4- ابوالحسن بن هلال از فضلاي روزگار ديلميان و دبير

 

عضدالدوله بود و بسال 384 در بغداد در گذشت وي نيز

 

در خوشنويسي مشهور است

 

 

5- مهيار ديلمي كه از شاگردان تازيگوي روزگار

 

ديالمه و از معاصران عضدالدوله مي باشد وي تا سال

 

392 همچنان به مذهب پدران خود يعني دين زردتشت

 

پاي بند بود و در اين سال به اسلام گرويد اشعاري

 

لطيف در وصف سرزمين خود ايران دارد و ديوان او

 

به عربي سروده است .

 

6- ابوالفضل دينوري كه از مردم خراسان و از

 

خوشنويسان سده ششم هجري است وي را كاتبي

 

پركار دانسته اند و نوشته اند كه 500 جلد قران كريم

 

نوشته و بين سالهاي 518 تا 542 هجري درگذشته

 

است .

 

7- محمد بن علي راوندي و محمود بن محمد راوندي

 

كه اولين نفر نويسنده كتاب مشهور راحه تاصدور و نيز

 

از خوشنويسان سده ششم هجري به شمار مي آيد و

 

خواهر زاده او محمد نيز در خوشنويسي نيز شهرت زياد

 

دارد در اين روزگار كاشان زادگاه اين دو تن از مراكز

 

مهم خوشنويسي بشمار مي آمده است .

 

8- خوشنويس ديگر كه در آغاز سده هفتم در ايران

 

ظهور كرد صفي الدين اورمدي كه در سال 613 در

 

شهر اروميه متولد شد در مدرسه مصطفويه بغداد به

 

تحصيل پرداخت نخست در كتابخانه مشغول شد و

 

سپس بسبب استاديش در علم هنر موسيقي از نديمان

 

خليف گرديد شهرت او در موسيقي در ديگر هنرها او

 

را تحت الشعاع قرار داد بطوري كه بيشتر او را به

 

سبب دانش موسيقي مي شناسند در حالي كه او شاعر و

 

اديب و خوشنويس نيز بوده است پس از سقوط بغداد

 

به دست هولاكوخان ، هولاكوخان او را گرامي مي

 

داشت و افزون بر پنج هزار دينار مقرري به او بخشش

 

فراواني مي كرد و خود نيز از راه نوشتن و كتابت به

 

همين اندازه درآد داشت پس از مدتي به دستگاه

 

عطاملك جويني پيوست كه وزير نامدار عصر

 

 

هولاكوبود مدتي نيز در تبريز معلم شرف الدين گشت

 

و رساله مشهور شرفيه را در موسيقي بنام او تاليف كرد

 

ستاره اقبال صفي الدين در پايان عمر رو به افول

 

گذاشت در پيري گرفتار تنگ دستي شد و به سبب

 

بدهكاري به زندان افتاد و در سال 693 در زندان در

 

گذشت صفي الدين شاگردان بسيار در خط و موسيقي

 

تربيت كرد و مشهورترين آنها خوشنويس نامدار ياقوت

 

مستعصمي  است .دو رساله شرفيه و ادوار كه از

 

شاهكارهاي علم موسيقي است از نوشته هاي صفي

 

الدين است وي بعد از فارابي درخشانترين چهره

 

موسيقي در تاريخ تمدن اسلام و ايران است .

 

 

ياقوت مستعصمي جمال الدين ابوالمجد ياقوت بن

 

عبدا.. مقلب به قبله الكتاب غلام و كاتب المعتصم باا..

 

656تا 640واپسين خليفه عباسي  بود به همين سبب وي

 

را مستعصمي خوانده وي نخستين كسي است كه دو

 

قلم ثلث و نسخ را به حد كمال رساند و نوشته اند كه او

 

در شيوه تراشيدن قلم و قطع قلم دگرگوني پديد آورد

 

و نيز نوشته اند كه در كتابت بسيار سريع القلم بوده و

 

عمري دراز كرد نوشته اند كه يكصد سال زيست

 

ياقوت هر روز بنا به نوشته بعضي از تاريخ نويسان دو

 

جزء قران كتابت مي كرد بنابراين هر ماه دو مصحف

 

بدست او نوشته مي شد و در آخر قيد مي كرد مصحف

 

چندم است و بنا به گفته همين نويسندگان 364

 

مصحف او را ديده اند و هر روز هفتاد كس را سر خط

 

مي داده است.بعد از سقوط بغداد ياقوت به خدمت

 

خاندان جويني درآمد عطاملك جويني مورخ دانشمند

 

و وزير و نويسنده تاريخ جهانگشاه او را بسيار گرامي

 

مي داشت فرزندان و برادر زاده خود را به شاگردي او

 

وا داشته بود و سال مرگ او را 698 و 697 و 696  ثبت

 

كرده اند و جسد ياقوت را در بغداد و در كنار قبر

 

احمد حنبل بخاك سپردند و آثار بسياري از او در

 

كتابخانه ها و موزه هاي مختلف ايران و جهان

 

وجود دارد كه شمار آن بسيار است ولي در صحت

 

انتساب آنها نمي توان اطمينان داشت .

 

ياقوت شاگردان بسياري تربيت كرد كه شش تن از آنها

 

از همه مشهورترند اين شش تن كه شاگردان ستّه

 

معروفند همگي ايراني بوده اند و عبارتند از 1- يوسف

 

مشهدي 2- احمد سهروردي3 - نصرال.. طبيب 4-

 

ارغون كابلي 5- مبارك شاه بن قطب

 

تبريزي 6- سيد حيدر گنده نويس (جلي نويس ).

 

قلمهاي ششگانه : در آغاز سده چهارم هجريث به

 

روزگار ابن مقله قلمهاي رايج به 14 قلم مي رسيد و اين

 

قلمها بتدريج با رواج روز افزون قلم نسخ كه تقريباً

 

براي انواع مكاتبات بكار مي رفت محدود گرديد تا

 

 

اينكه در سدةششم بجز اقلام ششگانه، ديگر اقلام رونق

 

خود را از دست داد و سپس تنها اقلام سته رواج خود

 

را خفظ كرد وضع اقلام سته به ابن مقله نسبت داده

 

اند اما اين دقيق نيست زيرا پيش از او قلمهايي چون

 

محقق و ثلث و رقاع وجود داشته است آنچه ترديد

 

ناپذير است آنكه اين اقلام به تدريج پيدا شد و

 

خوشنويساني چون ابن مقله و بواب و ياقوت هر يك به

 

سهم خود در تكميل آن كوشيده اند كه گفتيم ابن مقله

 

براي نخستين بار قوانين خوشنويسي را بر پايه سطح و

 

دور پديد آورد و معيار اين پايه را با حرف الف و ه

 

قرار داد كه حرف الف تمام سطح و حرف ه تمام دوره

 

است و بر اين اساس اقلام مختلف را به نسبت سطح و

 

دور طبقه بندي كرد و قوانين ديگري بوسيله او وضع

 

گرديد كه بكار خوشنويسي سرو سامان داده شد .

 

        اقلام محقق و ريحان :نام قلم محقق براي اولين بار در

 

        كتاب الفهرست ابن نديم ذكر گرديده است او مي

 

        نويسد :تا آغاز دولت عباسي مردم به همان شيوه خط   

 

          قديم كه ذكر كرديم مي نوشتند و همين كه خاندان

 

       هاشمي ظاهر گرديد خطي پيدا شد كه به آن عراقي مي    

 

    گفتند كه همان خط محقق بود كه به آن وراقي نيز گفته مي    

 

    شد اين خط مرتباً رو به زيبايي گذاشت تا روزگار مامون  

  

   به اوج كمال رسيد بنا به گزارش ابن نديم قلم محقق از  

 

  متفرقات قلم رياسي كه به روزگار فضل بن سهل قلم

 

 

رسمي مكاتبات دربار خلفاء گرديد واژه محقق به معني

 

استوار و محكم است شايد انتخاب اين نام براي اين قلم

 

به اين سبب باشد كه محقق قلمي است محكم و استوار

 

و حروفي از نظر تركيب و شكل كاملاً مجزا بطوريكه

 

هر حرف اين قلم بطور مفرد صحيح و بدون نقض و

 

ناتمام نوشته مي شود در قلم محقق يك چهارم

 

دور است و باقي سطح پس مشابهت با خطوط كوفي

 

بيشتر دارد از جهت سطح بودن قلم ريحان در كتابت

 

تابع محقق است و اصول آن يكي است بنابراين مي

 

توان گفت در قلم محقق 5/1 دانگ دور و 5/4 دانگ

 

سطح است قلم ريحان نيز از نظر اصول مشابه محقق

 

است حتي مي توان آنرا شاخه اي از محقق دانست

 

با اين تفاوت كه قلم ريحان ظريفتر و نازكتر نوشته مي

 

شود هر چند كه وضع اقلام سته را به ابن مقله نسبت

 

داده اند اما بعضي عقيده دارند كه ابداع قلم ريحان از

 

علي بن عبيدة ريحاني است به همين سبب بعضي آن را

 

ريحاني مي خوانند قلم هاي محقق و ريحان تا سدة

 

يازدهم رواج و رونق خود را حفظ كرد تا بتدريج

 

ثلث جاي آن دو را پر كرد و كمتر خوشنويسي به

 

كتابت اين قلم مي پرداخت بعضي از نويسندگان تاريخ

 

خط سبب قانون گذاري اين قلم را ريحان  و ريحاني به

 

اين سبب دانسته اند كه حروف و كلمات در اين قلم با

 

لطافت بسيار شبيه به سبزه و ريحان و گياهان لطيف

 

نوشته مي شده است در اشعار فارسي اشاراتي به اين قلم

 

وجود دارد كه اين وجهه تسميه را مي توان در آن

 

مشاهده كرد يكي از زيباترين نمونه هاي اين گونه

 

اشعار قصيده اي است از حافظ در ستايش قوام الدين

 

محمد وزير شاه شجاع كه داراي اشارات بسيار ظريف

 

است .

 

   خوشنويسان ناموري كه به قلم محقق و ريحان نوشته اند

 

عبارتند :از فضل بن سهل ابوعلي ابن مقله و برادرش

 

ابوعبدال.. ابن بواب محمود كاتب كه قراني به خط او در

 

تاريخ 590 هجري در موزه آستانه حضرت معصومه است

 

ياقوت مستعصمي و شاگردانش بويژه نصرال.. طبيب مقلب به

 

صدر عراقي كه نوشته اند كه از كساني است كه در قلم محقق

 

اصلاحاتي انجام داد احمد سهروردي پير يحيي جمالي

 

صوفي بايسنقر بن شاهرخ تيموري شمس الدين بايسنقري

 

عبدال.. طباخ و شمار بسياري ديگر از خوشنويسان ايراني كه

 

در كتابت اقلام محقق و ريحان استاد بوده اند .

 

احمد سهروردي پسر شيخ شهاب الدين سهروردي كه از

 

شاگردان ياقوت و از خوشنويسان اقلام ششگانه بود

 

نوشته اند كه در بغداد متولد شده و كتيبه بسياري از

 

مساجد و عمارات بغداد به قلم او است و نوشته اند كه

 

در مدت عمر 33 قران كتابت نموده و قراني بقلم محقق

 

عالي به خط او در موزه ايران باستان وجود دارد كه

 

تاريخ كتابت سال 706 هجري است و تاريخ در

 

گذشت او را سال 720 هجري نوشته اند .

 

يحيي جمالي صوفي :او از خوشنويسان سدةهشتم

 

هجري از شاگردان احمد رومي از اساتيد خوشنويس

 

است نوشته اند كه از استاد خود نيز خوشتر مي نوشت

 

گذشته از احمد رومي وي شاگرد مبارك شاه زرين

 

قلم نيز بود و او صوفي مذهب و صاحب مشرب بود و

 

كتيبه اكثر بناهاي نجف اشرف به خط اوست و از آثار

 

بازمانده از وي قران كريمي است به قلم محقق عالي در

 

موزه فارس شيراز و بر روي كاغذ سمرقندي كه تماماً

 

به زر نوشته شده است و با مركب تحرير شده اين اين

 

قران بسيار نفيس در زمان حكومت شاه شيخ ابواسحاق

 

توسط تاش خاتون وقف آستانه شاه چراغ گرديد تاريخ

 

كتابت قرآن سال 746- 745 هجري مي باشد .

 

بايسنقر ميرزا :او فرزند شاهرخ و نوه امير تيموري از

 

شاهزادگان هنرمند تيموري است در بار او مجمع

 

هنرمندان مشهور زمان بود بدانسان كه چنان جمعي از

 

هنرمندان نقاشان خوشنويسان و هنرمندان ديگر

 

شاخه هاي هنري در هيچ درباري گرد نيامده

 

است نوشته اند كه تنها 40 خوشنويس در كتابخانه او

 

بكار كتابت مشغول بودند و خوشنويس نامدار ميرزا

 

جعفر بايسنقري رياست كتابخانه او را به عهده داشت

 

خود وي شاگرد شمس الدين محمد از خوشنويسان

 

مشهور است وي اقلام سته را خوش

 

مي نوشت اما در كتابت محقق ريحان و ثلث توانايي داشت او

 

از مشوقين بزرگ هنر در ميان پادشاهان تيموري بشمار مي آمد

 

از آثار او باز مانده قرآن بسيار يزرگي است كه اوراق آن در

 

كتابخانه ها و موزه ها و مجموعه هاي خصوصي در ايران و

 

خارج متفرق گرديده است و كتيبه هايي از او در مسجد

 

گوهرشاد مشهد به قلم ثلث برجا مانده است او در سن 35

 

سالگي بسال 837 در هرات درگذشت. قرآن نوشته او را بايد

 

يكي از قرآنهاي نوشته شده جهان اسلام دانست صفخات اين

 

قرآن داراي ابعاد 177 در 101 سانتمتر است و هر صفحه شامل

 

هفت سطر مي باشد .(ظاهراً اين قران را براي آرامگاه تيمور

 

نوشته است )

 

ابراهيم سلطان تيموري او فرزند شاهرخ از شاهزادگان هنرمند

 

خاندان تيموري است وي شاگرد پير محمد شيرازي بود اقلام

 

سته را خوش مي نوشت ولي نوشتن قلمها محقق و ريحان و ثلث

 

استاد بود او در شيراز كتابخانه معتبري برپا داشته بود و رياست

 

آنرا نصيرالدين محمد مذهب بر عهده داشت وي نيز چون

 

برادرش بايسنقر ميرزا از مشوقين هنر بود كتيبه هاي بسياري از او

 

در ابنية كه در روزگار حكومتش در فارس بنا گرديد نوشته شده

 

بود كه بعضي از آنها باقي است از جمله نوشته اند كه اين غزل

 

مشهور سعدي را كه مطلع آن به شرح ذيل است :

 

به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست

                                

                                عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست

 

در آرامگاه سعدي نوشته بوده است و كتيبه اي بر سنگ از او

 

هنوز در بقعه شاه مير حمزه در شيراز برجاست نوشتن چند قرآن

 

بسيار زيبا را به او نسبت داده اند كه يكي از آنها هم اكنون در

 

موزه آستان قدس رضوي نگهداري مي شود و به قلم زر است و

 

از شاهكارهاي هنر خوشنويسي بحساب مي آيد .

 

 

او در سال 838 در شيراز در گذشت .

 

    

 

       

 

 نمونه خط ثلث            

قلم ثلث

 

 

بناي قلم ثلث براي نخستين بار در كتاب الفهرست ابن نديم بر

 

مي خوريم او مي نويسد كه ثلث از متصرفات قلم جليل پديد

 

آمد و گفتيم جليل براي كتابت طومار هايي كه بين پادشاهان و

 

خلفاء مبادله مي گشت بكار مي رفت قلم جليل از اقلام بسيار

 

درشت بود و بتدريج از آن اقلام خفي تر پديد آمد و از آن

 

جمله است قلم ثلثين و سپس ثلث و نوشته اند كه واژه ثلث براي

 

اولين بار به قلمي گفته شد كه 3/1 طومار را به هنگام نوشتن مي

 

پوشاند بنابراين پهناي قلم ثلث (قلمي كه ثلث را با آن مي

 

نوشتن )3/1 پهناي قلم طومار بوده است (8 موي استر ) در قلم

 

ثلث بتدريج دگرگونيهايي پديد آمد قلم ثلث كه امروز مرسوم

 

است بنا به نوشته ابن نديم از قلم رياسي اقتباس شده و نخستين

 

كسي كه ثلث را وضع كرد ابن مقله بود كه قواعد اين قلم را بر

 

مبني سطح و دور تنظيم كرد به اين معني كه در ثلث 3/1 يعني 2

 

دانگ سطح بود و 4 دانگ دور البته براي واژه ثلث وجه تسميه

 

هايي ديگر نيز قائل شده اند از جمله گفته اند كه هر كسي ثلث

 

را خوب بنويسد 3/1 هنر خوشنويسي را آموخته است قلم ثلث

 

پس از كوفي رايج ترين قلم متداول در ميان خطوط اسلامي

 

گرديد و يكي از زيباترين آنها بود تا جايي كه ثلث را مادر اقلام

 

ناميده اند قلم ثلث براي كتابت قرآن كريم كتيبه بناها و

 

قطعات خط خوش و عناوين داخل و پشت جلد كتابها بكار مي

 

رفته است ابن مقله و شاگردانش در پيشبرد قلم ثلث موثر بودند

 

و اين قلم بدست ياقوت و شاگردانش به كمال رسيد ثلث

 

نويسان نامدار بعد از ياقوت 1- يوسف مشهدي از شاگردان

 

ياقوت و از خوشنويسان قلم ششگانه و او بعد از مرگ ياقوت در

 

تبريز اقامت گزيد و عبدال.. صيرفي شاگرد او بوده است تاريخ

 

درگذشت او را حدود سال 700 هجري دانسته اند .

 

 

نصراله طبيب ملقب به صدر العراقي از شاگردان ياقوت كه از

 

خوشنويسان اقلام ششگانه بود نوشته اند كه در قلم محقق

 

اصلاحاتي بعمل آورد و كتيبه بعضي از عمارات بغداد به خط

 

اوست و او در سال 740 هجري درگذشته است  .

 

ارغوان بن عبدال.. كاملي يكي از شاگردان ياقوت و از استادان

 

اقلام ششگانه بود نوشته اند كه در بغداد دو مدرسه عالي وجود

 

داشته كه كتيبه هاي آن هر دو به خط ارغوان بوده است آثاري

 

از او در موزه ها و كتابخانه هاي ايران تركيه و هند وجود

 

دارد از جمله قرآني به قلم ريحان نزديك به نسخ با تاريخ 745

 

هجري از او در موزه ايران باستان تهران موجود است ارغوان در

 

حدود 750 هجري درگذشته است .

 

مبارك شاه بن قطب تبريزي ملقب به زرين قلم از شاگردان

 

ياقوت و از خوشنويسان قلمهاي ششگانه بود نوشته اند كه او به

 

غايت خوش مي نوشت و هنگامي كه سلطان ابيس جلاير در

 

نجف اشرف عمارتي بنا مي كرد حضرت علي (ع) را بخواب

 

ديد كه به او فرمان مي دهد كتيبه هاي اين عمارت را مبارك

 

شاه بنويسد به همين جهت او را زرين قلم ناميدن و چنانكه از

 

نامش پيداست از تبريز بود و نوشته اند در طول زندگي 44 قرآن

 

نوشته و درگذشت او را در حدود 760 هجري گفته اند .

 

 

سيد حيدر گنده نويس (جلي نويس )

 

او از شاگردان ششگانه ياقوت بود و اقلام ششگانه را خوش مي

 

نوشت قاضي احمد مي نويسد: دستي مبارك داشت هركس از

 

او تعليم مي گرفت هم خوشنويس مي شد و هم به مقام و مراتب

 

عالي مي رسيد از آن جمله است خواجه علي شاه وزير سلطان

 

محمد الجايتو و همچنين خواجه غياث الدين محمد وزير سلطان

 

ابوسعيد .

 

از سدة 6 تا سدة 12 هجري قمري شمار كثيري خوشنويس قلم

 

ثلث در ايران ظهور كردند نام بعضي از مشاهير آنها به قرار ذيل

 

است :

 

1- زينب شهده از بانوان خوش نويس خراسان در گذشت بسال

 

 574 هجري .

 

2- احمد شاه طبيب از خراسان درگذشت بسال 611 هجري .

 

3- عبدال.. صيرفي خوشنويس نامدار سدة هفتم و هشتم هجري

 

از مردم تبريز او در كتيبه نويسي و كاشي تراشي استاد بود كتيبه

 

هاي عمارت مشهور استاد و شاگرد از كارهاي اوست او شاگرد

 

سيد حيدر گنده نويس بود و خود شاگردان بسيبار تربيت كرد

 

در سال 742 هجري در تبريز درگذشت .

 

4- يوسف مشهدي

 

در طول قرن نهم خوشنويسان بزرگي در قلم ثلث پديد آمدند

 

كه بعضي از مشهوران آنها عبارتند از :

1-   شمس بايسنقري: محمد حسام هروي معروف به شمس

 

بايسنقري استاد باينقر ميرزا از خوشنويسان قلمهاي ششگانه

 

بود افزون بر آن قلم نستعليق را خوش مي نوشت كتيبه هايي

 

از او در بعضي بناهاي مشهد وجود دارد .

 

2-   جعفر تبريزي او نيز بايسنقري لقب داشت و رئيس

 

كتابخانه بايسنقر ميرزا بود او نيز علاوه بر اقلام سته نستعليق را

 

خوش مي نوشت و سال 885 در هرات در گذشت .

 

3-   عبدال.. هروي طباخ كه شاگرد جعفر تبريزي بود او نيز

 

گذشته از اقلام سته در نوشتن نستليق نيز توانا بود قدرت او

 

در ثلث نويسي به پايه اي است كه او را همتاي ياقوت دانسته

 

اند او در هرات مي زيست و اكثر كتيبه هاي هرات

 

بخصوص عمارت گازارگاه بخط اوست كتيبه هايي نيز در

 

عمارات مشهد داشته است عبدال.. هروي تا سال 867 زتده

 

بوده است .

 

قرن نهم تا يازدهم

 

عبدال.. بياني او خواجه شهاب الدين عبدال... مرواريد متخلص

 

به بياني فرزند خواجه شمس الدين محمد كرماني از اشراف

 

كرمان و از وزراي دربارتيمور بود او شاعر بود و در شعر بياني

 

تخلص مي كرد و لقب مرواريد به آن سبب به او داده اند كه

 

مي نويسند پدرش به رسالتي در بحرين رفت و باخود مرواريد

 

هاي گرانبها به ارمغان آورد از آن وقت به مرواريد مشهور شد

 

و اين نام در خاندان او بجا ماند او در جواني به خدمت سلطان

 

حسين ميرزا بايقرا آخرين پادشاه تيموري درآمد و تا آخر

 

دولت سلطان حسين بر سر كار بود و چون دولت تيموريان

 

توسط شاه اسماعيل منقرض گشت به او پيشنهاد وزارت

 

گرديد اما نپذيرفت او علاوه بر اقلام ششگانه قلم هاي تعليق و

 

نستعليق را خوش مي نوشت و در موسيقي استاد بوده و در

 

نقاشي دست داشته و در ادبيات و نظم و نثر طبع آزمايي كرده

 

است نوشته اند كه او مبتكر و نخستين كاغذ ابري است و

 

افشان غبار نيز از ابتكارات اوست تاريخ تولد او را 865 نوشته

 

اند و سال درگذشت او را 932 مي دانند .

                                                                                          نمونه خط نستعلیق

+ نوشته شده توسط مرتضی دلاوری در یکشنبه نهم تیر ۱۳۸۷ و ساعت 11:43 |