تپه حاجي فيروز:براي نخستين بار در سال 1958 ميلادي توسط دكترچارلز برني يكي از اعضا هيات دايسون حفاري شد ودر فصول بعد حفاري در اين محل را دكتر كايلريانگ و دكتر مري ويت و دو تن ديگر از از اعضا هيات دايسون ادامه دادند.گزارش كامل حفاري در حاجي فيروز ابتدا به صورت رساله ي دكتراي خانم مري ويت و سپس به صورت كتاپ چاپ و منتشر شد حاجي فيروز تپه اي كوچك است كه در دو كيلومتري جنوب تپه حسنلو واقع شده است در حفريات مقدماتي چهار طبقه استقراري و قسمتي از طبقه پنجم مشخص شد بعلت بالا بودن سطح آبهاي زير زميني ادامه ي حفاري در طبقه پنجم با مشكلات فراوان روبرو شد زير اين طبقه يك طبقه استقراري ديگر ديگر نيزمشخص شد .
ساكنان حاجي فيروز منازل خد را به صورت اتاقهاي منفرد در اطراف يك حياط مي ساختند .ديواراين اتاقها را با خشتهايي كه شكل نامنظمي داشتند بنا مي كردند كاملترين اطلاعات در مورد معماري حاجي فيروز از محوطه اي به وسعت ده ترانشه 5 در5 متر كه در قسمت شرقي تپه حفاري شد بدست آمد.خانه هاي طبقات اوليه به صورت يك اتاق منفرد بود كه داخل آن بوسيله يك ديوار تقسيم كننده به دو بخش تقسيم شده بود اين ديوار تقسيم كننده از محل اتصال به يك ديوار تا وسط اتاق امتداد داشت از طرف ديگر اين ديوار تقسيم كننده نقش نگهداري چند تير چوبي كوتاه سقف را نيز به عهده داشت با استفاده از اين ديوار تقسيم كننده بود كه براي پوشش سقف مي توانستند از تيرهاي چوبي كوتاه نيز استفاده كنند از طرف ديگر اين ديوار تقسيم كننده فضاي داخل اتاق را نيز به دو بخش كاملا مجزا از نقطه نظر عملكرد تقسيم مي كرد در بخشي از اتاق فعاليتهاي روزمره انجام مي گرفت و بخش ديگر به استراحت ساكنين خانه ها اختصاص داشت .
در قسمتي كه فعاليتهاي روزمره انجام مي گرفت يك يا دو اجاق ساده و چند انبارك كوچك ساخته شده بود و خمره هاي بزرگ ذخيره آذوقه كه قسمتي از آنها را قبلا در حصير مي پيچيدند در كف اتاق قرار داده مي شد در طبقات پايين فقط يك اجاق نعل اسبي ساخته شده بود اتاقها مربع مستطيل و معمولا 4در 5/6 متر وسعت داشتند آستانه ورودي اين اتاقها در خارج اتاق به شكل يك پشته كوتاه بود و در داخل اتاق با يك پله به كف مي رسيد كف اتاقها را ابتدا با خاك نرم زرد رنگي مي پوشانيدند و سپس آن را مي كوبيدند گاهي اثر رنگ قرمز كه روي اين كف كوبيده پاشيده شده بود هنوز باقي بود.
سفال از تمام طبقات استقراري بدست آمد خمير سفالهاي حاجي فيروز قرمز متمايل به نخودي كمرنگ هستند سفالها خشن و دست ساز و ماده چسباننده آنها كاه خرد شده است سفالهاي حاجي فيروز را مي توان به دو گروه ساده و منقوش تقسيم كرد در هر صورت به علت پايين بودن درجه حرارت سفالها سبك و ترد و شكننده هستند فرم بيضي دلخواه ترين فرمها بوده است رايج ترين نوع ظروف خمره هاي ذخيره آذوقه و كاسه هاي كم عمق هستند در ميان سفالهاي طبقات پايين تر سفال خشن معروف به "سيني پوست كني" نيز ديده شده است تزئينات سفالهاي منقوش را عناصر نقشي هندسي ساده مانند زيگزاگها و مثلث ها و لوزيهايي كه با كم دقتي و با محلول گل اخري روي زمينه اي به رنگ صورتي متمايل به نخودي نقاشي شده اند تشكيل مي دهد سطح سفالها صيقل شده بود و نونه هايي نيز بدست آمدند كه داراي لعاب گلي غليظ كرم رنگ بوده اند .
حفار معتقد است كه سفالهاي حاجي فيروز را با روش قالب گيري و با استفاده از قالب سبدي مي ساختند و پس از خشك شدن سفال آن را از داخل سبد خارج مي كردند و روي آن را با گل سفال با دست هموار مي كردند تا اثر سبد محو شود و سپس سطح سفال را صيقل مي كردند استفاده از چنين روش ساخت سفال را در تل ابليس و تپه يحيي نيز گزارش دادند .تعداد زيادي پيكرك حيوان و انسان بدست آمد چندين پيكرك گلي انسان بدست آمده اند كه داراي خصوصيات ويژه اي هستند كه به نام "پيكرك نوع حاجي فيروز" مشخص مي شوند روي بدن اين نوع پيكركها فرو رفتگيهاي كوچكي با ناخن و يا شيي ء نوك تيز ايجاد شده كه به نظر مي رسد تقليدي از لباس است .
چندين نمونه سردوكهاي گلي و اشياء مختلف استخواني مانند سوزن و درفش بدست آمد مقدار كمي تيغه هاي سنگي بدست آمد كه نيمي از آنها از سنگ ابسيدين ساخته شده بودند درميان اشياء سنگي چندين نمونه شيارگر سنگي و سنگ تيزكن وسايل استخواني ديده مي شود .
در مجموع چهار گور دسته جمعي مشخص شدند در يكي از اين گورهاي دسته جمعي بقاياي استخوان هاي 13 نفر شامل 5 طفل و 8 انسان بالغ بدست آمد اين گور در داخل روستا و پشت يكي از اتاقها حفر شده بود كه روي آن را تير انداخته بودند و سپس روي تيرها را با خاك پوشانده و سپس كوبيده بودند
چنين به نظر مي رسد كه اجساد اين 13 نفر به دفعات در گور نهاده شده است و فقط كليه قطعات استخوان بدن آخرين نفر در جاي خود قرار داشت در يكي ديگر از گورهاي دسته جمعي بقاياي استخوان هاي 17 نفر بدست آمد درگورهمراه اجساد اشياء مختلف مانند كاسه هاي كوچك سفالي سردوكهاي گلي تيغه هاي سنگي و گاهي نيز شيارگر سنگي قرار داده مي شد در پاره اي موارد اثر گل اخري روي استخوانها ديده شده است .
از نظر اقتصادي ساكنان حاجي فيروز كشاورزان و دامداراني بودند كه گندم دانه درشت و گندم نان و جو را كشت مي كردند و رمه هاي بزو گوسفند و احتمالا خوك نگهداري مي كردند در كشاورزي از روش كشت ابي نيز استفاده مي شد سايش شديد دندانها نشان مي دهند كه غلات درصد عمده اي از مواد غذايي مورد مصرف را تشكيل مي داده است .
درباره موطن اصلي حاجي فيروز اطلاعي دردست نيست ولي سفالهاي حاجي فيروز با سفالهاي تپه ي سراب شباهت بسيار نزديكي دارند دكتر دايسون و دكتر مري ويت معتقدند كه حاجي فيروز هم افق با دوره حسونا در بين النهرين است و معرف دورهي استقرار دايم در روستاها در آذربايجان است .
با توجه به تاريخهايي كه بر اساس كربن 14 در دست است مي توان براي دوره استقرار تاريخي برابر با حدود ميان 5500 تا 5000 ق م راتعيين كرد .
