله

 

موزائيك هايي از مخروط به مانند سنت قبلي دكور بندي شده است

 

بناهاي متصل تجهيزات پيچيده اي هستند در يكي از آنها گنجينه

 

معبد قرار داشته كه براي ما هنر اين دوره را آشكار مي سازد چون

 

اروك يك شهر دوگانه كه يكي از قسمتهاي آن به الهه اِنانا و

 

قسمتي ديگر احتمالاً به آنو خداي آسمان تعلق داشته است .

 

(استل قطعه سنگي است كه وقايع تاريخي  را روي ثبت مي كرده

 

اند و لوحه قطعه سنگي است كه روي آن مي نوشته اند و كودورو 

 

سنگي بوده ويژه دوره كاسي ها ) .

 

استل كركسها يا پيروزي اِآناتوم  :اين استل از سنگ اهكي به ارتفاع

 

88/1 متر در نيمه اول هزاره سوم ساخته شده  و اكنون در موزه لوور

 

نگهداري مي شود اين سنگ بوسيله سارزك sarzec كشف شده و

 

دو طرف استل كنده كاري است طرف اول استل يك مراسم

 

تاريخي و طرف دوم نشانگر يك مراسم مذهبي و اسطوره اي است .

 

طرف اول صحنه اول سربازان لاگاش تحت پوشش سپرهاي چرمي

 

در در حالي كه همگي كلاه چرمي بر سر و نيزه هايي در دست

 

دارند جسدهاي دشمن را زير پاهاي خود له مي كنند و به جلو پيش

 

مي روند در پيشاپيش انها اِآناتوم  E annatum قرار دارد و او

 

لباس ضخيمي از پوست و گرزي در دست دارد او نيز كلاهي بر سر

 

دارد كه از زير آن انبوه زلفهاي مصنوعي بر روي پشت آويزان است

 

و باندي بر پشت سر بسته شده است و چنين آْرايشي موجب آن مي

 

شود كه پشت سر و گردن از ضربهاي اسلحه هاي دشمن در امان

 

باشد در جلو آن لشگر دشمن در حال فرار مي باشد و عده اي از

 

آنها نيز كشته شده اند و كركس ها اجساد آنها را تكه تكه كرده اند

 

و به بالاي مي برند براي همين اين اسل به استل كركسها معروف

 

شده است .

 

صحنه دوم سربازان كه باز كلاه چرمي بر سر دارند بالا تنه آنها لخت

 

است و لباس از پوست دارند در دست راست نيزه و در دست چپ

 

تير جنگي دارند كه به بالا گرفته اند در پيش آنها اآناتوم قرار دارد با

 

همان لباس و  آرايش  جنگي ولي اين بار او سوار بر ارابه است كه

 

نيزه اي را به حالت حمله بسوي جلو در دست چپ گرفته است .

 

 

صحنه سوم (تدفين ) كه در آن مردها را دفن مي كنند و مراسمي نيز

 

براي اين منظور انجام گرفته اين مراسم در حضور يك رب النوع

 

است كه كاملاً از بين رفته و فقط پاهايش معلوم است در  اين مراسم

 

آبياري يا شتشوي كه بصورت موجهايي نشان داده شده كه مي توان

 

نمايانگر باران باشد كه بوسيله يك فرد كاملاً لخت كه شايد سمبل

 

پاكي است و سپس حيواناتي را كه قرباني مي نمودند.

 

در ميان رودان سنگ بندرت پيدا مي شود و براي همين از گل

 

بيشتر استفاده مي شده است كه خاك را اول بصورت گل استفاده

 

مي كردند و سپس به صورت چينه كه عبارتند از يك قطعه گل با

 

شكل نا منظم كه در آفتاب خشك شده و در معماري بكار گرفته

 

شده و بعد از آن خشت به عنوان مواد ساختماني بصورت خام يا

 

پخته مورد استفاده قرار گرفت و براي درست كردن خشت بايد

 

خاك رس را با مواد چسبنده مثل كاه و يا شن ريزه و يا سبزي

 

خشك شده و غيره و آب مخلوط كرد و خوب ورز دهيم و سپس

 

در آفتاب گذاشته تا خشك شود و براي بدست آوردن آجر خشت

 

را در كوره قرار مي دهيم در معماري خشت يا آجر بوسيله يك

 

ملاط با هم اتصال پيدا مي كنند اين ملات ممكن است از گل يا قير

 

و گاهي مانند معماري دوره بابلي نوين از آهك به عنوان ملاط

 

استفاده شده است .

 

فرم خشت در دوره آغاز سلسله ها كه از هزاره سوم است خشت كه

 

استفاده شده عبارتند از يك نوع خشت در ابعاد 20 در 40 در 80 كه

 

در معبد آهكي بكار رفته است و نوع ديگر 6در 6 در 16 بوده است .

 

ميان رودان بالا و پايين در دوره آغاز سلسله ها يك نوع خشت مورد

 

استفاده قرار گرفت كه به آن Plano Convex كه يكبر بر آمده و

 

مشخصه معماري سومريها است كه به اندازه هاي 10در 17 در 27 يا

 

10در17در19 ويا  5/7 در 9 در 18 و اين آجر ها نشانه شهر نشيني

 

است و برروي قسمت بر آمده اين خشتها اثار انگشت است آجر از

 

اول هزاره سوم در معماري ميان رودان مورد استفاده قرار كرفته

 

است در ماري كه بوسيله پارو حفاري شد ه است .

 

لاگاش كه قسمت بالايي اين اجرها بر آمدگي دارد ولي در فرات

 

مياني اين بر آمدگي خيلي كم است و در سومر يا بين النهرين

+ نوشته شده توسط مرتضی دلاوری در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۸۷ و ساعت 11:37 |