اساطير يونان  

 

يونان كشوري است از نظر جغرافيايي جزيره اي و

 

ايالاتش  از هم جدا و حدود 2000 سال ق م كه

 

آريائيها به آنجا بروند داراي ساكنان بومي بوده و

 

مردمي ساده دل داشته است و خداياني مي پرستيدند

 

داراي سحر و جادو بوده اند و به تابو اعتقاد داشته اند

 

و بعد از ورود آريائيها وضع تغير مي كند و ضمن

 

تحول خدايان اتحادي بين اقوام بومي و مهاجمان

 

بوجود مي آيد و خدايان مذكر و مونث زيادي پا به

 

عرصةوجود مي گذارند ،چون خدايان قوم مهاجم

 

بزور وارد مي شوند در نتيجه جنگي بين اعتقادات دو

 

طرف رخ مي دهد و خدايان با يكديگر مي جنگند و

 

زئوس ايزد مرد قوم مهاجم با هرا ايزد بانوي قوم

 

ساكن ازدواج مي كند  هرا داراي محبوبيت بسيار

 

زيادي در بين مردم بومي مي باشد هرچند اين

 

ازدواج با كشمكش و اختلاف است ولي سرانجام

 

به آشتي منتهي شده و اين به مفهوم صلح بين دوقوم

 

مهاجم و بومي مي باشد.زئوس پدر سالار است

 

داراي قدرت بيشتر و مظهر قواي طبيعت مي گردد

 

و از ازدواج او با هرا خدايان ديگر بوجود مي آيند

 

و او مركز تمام قدرتهاست ،افسانه خدايان يونان از

 

افسانه هاي ديگر نقاط دنيا پر بار تراست وتاثيري

 

كه اين اسطورها گذاشته اند قابل مقايسه با هيچ

 

افسانه ديگر نيست(خدايان چون بصورت انسان و

 

داراي قدرت مافوق هستند آدميان نزديكي بيشتري

 

با آنها پيدا مي كند) به همين دليل كه آنها به شكل

 

انسان هستند و حوادثي كه برايشان اتفاق مي افتد

 

مثل حوادث انساني است و هر كدام نماد يك

 

مظهر طبيعي هستند و سلسله مراتبي دارند

 

و مقرخدايان اصلي در كوه المپ مي باشدكه اين

 

در شمال شرقي يونان و در ساحل درياي اژه قرار

 

دارد و كوه خيلي بلند و قسمتي از آن با شيب تند

 

است و ارتفاع آن 300متر بالاتر مي باشد و صخره

 

هاي آن طوري قرار گرفته است كه گويي مثل

 

صندلي است و هنگام مه يك حالت مرموزي پيدا

 

مي كند و در آنجا دوازده خدا كه شش تااز آنان

 

مرد و شش تاي دگر زن به اسامي زير مي باشند.

 

خدایان المپ یا المپ نشینان 12 تن بودند که پس

 

از سرنگونی تایتانها (Titans خدایان اولیه) به

 

حکومت پرداختند. کوه المپ محل نبرد تایتانها با

 

خدایان دوازده گانه بود و بعدها هم به عنوان محل

 

زندگی خدایان از آن نام برده شد. تمام المپ

 

نشینان به نوعی با یکدیگر نسبت داشتند و بنا به

 

شرایط زمانه هر از گاهی یک یا چند تن از

 

آنها بیشتر مورد توجه قرار می‌گرفت. برای مثال

 

اگر در زندگی واقعی، همسر حاکم یا شخص

 

قدرتمند منطقه از شخصیت قوی یا خانواده

 

مهم‌تری بود، خدایان زن و به خصوص هراکه

 

خدای مادر بود مورد توجه می‌گرفت.

 

اگر جنگی در میان بود، معبد خدای جنگ بیشتر

 

مورد توجه قرار می‌گرفت.خدايان ششگانه عبارتند

 

از  زئوس يا ژوپيتر- نپتون يا خداي دريا(پوزئيدون

 

)- ولكن (هفائیستوس) كه خداي صنعت-

 

مركورخداي سفر و آرمس يا مارس خداي جنگ

 

 

و آپولن خداي موسيقي و ايزد بانوها عبارتند از

 

هرا- آتنا -آرتميس كه الهه شكار مي باشد-هستيايا

 

الهه آتش ونوس يا آفروديت الهه عشق و زيبايي

 

ديميتر يا زراعت .

 

 غير از خدايان موجودات افسانه اي ديگري بنام"

 

موزها" نيز هستند كه هنر و تاريخ را مي سازند.و

 

برخي نيز جزءنديمان آفرديت مي باشند كه به پري

 

هاي جنگلي معروف مي باشند و برخي الهه ها

 

مربوط به آسمان و زمين مي باشند و بجز اينها سه

 

تاي ديگر هستند كه مربوط به زير زمين مي

 

باشندمثل هادس و ترسناك و دوستداشتني نيستند و

 

در تاريكي بسر مي برند.خدايان در بزم المپ جمع

 

مي شوند و نوشابه اي بنام نكتار مي خورند

 

وخدايان داراي قصرهايي هستند باخدمتگزارن

 

بسيار و آپولن موسيقي مي نوازد و در بدن

 

خدايان بجاي خون ماده اي بنام ايگور مي باشد كه

 

باعث شادابي و جاوداني آنها است و اينان به هر

 

شكلي كه بخواهند در مي آيند و دوباره باز به

 

شكل خودشان بر مي گردندو از لحاظ روحي تمام

 

صفات انساني را دارند و حتي صفات پست و پايپند

 

مسائل بد نيز هستند و اگر كسي گردن كشي كند و

 

حتي اگر حق داشته باشد آزار و اذيتش مي كنند و

 

اگر كسي مورد توجه آنها قرار بگيرد تا حد امكان

 

نعمت و نيكي به او مي دهند.  .

 

سنگ برجسته زئوس به همراه همسرش هرا

 

 

به عقيده مردم يونان باستان اصل آفرينش از

 

 

"كرونوس"  سرچشمه مي گيردو او همسري بنام"

 

 

رئا" دارد كرونوس  هيچكاري نمي كرده واو

 

شنیده بود که توسط یکی از فرزندانش سرنگون

 

خواهد شد. به همین دلیل فرزندان خود را می‌بلعید

 

،زئوس که فرزند ششم بود توسط رئا و گایا نجات

 

پیدا کرد  هنگامي كه زئوس بدنيا مي آيد

 

بجاي اينكه او را بخورد سنگي را خورده و دل درد

 

شديدي به او دست مي دهد و تمام خداياني كه تا

 

حالا خورده بالا مي آوردنپتون-هادس- پولتون

 

هرا-وستا-ديميتر-ودر نتيجه لقب زئوس

 

ژوپيترنيزاست وسپس زئوس با کرونوس و دیگر

 

تیتان‌ها وارد جنگ شده و آن‌ها را شکست داد و

 

پدر را سرنگون کرده و کرونوس را تا ابد در

 

تارتاروس زندانی مي كند سپس با برادرانش

 

براساس قرعه، فرمان‌روایی عالم را میان خود تقسیم

 

کردند و زئوس فرمانروای آسمان و زمین شد.

 

سلاح او آذرخش بود که آن را به سمت کسی که

 

او را ناخشنود کرده، پرتاب می‌کرده‌است. یکی از

 

مواردی که او را بسیار خشمگین می‌کرد

 

دروغگویی و پیمان شکنی بوده‌است. زئوس با هرا

 

که خواهرش بود، ازدواج کرد اما به خاطر داشتن

 

ماجراهای عشقی فراوان شهرت داشته‌ و از

 

معشوقه‌هایش فرزندان بسیاری از جمله آپولون،

 

آفرودیته، آرتمیس، هرمس و آتنا داشت.زئوس  

 

خداي نور و آسمان است ولي كم كم تمام صفات

 

را به خود نسبت مي دهد و خدايان ،خدايان مي

 

شودهمه چيز را مي بيند و همه چيز مي داند و اگر

 

چيزي مخالف ميل او باشد به خشم مي آيد و زمين

 

و زمان به لزره در مي آيدو خداي عاقلي است

 

واگر چيزي فرمان مي دهد به خاطر صلاح

 

جهانيان است.ازدواج متعددكرده است و خدايان

 

زيادي بوجود آورده است ولي همسر رسمي او هرا

 

 

مي باشدو" موزها" كه در قصرها به صورت

 

خدمتكار مي باشندفرزندان زئوس مي باشندكه از

 

ازدواج زئوس با يكي از" تيتان ها"(شاخه اي از

 

فاميلهاي زئوس مثل پسر عموهاكه مغلوب زئوس

 

شده اند ولي بعدها يكي از تيتانها بر عليه زئوس قيام

 

مي كند )متولد شده اند.جاذبه هاي سه گانه نيز از

 

فرزندان زئوس هستند و هنگامي كه با يكي از

 

پريهاي دريايي آميزش مي كند بوجود مي آيند

 

آتنا نيز هنگامي كه زئوس با الهه متيس ازدواج مي

 

كند بدنيا مي آيد البته اين تولد غير طبيعي مي باشد

 

 

يعني هنگامي كه زئوي با متيس ازدواج مي كند

 

خدايان ديگر به زئوس مي گويند اگر فرزندي بدنيا

 

بيايد و چون نطفة خدايي دارد رقيب زئوس مي

 

گردد و حتي از زئوس بالاتر قرار مي گيرد و

 

زئوس تحت تاثير قرار مي گيرد و مادر و فرزندش

 

را مي بلعد ولي بعد از 9 ماه درد شديدي در ناحيه

 

سرش احساس مي كند و بقدري شديد است كه

 

كاهنان تحت تاثير قرار مي گيرند و خداي صنعت

 

به ياري او مي آيد و سرش را با تبر مي شكافت تا

 

آتنا بدنيا بيايد.از ازدواج لتو خداي آفتاب با زئوس

 

 

دو خداي قوي بنام آپولون و آرتميس بدنيا مي

 

آيند هر چند كه هرا مخالف اين ازدواج بود. با"

 

تميس " هم ازدواج مي كند و فرزندان آنهانمادي

 

از قوانين ،صلح و آرامش و شب وفصلها هستند.در

 

سرتاسر يونان و حتي روم براي زئوس

 

پرستشگاهايي ساخته اند ودر شهر دودنس

 

پرستشگاهي است كه در نزديكي آن درخت بلوط

 

بزرگي است و هنگامي كه باد مي آمد صدايي در

 

لابه لاي برگها مي پيچيد و مردم تصور مي كردند

 

كه صداي زئوس مي باشد.در معبد المپ كه

 

مجسمه معروف و بسيار مشهور" فيدياس " بود كه

 

سمبل خداي زئوس شده بود و صورتي كه از او

 

نشان مي دادند بصورت مردي بسيار باشكوه و با

 

موهايي فراوان كه برتخت نشسته و در دست راست

 

او تازيانه اي است ودر زير پايش عقابي .

+ نوشته شده توسط مرتضی دلاوری در شنبه یکم دی ۱۳۸۶ و ساعت 10:13 |