هرا

 

هرا (همسر زئوس)

زئوس با خواهرش هرا ازدواج كرد

او دختر رئا و كرونوس است ملك آسمان و رب

 

النوع زنان و همسر زئوس، همسر خدای خدایان

 

است. مقتدر ترين الهه است و سرنوشت زنان از

 

آغاز تا پايان در دست خود دارد و سه نوع معبد

 

دارد يكي بعنوان دوشيزه و ديگري به عنوان زن و

 

سپس بعنوان سرپرست زنان بيوه و هرا الهه ازدواج

 

و زناشویی ومادري است وبصورت زن زيبا و با

 

قيافه و نگاهي جدي و نمونه ايست از يك زن

 

وفادار و بالاي پيشاني او يك تاج است و يك جامه

 

بلندي و عصا جواهر نشان داردو پرنده اي بالاي

 

عصا است و اناري در دست او و در يونان مظهر

 

 

ازدواج و زناشوئي است او از زنبارگی های

 

شوهرش خشمگین است. به همین خاطر الهه

 

حسودی شناخته می شود. او مدام هرکول را که

 

فرزند شوهرش بود، مورد آزار و جفا قرار می داد.

 هرا 

والدین او نیز چون برادرش زئوس که همسرش نیز

 

بود، کرونوس و رئا بودند. از زئوس صاحب

 

دو فرزند به نامهای هب(جواني) و آریس (خداي

 

جنگ)شد و علاوه بر آنها مادر هفائیستوس (خداي

 

صنعت )نیز است. بعد از تولد آفروديت ،هرا

 

خواست فرزندي بدون كمك زئوس بدنيا بياورد

 

كه او منشاءبدبختي و تاريكي شد .ازدواج هرا با

 

زئوس در ابتداءبا دعوا و بي وفايي زئوس و

 

احساسات هرا بوده است .هرا زني حسود و به

 

زيبايي خود بسيار مي نازيده است روزي در بالاي

 

كوه المپ مسابقه اي تحت عنوان زيباترين زن

 

يونان بين هرا و آتنا و آفروديت  برگزار مي

 

گردد و داور اين مسابقه پاريس مي باشدكه او

 

آفروديت را انتخاب مي كندو اين چنان حسادتي

 

در هرا بوجود مي آورد كه جنگ يونان و تروا

 

بوجود مي آيد و هرا تا وقتي كه تمام قوم تروا را از

 

بين نبرد نمي نشيند (هرچند زئوس با ادامه جنگ

 

مخالف است ولي از ترس هرا سكوت مي كند)

 

 

آپولو (آپولون خدای روشنایی (خورشید)، هنرها و

 

 

پیشگویی) .  وی پسر زئوس و لتو و برادر دوقلوی

 

آرتمیس بود محل تولّدش جزیرهٔ دلوس است. رب

 

النوع موسيقي و هنر است و از سرشناس ترين افراد

 

جمع المپ مي باشد و بعضي ها او را خداي

 

وارداتي مي دانند و از آسياي صغير مي گويند است

 

و بعضي از اروپا شمالي ولي يونانيها با تخيلات

 

خود او را بصورت يك خداي يوناني در آورده اند

 

او فرزند زئوس و لتو مي باشد و لتو بقولي دختر

 

آفتاب و قبل از هرا زن زئوس بوده است و هنگامي

 

كه مي خواست فرزندانش را بدنيا بياورد هرا براي

 

او دردسرهاي زيادي بوجود آورد و لتو در غاري

 

بچه هايش را بدنيا مي آورد همرا با درد

 

شديدآپولن و آرتميس فرزندان او هستند.آپولن در

 

اصل خداي نور و روشنايي بود و چون خداي

 

محبوبي است او را خداي موارد بيشتري مي شمرند

 

مثلاًكشاورزي و خداي كمانداري است (تير مثل

 

اشعه خورشيد)و  او در دلفی (دلفس) معبدی

 

داشت که یونانیان باستان، پیشگوی آن را روشن‌بین

 

می‌دانستندو اورا خداي غيب گويي و پيشگويي

 

مي دانندو معابد او غيب گويان مشهوري داشت ،معبد دلفي كه

 

پيش گويي معروفي در آن صورت

 

گرفته است در جنگ كوروش و با كوروسوس بود

 

كه او در دلف رفت و به اوگفتند كه امپراطوري

 

بزرگي در حال نابودي مي بينم و او به خيال اينكه

 

پيروز ميدان است به جنگ بر عليه كوروش

 

برخواست و شكست خورد .آپولون خداي

 

شبانان تيز است چون شبان ني مي زند (موسيقي).

 

او در كودكي مشكلات زيادي داشته است (به

 

خاطر حسادت هرا)ودر چهار روزگي  مجبور مي

 

شود با اژدها يي به نام پیتون مبارزه كند واو را

 

بکشت واو اژدها را با تير مي كشت و جايگاه او را

 

به آتش مي كشد ( بخاطر همين در يونان جواني

 

نجيب زاده كلبه اي را آتش مي زند)آپولون

 

احترامي خاص در بين مردم يونان داشت و در جای

 

وی (دامنهٔ کوه هلیکون) با موزها (دختران زئوس و

 

تمیس، ایزدبانوان هنرهای نه گانه) که ملازمانش

 

بودند مسکن گرفت. او چنگ را که اختراع هرمس

 

بود، ساز مخصوص خود کرد و هنگامي كه چنگ

 

خود را مي نوازد همه از خود بي خود مي گردند و

 

خدای موسیقی و آوازهای خوش گشت. او پدر

 

اسکلپیوس (ایزدپزشكي)ومحافظ

 

 

 

شهر تروا بود.

 

 

 



 

آفرديت يا زهره

 

 او دختر زئوس و الهه عشق و زيبايي است و

 

جذاب ترين و شاعرترين آنهاست و از قديمترين

 

آثار يونان تا امروز اين الهه منبع الهام نويسندگان و

 

شاعران بوده است و زيباترين معابد و كاهنان به او

 

تعلق دارد و در موزه هاي دنيا هيچ كس به اندازه او

 

مجسمه و نقاشي ندارد و اين ها قبل از رنسانس

 

است (5تا15) ومعني اسم او آفريده شده

 

از كف دريااست و ماجراي بدنيا آمدن او همراه با

 

افسانه است و منطق هيچ افسانه اي نتوانسته كه زني

 

به اين زيبايي را تصور كند.زئوس با دريا مي

 

آميزدوصدفي از دل امواج در قبرس سر مي زندو

 

آفرديت از آن ميان بيرون مي آيدو آنقدر زيباست

 

كه باعث حسادت هرا و آرتميس و آتنا  مي

 

گرددو محبوبترين خداي المپ مي باشد و

 

داستانهاي عاطفي مربوط به او بسيار زيادو پرهيجان 

 

است و او داري كمربندي سحر آميز است كه

 

هنگامي كه مي بندد همه را مجذوب خود مي كند

 

وهرا با تمام حسادت و مغرور بودنش يكبار كمربند

 

را از او قرض مي گيردو او همسر هفايستوس(ولكن

 

خداي صنعت)كه زشت ترين خداي جمع المپ

 

است مي شود و شايد فلسفه اي در آن نهفته

 

باشد (سيب سرخ نصيب شغال مي شود)و او با

 

خدایان و افراد زمینی رابطه داشت و از هر کدام

 

فرزندانی آورده است. در ماجرای اعطای «سیب

 

زرین»، به پاریس قول زیباترین دختر زمین، هلنه را

 

داد که موجب آغاز جنگ تروا شدو در اساطیر

 

رومی با ونوس برابر است.آفرديت تعدادي پري و

 

يك فرشته كوچك و خطرناك در اختيار دارد كه

 

هميشه گوش به فرمان اوست و نام او" اروس

 

"است و اوبصورت پسري كوچك است و با تير و

 

كمان قلبها را نشانه مي گيرد و هميشه آمده است

 

تا دلي را با تير بزند.

 

آریس،آرس،مارس (مريخ وخدای جنگ)

پسرآشوب طلب  زئوس و هرا و خدای جنگ

 

است.و دائماًبدنبال جنگ و آتش افروزي بودو با

 

خدايان دعوا داشته و حتي مردم را به جان هم مي

 

انداخت و يونانيها از اين خدا وحشت داشتندو به

 

همين خاطر نسبت بيشتر نداشت و هنگامي كه اين

 

خدا به روم مي رود داراي مقام و احترام زيادي مي

 

گرددو جزءبزرگترين خدايان بحساب مي آيدو بعد

 

از ژوپيتر مهمترين خداي شهر روم مي گرددو

 

روميان او را رب النوع ملي خود مي نامندو آن

 

دوتا گرگ كوچك رموس و رمونوس كه سنبل

 

شهر روم هستند فرزند او مي دانستندو به پرستش او

 

مشغول شدندآريس را يك خداي غير يوناني مي

 

دانند در داستان هومر (ايليارد)از زبان زئوس در

 

جمع خدايان به آريس مي تازد و هنگامي كه او را

 

شماتت مي كند هيچ كس از خدايان به پشتيباني او

 

نمي آيداو فردی رشید و زیبا اما بسیار قسی القلب و

 

خونخوار بوده است خواهرش اریس Eris الهه

 

نزاع و کشمکش، یار جدایی ناپذیر او بود. آرس

 

زمانی خوشحال می‌شد که صدای چکاچک

 

شمشیرها را بشنود، در این زمان او کلاه خود

 

درخشانش را بر سر می گذاشت و سوار بر ارابه

 

جنگ به قلب میدان جنگ می‌رفت و کاری به

 

برنده و بازنده نداشت، فقط به دنبال خونریزی بود.

 

کسانی که همواره همراه او بودند درد، اضطراب،

 

قحطی و گمنامی بودند. هرا و زئوس هردو به

 

آرس بیعلاقه بودند و او بیشتر توسط اهالی تراسیا Thracia

 

 که مردمی وحشی و خشن بودند پرستیده می‌شد.

 

کرکس و سگ جانورانی بودند که در کنار این

 

خدا تصویر می‌شدند(آرس به اين خاطر منفور بود

 

كه از كشتار لذت مي برد و جنگ را بخاطر جنگ

 

و فتنه دوست داشت ولي آْتناجنگ را بخاطر دفاع

 

دوست داشت  .

 

آتنا (ایزدبانوی خرد)

خداي عقل و خرد است واو از قديم مورد علاقه

 

مردم بوده است و مردم آتن آنقدر او را دوست

 

داشتن كه دو تامعبد براي او درست كردندو فرزند

 

زئوس و متيس(خداي خرد)ومورد حسادت هرا

 

بودو هنگامي كه زئوس از خرد متیس هراسان شد

 

وی را فریفت تا به شکل مگسی در آید و او را

 

بلعید. پس از مدتی دچار سر درد شدیدی شد. تیتان

 

ارباب شفا، پرومتیوس، سر او رابا تبر شکافت و آتنا

 

به صورت زنی کامل و سراپا پوشیده در زره و

 

اسلحه از پیشانی زئوس خارج شد. آتنا با این که از

 

عقل و خرد مادرش برخوردار بود، اما به پدر برتری

 

نجست و زئوس او را بسيار دوست داشت اوپشتيبان

 

قهرمانان بود و هركه را هم پشتيباني كرد و اين خدا

 

هرگز عاشق نشد و حتي يكبار از پاكدامني عبور

 

نكرد و حمايت شهر آتن را به عهده گرفته بود و

 

يكبار با پوزيدون برسر شهر آتن در گير مي شود و

 

پوزيدون براي اثبات قدرت خود بايك ضربه

 

صخره اي رامي شكافت و آب از آن جاري مي

 

شود و آتنا در جواب او در آن منطقه درخت

 

زيتون درست مي كند واين درخت بعنوان نشانه

 

صلح است او اگر به جنگ علاقه داشت بخاطر

 

دفاع از شهر بود.. علی رغم اینکه او در نبرد شجاع

 

و خشن بوده اما زنی جنگجو به شمار نمی‌آمده زیرا

 

نبردهای او همه برای دفاع از حریم خانه و شهر در

 

مقابل دشمنان بوده است. اما گاهی هم بی‌رحمانه

 

انتقام می‌گرفت. مثلا زنی پارچه‌باف به نام آراخنه

 

ادعا کرده بود دست‌ساخته‌هایش نسبت به

 

دست‌ساخته‌‌های آتنا برتری دارد.آتنا او را به مبارزه

 

طلبید و بعد از پیروزی، او را به عنکبوت تبدیل

 

کرد. او همچنین با تیتانی به نام پالاس جنگید و او

 

را کشت، پوستش را بالاپوش خود کرد و نام او را

 

به نام خود افزود، چنان‌که در ایلیاد گاهی هومر او

 

را پالاس می‌خواند. در همان مرجع می‌خوانیم که

 

جنگ‌افزار محبوب او نیزه‌ای از چوب درخت زبان

 

گنجشک (ون) با نوک برنجی بوده است. آتنا

 

ایزدبانوی شهر و شهرنشینی، صنایع دستی و

 

کشاورزی است. او برای تربیت و رام کردن اسب،

 

افسار را اختراع کرد.او به كوزه گري و هنرهاي

 

ظريف زنانه مثل توردوزي وحاشيه دوزي علاقه

 

داشت . از دیگر سازه‌های او می‌توان به دوک

 

نخ‌ریسی، چنگ، دیگ، شن‌کش، گاوآهن، کشتی

 

و ارابه اشاره کرد. او فرزند محبوب زئوس به شمار

 

می‌آمده است. به همین خاطر اجازه یافت تا از

 

اسلحه پدرش (آذرخش) استفاده کند. درخت

 

مورد علاقهٔ او زیتون و پرنده او جغد (به علامت

 

خرد) بوده‌ است. رومیان نیز این ایزدبانو را

 

می‌پرستیدند و او را مینروا می‌خواندند. او در جنگ

 

تروا از طرافداران یونانیان بود و چون خدایان در

 

جنگ درگیر می‌شوند، آتنا آرس را با سنگی به

 

خاک می‌افکند و چون آفرودیت به یاری سربازی

 

می‌شتابد و در نجات او می‌کوشد، آتنا ضربتی بر

 

سینه او وارد می‌کند و بر زمینش می‌زند.

 

آرتمیس (ایزدبانوی شکار)

او و برادر دوقلویش آپولو فرزندان زئوس و لتو بودند.

 

اوالهه ای شکارگرو سنگ دل که با همه

 

دلرابایش و کارههای زنانه ازعاشقی بیزاراست و

 

زیبایی که در تصاویر به او نسیت داده اند همراه

 

سخت گیری است و هرکس که به او علاقه مند

 

شودسخت گیری های زیادی می کند و در مجسمه

 

هایی که میسازند هیچ حالت عاطفی ندارد او بسیار

 

خشن است و فرزند لتو می باشد و ازسختگیریهای 

 

و انتقام جوئیهای او سخنهای و داستانهای بسیار

 

گفته اند و ندیمان او حق نداشتند به کسی علاقه

 

مند شوند و معبدی در آسیای صغیر برای او

 

برپاشده است و یادگاری از آموزنها می باشد

 

,آموزنها زنان جنگجویی بودند که در قفقاز زندگی

 

می کردند و افسانه های زیادی در باره آنها روایت

 

شده که دور از ذهن نیست هرچند که عجیب می

 

باشد آنها حکومت مستقلی داشتند و مردها را

 

به آنجا راه نمی دادند و با مردها مخالف بودند و

 

غالباًمردها را می کشتند و برای تولید نسل به

 

سرزمینهای اطراف رفته و هنگامی که بچه بدنیا می

 

آمد اگر پسر بود اورا می کشتند و اگردختر بود با

 

خود می بردند آنها تیر اندازان بسیار ماهری بودند و

 

برای اینکه خوب تیر اندازی کنند سینه سمت

 

راست خود را می بریدند و آنها به خدای آرتمیس

 

علاقه بسیاری داشتند.

 

مرکور (هرمس)

 

این از خدایان قدیمی یونان می باشد در اصل

 

خدای شبانان است و بصورت خدای محافظ

 

مسافران شده و در جنگ تروا پیامهایبین خدایان

 

را رد وبدل می کرد(قاصد) و خدای سفر نیز می

 

باشد و از آنجا که در دنیای قدیم سفر همراه با

 

تجارت بوده و ازآنجا که بازرگانان برای معرفی

 

کالای خود می بایست تعریف کنند او تبدیل به

 

خدای بلاغت نیز شد و وظایف زیادی داشت

 

سفر,تجارت ,سخن پردازی ,شبانی ,قاصدو از آنجا

 

که تمام این کارها مستلزم راه پیمایی بود

 

ورزشکاران نیز تحت حمایت او بودندو در المپ

 

مجسمه ای بود که متعلق به هرمس بود و او یکی

 

ازفرزندان زئوس می باشد که مارش "مایا" است

 

که او از ترس هرا فرزندش را در غار بدنیا آورد

 

در ابتداءمرکور با آپولن اختلاف داشت و لی

 

بعداًجزئ دوستانش شده و خدایی است مهربان

 

که علاقه خداین را جذب می کند.

 

 

ولکن

 

 

فرزند هرا و زئوس می باشدو خدای صنعت و

 

آهنگری است و دائماًبا کوره و آتش در زیر زمین

 

کار دارد و زشت ترین خدای جمع المپ می

 

باشد و یک پای او نیز لنگ می باشد و آن به این 

 

دلیل رخ داد که تولد او زود تر از موقع معین

 

صورت گرفت وهرا بخاط زشتی فرزندش  چون

 

مورد مسخره دیگران قرار نگیرد ازپای او گرفته و

 

از کوه المپ به پایین پرتش می کند و او را دختر

 

اقیانوس گرفته و بزرگش می کند و او از مادرش

 

به این خاطر کینه در دل خود گرفته و کینه

 

ورزی می کند و به همین خاطر تخت زرین بسیار

 

زیبایی می سازد و در کوه المپ برده و برای

 

آشتی با مادرش به او هدیه می دهد و هرا با ناز بر

 

تخت می نشیند ولی تخت دارای تورهای نامرئی

 

بوده و هرا را در تور گرفتار می شود و به نوعی

 

زندانی میشود و او به سپس ولکن به زیر زمین رفته

 

و جمع المپ به هم می خورد و خدایان به

 

مشورت با هم می نشینند که راه حلی پیدا کنند و

 

سپس خدای شراب او را مست کرده و ولکن به

 

یک شرط حاضر می شود که مادرش را آزاد نماید

 

و آنهم به شرط ازدواج با الهه آفرو دیت زیباترین

 

خدای المپ , ودر این  هنگام او هرا را آزاد می

 

کند .او همیشه در زیر زمین مشغول کار می باشد

 

و قصرهای خدایان را او درست کرده است.

 

هستیا (ایزدبانوی تندرستی)

 

رب النوع آتش است و آتش در دنیای قدیم تقدس

 

داشته است و الهه ای بوده جدی و با وقار که کانون

 

خانه بوده است تنور و چراغ .. و این خدا به عنوان

 

مرکزخانواده بوده و آنرا حفظ کرده و خواهر

 

زئوس است و هرگزازدواج نمی کند و دربزم المپ

 

با احترام به او نگاه می کرده اند و معبد اصلی او در

 

جایی قرار داشته که آتش خانوادگی روشن بوده

 

است و هرگزخاموش نمی شده و او مجسمه ای

 

ندارد و در اصل ریشه آریایی دارد و بسیار قدیمی

 

است و چون زائیده یونانی ها نیست داستانهای

 

کمی دارد و این الهه در روم معرف میشود و

 

هیچ خدایی درآانجا به اندازه او با تشریفات مورد

 

 

پرستش نبود و کاهنان معبد وستا که وستال نامیده

 

می شدند ازاحترام فوق العاده و نفوذ زیادی

 

برخوردار بودند و سوگند یاد می کردند که تا آخر

 

عمر مجرد باشند .اگر یک محکوم به اعدام

 

چشمش به وستال می افتاد او عفو می شد و اگر

 

کسی از این قانون سر باز می زد بشدت مجازات

 

می شد.هِستیا ایزدبانوی باکرهٔ اجاق خانه و کانون

 

خانواده در اساطیر یونان بود. او بزرگ‌ترین خواهر

 

زئوس بود و در تمام مراسم خانوادگی قربانی‌ای

 

برای او انجام می‌شد. رومیان هم او را با نام وستا

 

 

می‌پرستیدند. هستیا یکی از سه الههٔ بزرگ نسل اول

 

المپ نشینان (هرا، دیمیتر و هستیا) بود که با زئوس،

 

پوسیدون و هادس فرزندان کرونوس و رئا بودند. او

 

در اصل یکی از دوازده خدای المپ‌نشین بود، اما

 

جای خود را به هفائیستوس داد تا به مراقبت از

 

آتش مقدس اجاق المپ بپردازد. در روایتی آمده

 

که او چنان برای برقراری رابطه از سوی پوسیدون

 

و آپولو تحت فشار قرار گرفت که به سر زئوس

 

قسم یاد کرد بکارتش را تا ابد حفظ کند.  هستیا

 

جای خود را به دیونیسوس داد تا در میان انسان‌ها

 

زندگی کند. دیونیسوس ایزد شراب در یونان

 

باستان، با اصلیت تراکیه‌ای (تراس) بود. یونانیان و

 

رومیان وی را با نام باکوس هم می‌شناختند. او

 

فرزند زئوس و زنی میرا به نام سمله بود. دیونیزوس

 

نه تنها ایزد شراب با قدرت مست کنندگی اش بود،

 

بلکه نماد تمام آیین‌ها و آثار شراب در جامعه بود.

 

پوزئیدون Poseidonپوزئیدون (خدای

 

دریا)                                  

 Poseidon

 

پوزئیدون برادر زئوس است و در قرعه کشی که پس از

 

 

سرنگونی پدرشان انجام شد، دریا را به دست آورد و به نام خدای

 

 

دریا شناخته میشوددریانوردان و ماهیگیران از پرستندگان او به

 

 

شمار می روند. پوزئیدون با آمفی تریتکه نوه اوسیانوس

 

 

تایتان آبهای به هم پیوسته جهان، ازدواج کرداسلحه او یک نیزه سه

 

 

شاخه است، که میتواند جهان را بلرزاند و هر چیزی را درهم

 

 

بشکند. او پس از زئوس قدرتمندترین خدا است و طبیعتی ستیزه

 

 

جو و حریص دارد، به همینبرای به دست آوردن شهرهای

 

 

خدایان دیگر، با آنها درگیر می شده است پوزئیدون برادر زئوس

 

 

است و در قرعه کشی که پس ازسرنگونی پدرشان انجام شد،

 

 

دریا را به دست آورد و به نام خدای دریا شناخته میشود

 

 

دریانوردان و ماهیگیران از پرستندگان او به شمار می روند. 

 

 

او در المپ است و گذشته ازدریا ها و دریاچه ها

 

رود ها نیز در اختیار او است و حرص زیادی نسبت

 

به ممالک خود دارد و برادر کوچکتر خدای

 

خدایان است و در جنگ زئوس وتیتانها به کمک

 

برادرش می رود و بعد که زئوس پیروز می شود

 

وتیتانه شکست می خورند قلمرو هستی بین سه

 

برادر تقسیم می شود و زئوس خدای آسمانها

 

و زمین می شود و پوزئیدون خدای آبها و هادس

 

قلمرو زیر زمین را به عهده می گیرند و چون

 

فرمانبرداری برادر خود را پذیرفته اند همیشه به قول

 

خود وفا دار مانده اند. 

       

هادس Hades

 

هادس (خدای زیر زمین) هادس Hades
Hades

هادس، در قرعه کشی با برادرانش، بدترین سهم را

 

برنده شد و آن جهان زیرزمین یا دنیای مردگان

 

است. از آنجایی که رعایای هادس را مردگان

 

تشکیل میدادند، او به کسانی که موجب افزایش

 

جمعیت سرزمینش می شدند بسیار علاقه داشت.

 

مانند ارینی ها Erinnyes یا خشم و ناامیدی، که

 

کارشان تعقیب گناهکاران و سوق دادن آنها

 

به سمت خودکشی بود. هادس به دلیل حکومت بر

 

زیرزمین، صاحب معادن زیرزمینی هم بود و خدای

 

پروت هم به شمار می رفت. همسر او پرسفونه بود

 

که توسط هادس ربوده شده بود. هادس خدای

 

جهان مردگان بود اما خدای مرگ نبود، تاناتوس Thanatos

 

 خدای مرگ بود.

+ نوشته شده توسط مرتضی دلاوری در شنبه یکم دی ۱۳۸۶ و ساعت 10:12 |